حاجی یکی بود تو دانشگاه خرخوووووون ولی لاشی ????، هم اتاقیمون بود تو خوابگاه کلی رفیق بودیم با هم ولی سر امتحانا میرفت به دخترا تقلب میداد به ما هیچی ???، بعدم که بهش میگفتیم چرا نرسوندی میگفت صداتو نشنیدم ??
چند روز پیش یکی از دخترای آشنامون بعد کلی وقت زنگ زد اول سلام و احوالپرسی کرد بعد گفت چنتا سوال دارم میتونی حل کنی مهلتش تا دو ساعت دیگس. منم بی خبر حل کردم نگو سوالای امتحانشون بوده. لامصب زرنگ بود خودش سوالا رو رو کاغذ نوشت که شک نکنم.
خواستم بگم همه دخترا هم خرخون نیستن :))
دیدگاهها