بنظرم تدی سالم بود اما ترجیح میداد که دیوانه باشه ( به قولی خودش رو زده بود به نفهمی چون نمیتونست گذشته خودش رو تحمل کنه)
چون آخر فیلم گفت «که کدوم بدتره؟ زندگی کردن مثل یه هیولا، یا مردن مثل یه انسان خوب …؟»
اون سکانس داخل غار توی دل سخره ها کاملا نشون میده اون سناریو ساختگی نبوده و واقعا بیمار بوده
من که نسبتا خوشم اومد، برای من در حد یک بار دیدن خوب بود و پایانشم عالی بود
به نظرم آخرش خوب شده بود، یعنی درمانش جواب داده بود، ولی نمیتونست با کاری که کرده بود زندگی کنه و ترجیح داد اون عمل رو روش انجام بدن تا دیگخ هیچی نفهمه
فکر کنم دیوانه بود ولی یه چیزی که هست تا جایی که یادمه(یک سال پیش دیدم) تدی با اون زنه که صحبت میکنه در مورد این جزیره و کارایی که میکنن خوابش میبره و وقتی بیدار میشه تو رویا نیست و همون وضعیت بر قراره و زنه میگه برو از اینجا
خیلی وقت پیش این فیلم رو دیدم جزئیات فیلم رو ب یاد ندارم
جو رازالود فیلم رو دوست داشتم با لوکیشن فیلم ی تیمارستان در جزیره دور افتاده همراه شخصیت مریض و سردرگم در خاطرات گدشته دی کاپریو
الان که بهش فکر میکنم از پایان فیلم خوشم نیومد ( درست و عالی نبود) چون پایان فیلم دیوانه بودن دی کاپریو از دیوانه نبودن شخصیتش بیشتر باور پدیر بود
دیدگاهها