قهرمانی در لیگ برتر هویت آرسنال را تغییر نداده؛ بلکه آن را مستحکم‌تر کرده است. پس از پایان انتظار ۲۲ ساله برای فتح لیگ برتر، برخی انتظار داشتند میکل آرتتا تیمی آزادتر و تهاجمی‌تر بسازد؛ اما آرسنال به‌جای کنار گذاشتن عادت‌های قدیمی، همان هویت قهرمان را کامل‌تر کرده است. این تیم تغییر ماهیت نداده؛ منظم‌تر و باتجربه‌تر شده است.

پیروزی یک بر صفر در آنفیلد، بهترین تصویر از این پیشرفت است. آرسنال پس از ۱۴ سال و ۱۶ سفر ناموفق در تمامی رقابت‌ها، سرانجام در خانه لیورپول به پیروزی رسید. آخرین برد توپچی‌ها در این ورزشگاه به سال ۲۰۱۲ برمی‌گشت؛ روزی که آرتتا در خط میانی بازی می‌کرد و لوکاس پودولسکی گل زد. ۱۴ سال بعد نیز یک مهاجم آلمانی دیگر، کای هاورتس، با گل خود سه امتیاز ارزشمند را برای تیمش به ارمغان آورد.

این پیروزی فقط طلسم آنفیلد را نشکست؛ آرسنال با کسب سه امتیاز، سه امتیاز از منچسترسیتی پیش افتاد، فاصله‌اش با برایتون را به پنج امتیاز رساند و اختلافش با تیم آندونی ایرائولا را به ۹ امتیاز افزایش داد. این برد در یکی از دشوارترین ورزشگاه‌های انگلیس، پیام روشنی برای تعقیب‌کنندگان داشت.

بااین‌حال، برخی انتظار داشتند قهرمانی پس از ۲۲ سال، ذهنیت آرسنال را تغییر دهد و آرتتا به تیمش آزادی هجومی بیشتری بدهد. آیا قرار بود ترمز دستی توپچی‌ها رها شود و ابعاد تازه‌ای از توانایی‌های تهاجمی آن‌ها آشکار شود؟ نمایش‌های ابتدایی فصل پاسخ روشنی داده‌اند: خبری از تغییر ماهیت نیست؛ آرسنال همان اصول را با کیفیت بیشتری اجرا می‌کند.

وابستگی آرسنال به ضربات ایستگاهی کاهش یافته و در عوض، بیشتر با حرکات ترکیبی گل می‌زند. گل هاورتس مقابل لیورپول نمونه‌ای از این پیشرفت بود: اشتباه آلیسون در ارسال توپ، فرصت را در اختیار آرسنال قرار داد و توپچی‌ها با حرکتی حساب‌شده، هاورتس را در موقعیت گلزنی گذاشتند تا او با ضربه‌ای ساده کار را تمام کند. دکلان رایس پنجمین پاس گل فصلش را ثبت کرد؛ هر پنج پاس گل هافبک انگلیسی در جریان بازی به ثبت رسیده‌اند.

با وجود این تغییرات، آرسنال همچنان تیمی متکی بر انضباط تاکتیکی، ساختار دفاعی مستحکم، قدرت بدنی و تعهد جمعی به دفاع است. اصول قهرمانی فصل گذشته کنار گذاشته نشده‌اند؛ بلکه تقویت شده‌اند. آرتتا همچنان به کنترل فضاها، محدود کردن موقعیت‌های حریف و حفظ تعادل تیم اهمیت می‌دهد و بازیکنانش این برنامه را هماهنگ‌تر اجرا می‌کنند.

عملکرد توپچی‌ها در آنفیلد گواه روشنی بر این موضوع بود. لیورپول حتی یک شوت در چارچوب نداشت؛ اتفاقی بی‌سابقه در میان ۴۴۲ مسابقه بررسی‌شده در آنفیلد از فصل ۰۴-۲۰۰۳ به بعد. چنین آماری فقط حاصل عملکرد مدافعان نیست؛ تمام تیم باید در بستن فضاها و مسیرهای شوت‌زنی مشارکت داشته باشد.

آرتتا پس از مسابقه گفت لیورپول در چند صحنه به شوتزنی نزدیک شد، اما متوقف کردن چنین حریفی را نیازمند تمرکز و تعهد همه بازیکنان دانست. او این آمار را دستاوردی استثنایی دانست.

این نمایش دفاعی البته به‌سادگی به دست نیامد. آرسنال به‌ویژه در نیمه نخست زیر فشار شدید لیورپول قرار گرفت و برای دقایقی در زمین خودی محاصره شد. آرتتا می‌دانست تیمش باید این فشار را تحمل کند؛ چراکه لیورپول با حملات عمقی و ایجاد آشفتگی، از کوچک‌ترین فرصت‌ها استفاده می‌کند. او معتقد بود بازیکنانش باید از چنین نبردهایی لذت ببرند؛ چون یک لحظه غفلت می‌توانست برتری را از آن‌ها بگیرد.

آرسنال خوش‌شانس هم بود؛ کشیده شدن پیراهن الکساندر ایساک توسط یورین تیمبر در محوطه جریمه می‌توانست پنالتی باشد، اما داور و کمک‌داور ویدیویی اعتقادی به خطا نداشتند. توپچی‌ها در انتقال از دفاع به حمله نیز تصمیم‌های مناسبی نگرفتند و اگر در ضدحملات آرامش و دقت بیشتری داشتند، شاید با اختلاف مطمئن‌تری پیروز می‌شدند.

خریدهای تابستانی نیز نشان می‌دهند آرتتا قصد بازسازی فلسفه تیمش را نداشته است. آرسنال در کنار سرمایه‌گذاری ۴۰ میلیون یورویی روی کریستوس تزولیس، حدود چهار برابر این مبلغ را برای جذب دو بازیکن باتجربه لیگ برتر، برونو گیمارش و ازری کونسا، هزینه کرد تا ستون‌های اصلی ترکیب را تقویت کند.

گیمارش به خط میانی آرسنال تجربه و عمق بخشیده است. روحیه رقابتی و میل این بازیکن برزیلی به پیروزی، از دلایل جذب او بود؛ ویژگی‌ای که پیش‌تر با تکل روی خط دروازه مقابل بردلی بارکولا و شادی پرشورش مقابل هواداران آرسنال نشان داده بود.

کونسا نیز خیلی زود در آرسنال جا افتاده است. پیروزی آنفیلد در شرایطی رقم خورد که بوکایو ساکا و ویلیام سالیبا غایب بودند. عملکرد مدافع انگلیسی باعث شد جای خالی سالیبا کمتر احساس شود: او در هشت مورد از ۹ دوئل پیروز شد، چهار تکل موفق از پنج تلاش داشت و بهترین آمار دقت پاس را ثبت کرد. آرامش با توپ و اطمینانش در دفاع، شروع موفق او را توضیح می‌دهد.

بازی‌های آرسنال معمولاً پرگل نیستند و فعلاً نیز نیازی به چنین چیزی احساس نمی‌شود. توپچی‌ها پس از ۹ مسابقه، ۱۴ گل زده و تنها پنج گل دریافت کرده‌اند؛ مجموع ۱۹ گل زده و خورده که در ۲۵ سال اخیر برای صدرنشین لیگ در این مقطع از فصل بی‌سابقه بوده است. مجموع گل‌های مسابقات آرسنال نیز تنها ۱۹ گل است؛ پایین‌ترین رقم مشترک برای یک صدرنشین پس از ۹ هفته از فصل ۰۲-۲۰۰۱.

این اعداد از تیمی می‌گویند که برای بردن به گل‌های فراوان نیاز ندارد. لیورپول به توپچی‌ها اجازه داد گل اول را بزنند؛ اتفاقی که معمولاً به سود آرسنال تمام می‌شود. تیم آرتتا در ۸۱.۱ درصد از ۱۶۹ مسابقه لیگ برتری که ابتدا گل زده، پیروز شده است. گل اول به آن‌ها اجازه می‌دهد با استقرار در ساختار دفاعی و کنترل فضاها، حریف را به مسیر دلخواه خود بکشانند.

به‌جز شکست مقابل برایتون، آرسنال در هشت مسابقه دیگر این فصل پیروز شده است. توپچی‌ها در پایان فصل گذشته نیز ۱۳ مورد از ۱۴ مسابقه پایانی خود را بردند. مقایسه نتایج فصل جاری با بازی‌های مشابه فصل قبل مقابل ساندرلند، ناتینگهام فارست و لیورپول نشان می‌دهد آرسنال هفت امتیاز بیشتر کسب کرده است؛ پیشرفتی که بدون تغییر سبک بازی به دست آمده است.

آرسنال نه تغییر تاکتیکی گسترده‌ای داشته و نه از فلسفه اصلی خود فاصله گرفته است؛ بلکه با پیشرفت‌های تدریجی، فرمولی را کامل‌تر کرده که پیش‌تر نیز برای قهرمانی کافی بود. شاید فوتبال این تیم همیشه پرگل نباشد، اما توانایی‌اش در کنترل مسابقه و حفظ برتری، نقطه قوتی است که رقبا باید جدی بگیرند.

آرسنال جدیدی در کار نیست؛ همان تیم فصل قبل را می‌بینیم که حالا باتجربه‌تر، قدرتمندتر و مطمئن‌تر شده است. پیروزی در آنفیلد، بدون حضور ساکا و سالیبا و در شرایطی که لیورپول حتی یک شوت در چارچوب نداشت، تصویری روشن از بلوغ تیم آرتتا ارائه کرد. توپچی‌ها دیگر برای اثبات قدرتشان به پیروزی‌های پرگل احتیاجی ندارند؛ آن‌ها می‌دانند چه زمانی باید حمله کنند، چگونه فشار حریف را تحمل کنند و چطور از برتری خود محافظت کنند. آرسنال همیشه بر پایه کنترل مسابقه ساخته شده بود؛ اما حالا، دست‌کم در شروع فصل جدید، بیش از هر زمان دیگری بر جریان بازی و سرنوشت مسابقات مسلط به نظر می‌رسد.