هردو فوق العاده.دوشاعر استثنایی شهرم.
خودم حافظ رو بیشتر دوست دارم و خیلی اشعارش رو میخونم نسبت به سعدی.ولی عسدی هم فوق العاده ست.گلستان سعدی یکی از قویترین کتابهای تاریخ ایران هست که هرکی بخونی مرتبه فکریش چن پله بالا میره
تعداد رای ها به سعدی نشون میده که تواین مملکت ازادبیات اندازه مدفوع هم حالیشون نیست این مقایسه توهین به حافظ هستش .حافظ بهترین شاعردنیاس سعدی یه بولدشده بتمام معناست
باورکن کسانی که به سعدی رای دادن نه شعرهای حافط ودرک کردن ونه اشعارسعدی رو خوندن
چندتاسعدی شناس تودنیا میشناسین که شعرهای سعدی اونو مجذوب کرده باشه؟ درمورد حافط چی
حتی کلی اشکال دستوری توی نثرهای سعدی هست که لفظ استادسخن برای ایشون مسخره میاد
ای یار مخوان ز اشعار الا غزل حافظ
اشعار بود بیکار الا غزل حافظ
در شعر بزرگان جمع کم یابی تو این هر دو
لطف سخن و اسرار الا غزل حافظ
استاد غزل سعدیست نزد همه کس لیکن
دل را نکند بیدار الا غزل حافظ
صوفیه بسی گفتند درهای نکو سفتند
دل را نکشد در کار الا غزل حافظ
در شعر بزرگ روم اسرار بسی درج است
شیرین نبود ای یار الا غزل حافظ
آنها که تهیدستند از گفتهٔ خود مستند
کس را نکند هشیار الا غزل حافظ
غواص بحار شعر تا در بکفش افتد
نظمی که بود در بار الا غزل حافظ
شعری که پسندیده است آنست که آن دارد
آن نیست بهر گفتار الا غزل حافظ
ای فیض تتبع کن طرز غزلش چون نیست
شعری که بود مختار الا غزل حافظ
حافظ:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
.
اما در واقع به قول دیگر شعرا
هر آنکس چیز میبخشد ز مال خویش مبیبخشد
نه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را
.
هر آن کس چیز می بخشد، به زعم خویش می بخشد
یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را
کسی چون من ندارد هیچ در دنیا و در عقبا
نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
.
سعدی با کلمات بازی میکنه
روی خوش و آواز خوش دارندهریک لذّتی
بنگر که لذت چون بود محبوب خوش آواز را
.
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجــــائیم در این بحـــر تفکّر تو کجایی
.
ای یار ناسامان من از من چرا رنجیدهای؟
وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیدهای؟
ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من
لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیدهای
بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پرخون شدم از من چرا رنجیدهای
گر من بمیرم در غمت خونم بتا در گردنت
فردا بگیرم دامنت از من چرا رنجیدهای
من سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو از من چرا رنجیدهای
دیدگاهها