مقدمه

مارتین تایلر :"مسی اینجاست، او دوباره اینجاست. این شگفت انگیز است! این یک حرکت در سطح جهانی است!» "

نیمه نهایی چمپیونز لیگ مقابل بایرن بازی رفت(2015)

پیتر دروری: "اما این مسی است. عبور از دو... سه... چهار، فوق العاده! فوق العاده! فوق العاده، او چگونه می تواند، یک گل فراطبیعی از لیونل مسی!»"

نیمه نهایی چمپیونز لیگ مقابل رئال مادرید بازی رفت(2011)

همیشه می گویند کلمات نمی‌توانند داستان‌های زیبا را بازگو کنند، با این حال، همین چند کلمه برای ایجاد شوق در دل هواداران بارسلونا در سراسر جهان کافی است. این کلمات احساسات خام آن روزهای باشکوه گذشته را تداعی می‌کند؛ آن شب های پرشور لیگ قهرمانان، برهه ای از زمان که تمام هواداران سرسخت بارسا عادت داشتند چشمان خود را به صفحه تلویزیون بچسبانند تا جادوی پیش روی خود را تماشا کنند.

 آن تیم فاتح، که رنگ های آبی و قرمز بر تن می‌کرد، لبخندی بر چهره‌ی تمام هواداران می‌آورد، اما در قلب همه، تنها یک مرد بود -لیونل مسی- یک بازیکن فراطبیعی در نسلی از فوتبالیست‌های خارق‌العاده.

آغازی محقرانه لیونل مسی که در روزاریو از والدینی از طبقه کارگر متولد شد، شروعی نسبتاً محقرانه داشت. اما آن علاقه و عشق به بازی زیبا از همان ابتدا در او نمایان بود. او آماده بود تمام توانش را برای این ورزش بگذارد.

انریکه «کوئیک» دومینگز | این فوتبال است (مستند آمازون پرایم)

«او هرگز به چیزی نه نمی‌گفت. اگر به او می گفتم بدو، می دوید. اگر به او می گفتم تمرینی انجام بده، آن را انجام می داد. تنها کاری که باید انجام می‌دادم تشویق و حمایت او بود.»

این نقل قول از مربی اش، انریکه دومینگز، نشان می‌دهد که فداکاری او، چیزی نبود که یاد گرفته باشد، بلکه فضیلتی بود که از ابتدا در وجودش قرار داشت و از کودکی بر قلبش حک شده بود.

همانند هر هنرمند دیگری، مسی نیز دارای سطوح عالی از استعداد و میل به مبارزه برای رویاهایش بود. تنها چیزی که او نیاز داشت یک بوم نقاشی بود، هنگامی که پدرش او را برای آزمایش به بارسلونا برد، او شانس خود را گرفت.او قبل از اینکه بفهمد، توسط بارسلونا انتخاب شده بود و اینگونه سفری که دنیای فوتبال را دگرگون کرد آغاز شد. آغاز این سفر رویایی به آن سادگی ها نبود باشگاه بارسلونا مجبور شد مبلغی برا بازیکن زیر 14 سال بپردازد تا بتواند او را نگه دارد، آن ها این ریسک را پذیرفتند و بعد ها نتیجه اش را دیدند، نتیجه‌ای که برایشان قابل تصور نبود.

 

شماره 9 کاذب

وقتی صحبت از لیونل مسی می شود، نمی توان از موقعیت 9 کاذب او، زیر نظر پپ گواردیولا صحبت نکرد. تبدیل شدن به تعریف یک موقعیت خاص آسان نیست، اما برنده شش توپ طلا توانست به این شاهکار دست یابد. وقتی لئو 19 ساله بود، نشان داد با بقیه فرق می‌کند و کم کم به تیتر اخبار تبدیل شد، اما پتانسیل واقعی جواهر بارسا در پیروزی 6-2 مقابل رئال مادرید به نمایش گذاشته‌شد.

نه کاذب، مهاجم مرکزی است که بین خطوط بازیکنان حریف عقب می نشیند و فضاها و موقعیت هایی برای گلزنی ایجاد می کند. «لاپولگا» در این موقعیت بی نظیر بود زیرا باعث می‌شد تمام توانایی‌هایش را به نمایش بگذارد. برخلاف اکثر بازیکنان، مسی دارای ترکیبی مرگبار از مهارت‌هایی بود که نیاز به استفاده از این موقیعت غیر متعارف را آشکار می‌کرد. در هر لحظه از بازی مسی با دویدن‌های خاص خود یا تله‌پاتی با بازیکنانی چون ژاوی، اینیستا، آلوز و آلبا می‌تواند سد محکم دفاع حریف را بشکند.

در حالی که او یک دریبل‌زن قهار و یک گل‌زن تمام عیار بود، این پاس‌های فوق‌العاده و دید حیرت‌انگیزش اش بود که او را به یک جواهر گران بها تبدیل کرد؛ علوه بر این او یک بازی خوان خارق العاده نیز بود او همیشه بهترین تصمیم را در بهترین زمان ممکن می گرفت.

پپ گواردیولا | این فوتبال است (مستند آمازون پرایم)

«درک بازی او بی نظیر بود، او در هر موقعیتی سریع تصمیم خود را می‌گرفت،و هر بار تصمیمش درست بود» 

یک رهبر متفاوت

لئو مسی در بیشتر موارد یک رهبر خاموش بود، عملکرد او به جای او حرف می زد، در اواخر دوران او در بارسلونا شاهد آن بودیم که نبودش در یک بازی به شدت به تیم آسیب وارد می‌کرد، صرف حضور او در زمین برای بالا بردن روحیه بازیکنان کافی بود، او هاله جادویی در اطراف خود داشت که می‌توانست در سرسخت ترین بازیکنان نیز ترس ایجاد کند او می‌تواند یک تیم متوسط را به یک تیم سطح بالا تبدیل کند. اما چیزی که بسیاری از مردم فراموش می کنند در مورد آن صحبت کنند شخصیت او است. هر زمان که بازیکن جدیدی به تیم می آید، سازگاری با محیط جدید برای او دشوار است به خصوصص در باشگاهی مثل بارسلونا چگونه شد که پسر 14 ساله توانست اینگونه در قلب هواداران بارسلونا جا باز کند.

 چه بازیکنی با سابقه مانند آنتوان گریزمان باشد و چه استعدادهای نوپایی مانند پدری، لئو یکی از اولین کسانی است که به آنها کمک می کند تا در تیم احساس راحتی کنند. او از آموخته های خود در طول سال ها برای ارتقا سطح هم تیمی هایش استفاده می‌کند. تأثیر لئو بر هم تیمی هایش یک جنبه به مهم و نادیده گرفته شده کاپیتان بودن است.

پدری

«از روز اول حضورم در بارسلونا، مسی با من خوب بود. او در زمین توصیه های زیادی به من می کرد، او یک فرد خارق العاده است.»

 

کاپیتانی ناکامل

اگر چه شعبده باز کوچولو در انجام بازی های زیبا استاد است، اما به هر حال در زمین یک رهبر ایده آل نبود. وقتی آندرس اینیستا سرانجام تصمیم گرفت در سال 2018 باشگاه محبوبش را ترک کند، طبیعی بود که بازوبند به دست هم تیمی و فارغ التحصیل لاماسیا بیفتد. او در لاماسیا بزرگ شده بود و اصول تیم عمیقاً در او نهادینه شده بود. اسطوره آرزانتینی که بارها خودش را به عنوان بازیکن ثابت کرده بود، اکنون چالش جدیدی پیش روی خود می‌دید، چالشی که این اسطوره را با مشکلاتی مواجه کرد. علی رغم اینکه نقش حساسی را در تیم بر عهده داشت، اما نتوانست به عنوان یک کاپیتان مثل کاپیتان‌های پیشین رهبری تیم را بر عهده بگیرد، برخلاف روز های گذشته، دوران کاپیتانی مسی با شروع روزهای سخت بارسا همزمان شد، دورانی که ستاره‌های قدیمی به پایان راه خود رسیده بودند و عصر جدیدی در دوران کاتالان ها آغاز شده بود. سال های بعد هم طولانی و طاقت فرسا بود، اکنون بیشتر از هر زمان دیگری، تیم در ناامیدی از کاپیتانی که بتواند تیم را داخل و خارج زمین هدایت کند به سر می برد.

بدیهی است دورانی که بارسلونا حریفانش را در راه افتخار رد می کرد، گذشته بود، سال به سال اوضاع بد تر می‌شود، شکست در برابر رم و لیورپول و تحقیر در برابر بایرن هواداران را ویران کرد. این مسی بود که در طی این ناکامی ها زیر ذره بین رفت و نمایل خروج بعد از شکست افتضاح برابر بایرن مونیخ همچون میخی بر تابوت بود. رسانه ها با ادعای بی وفایی سر و صدا بسیاری ایجاد کردند، حالا مسی بود که قربانی رسانه شد، کسانی که زمانی مسی را ستایش می‌کردند اکنون از هجمه‌ای به او دریغ نمی‌کردند. 

این ادعا که مسی لایق بازوبند کاپیتانی نبود چیزی نبود که بتوان انکار کرد، لئو نیز مانند اسطوره کریکت ساچین تندولکار، اجازه داد فشار بر عملکرد او تاثیر بگذارد با این حال عشق او همچون ستاره‌ای در تاریکی می‌درخشید.

 

 

وفاداری غیرقابل انکار 

وفاداری یکی دیگر از ویژگی های لئو بود که او را تکرار نشدنی می‌کرد، وفاداری مسی چه در خارج از زمین نسبت به خانواده باشد چه در زمین برای تیمش باشد چیزی است که انکار ناپذیر است. او در دوران حضورش در بارسلونا روز های سخت زیادی پشت سر گذاشت از جدایی رفقا تا شکست های بد، اما او همواره به تیم وفادار بود، او همواره پیشنهاد های غیرقابل باوری از تیم های دیگر داشت اما ترجیح میداد در زمان نیاز، کنار تیم بارسلونا باشد.

اما با بالا رفتن سن و افت شدید بارسا، لئو که میخواست قبل آویختن کفش هایش یک بار دیگر فاتح اروپا شود، اما این افتخار چیزی نبود که بتواند با بارسلونا به آن دست پیدا کند، بارسلونا کیلومتر ها با رویای شماره 10 خود فاصله داشت، بنابراین او به دنبال یک باشگاه متفاوت بود مثل منچستر سیتی گواردیولا.

به نظر می رسید به دلیل وجود بندی در قرارداد مسی، این انتقال به صورت رایگان انجام شود، اما جوزپ ماریا بارتومئو، رئیس باشگاه، در آن مداخله کرد. استدلال او بسیار شکننده بود و به راحتی می‌شد از نظر قانونی آن را لغو کرد، با این حال مسی نتوانست تمی که دوست داشت به دادگاه بکشاند. او ماند و به توافق عمل کرد، او بار دیگر کسانی که در وفاداری او شک داشتند ساکت کرد. او در آن سال آخرین هدیه خود را قبل از جدایی دریافت کرد: استعفای رهبری غیر مسئول باشگاه.

او گفت در پشن صحنه چه خبر است. او به تمام اتهامات پاسخ داد و وضعیت پشت صحنه را نمایان کرد، این حرکت او باعث شد سایر بازیکنان مثل جرارد پیکه نیز به ضعف در اداره باشگاه اشاره کنند، این حرف ها باعث شد همه پرسی آغاز شود و باعث شد هیئت مدیره استئفا کند.

او مانند یک رهبر فداکار، تیمش را از دست بوروکرات هایی که می خواستند باشگاه را به سمت ورشکستگی هدایت کنند، نجات داد.

ناگفته نماند، زمانی که مدیریت ادعا کرد بازیکنان با کاهش دستمزد در طول دوران کرونا موافقت نکرده‌اند، او رهبری اتهامات علیه مدیریت را به عهده داشت، هر بازیکن بیانیه ای را در رسانه های اجتماعی خود منتشر کرد تا همین موضوع را به چالش بکشد. مسئولیت لیونل مسی به عنوان کاپیتان به جای فریاد درون زمین یا بهبود تاکتیکی، تحت تأثیر کار خارج از زمین قرار گرفته بود.

مورد احترام همه بهترین بازیکن یک باشگاه بودن عشقی را از سوی هواداران از سراسر جهان به ارمغان می آورد، اما استعداد فوق العاده‌ای مانند لئو را نه تنها هواداران بارسلونا، بلکه هواداران فوتبال در همه جا دوست دارند. احترامی که او با بازی های باورنکردنی خود به دست آورده است قابل تصور نیست.

یک نمونه از آن زمانی بود که بلوگرانا در 18 مارس 2019 در ویامارین مقابل رئال بتیس قرار گرفتند. در دقیقه 85 بود، مسی با یک چیپ خارق العاده هت ریکش را کامل کرد. می توان انتظار داشت که استادیوم پس از دیدن بازیکنی که تیمش را به تنهایی 4-1 تخریب کرده، به تمسخر و سوت بپردازد. اما منظره ای رخ داد که باعث شد انسان دوباره عاشق فوتبال شود. تمام استادیوم لیونل مسی را تشویق کردند. شعارهای «مسی! مسی!» در سرتاسر استادیوم به گوش می‌رسید.

به دست آوردن چنین احترام و عشقی از طرف طرفداران حریف یکی از سخت ترین کارها در هر ورزشی است. اما چه کاری جز تحسین هنرمندی که شاهکارش را نقاشی می‌کند می‌توان انجام داد؟ 

نامی حکاکی شده با الماس و طلا

با نزدیک شدن به پایان دوران درخشان او، هواداران کاری جز یادآوری خاطرات خوش نمی‌توانند انجام دهند. حتی اگر او یک کاپیتان نا متعارف باشد، او تنها کسی بود که بعد اینیستا لیاقت پوشیدن آن بازوبند را داشت. روزی که لیونل مسی تصمیم به بازنشستگی بگیرد، روز تلخ برای جامعه فوتبال خواهد بود. روزی که دیگر در ورزشگاهی فریاد«مسی،مسی» به گوش نمی‌رسد قلب هواداران فوتبال به درد خواهد آمد، اما چه بخواهیم چه نخواهیم زمان این اتفاق درست مانند خیلی چیزهای دیگر در زندگی فرا خواهد رسید.

بازیکنانی مثل آنسوفاتی و کیلیان امباپه می‌آیند و می‌روند، اما ممکن است هرگز لیونل مسی دیگری در دنیای فوتبال وجود نداشته باشد، این میراث اوست که باقی خواهد ماند، درست مانند پله، مارادونا و یوهان کرویف.

پایان؛ همان چیزی که از آن می‌ترسیدیم

با نزدیک شدن به پنجره نقل و انتقالات تابستانی 2021، گمانه‌زنی های بسیاری در مورد آینده لیونل مسی زده می شد، رئیس لاپورتا دائما به هواداران وعده ماندن اسطوره را میداد، اما تا زمان امضای قرارداد نگرانی وجود داشت. روز ها سپری می شد همه منتظر خبر خوش بودیم اما ناگهان بمب منفجر شد «پایان کار مسی در بارسلونا»، خبری که غیرقابل باور بود.

5 آگوست 2021 روزی که دنیا در مقابل چشمان هواداران بارسلونا تیره و تار شد، باشگاه بارسا رسما اعلام کرد که تمدید قرارداد با اسطوره آرژانتینی امکان پذیر نخواهد بود ، امیدی که با اخبار قرارداد CVC ایجاد شد در یک لحظه نابود شد، اینکه دنبال مقصر این اتفاق باشیم کار بیهوده‌ای است، چیزی که اهمیت دارد این است که دیگر مسی پیراهن بارسلونا را نخواهد پوشید، دیگر نامش را در نیوکپ فریاد نمی‌زنند. به هر حال هر داستان عاشقانه‌ای پایانی دارد و این شد پایان کار اسطوره ابدی بارسلونا.

به قول دکتر زوس بزرگ:«به خاطر پایان داستان گریه نکن، لبخند بزن چون این داستان اتفاق افتاده است.»