جریان کودتای شیلی رو همه شنیدید، این آهنگ از ویکتور خاراعه کسی که تو جریان کودتا دستگیر شد به همراه تعداد زیادی از دانشجویان به استادیوم سانتیاگو منتقل شد. سربازان پینوشه استخوان های دستش رو شکستند و مجبورش کردن ترانه "ما پیروز خواهیم شد" رو بخونه. ۵ روز بعد جسد تیربارون شده خارا در کنار خیابون پیدا شد.

آخرین ترانه اش توسط یکی از معدود افرادی که تونست زنده برگرده به دست بقیه مردم رسید :

پنج هزار نفر این جاییم/ در این بخش کوچک شهر/ چه دشوار است سرودی سرکردن/ آن‌گاه که وحشت را آواز می‌خوانیم/ وحشت آن‌که من زنده‌ام/ وحشت آن‌که می‌میرم من/ خود را در انبوه این همه دیدن/ و در میان این لحظه‌های بی‌شمار ابدیت/ که در آن سکوت و فریاد هست/ لحظه پایان آوازم رقم می‌خورد. .

.

‏در ضلع شمالی استادیوم ملی شیلی، جایگاهی هست که هیچکس در هیچ بازی‌ای اونجا نمیشینه، حتی وقتی استادیوم بازسازی میشه به این قسمت دست نمیزنن، چرا؟ چون بعد از کودتای۱۹۷۳ هزاران نفر رو از این بخش استادیوم آوردن و شکنجه و اعدامشون کردن. بالای این جایگاه نوشته: یک ملت بدون حافظه، ملتی بدون آینده است.