منت مفت مجانی بازی کردن برای پرسپولیس

وقتی شجاع خلیل‌زاده برای هزارمین بار می‌گوید: «سه سال در پرسپولیس مجانی بازی کردم» کفر آدم بالا می‌آید. او در حالی یک میلیارد تومان سال نودوشش را مفت حساب می‌کند که آن زمان قیمت دلار تقریبا چهار هزار تومان بود. منت چه چیزی را بر سر تیم و هوادارانش می‌گذاری اخوی؟ مجانی بازی کردن سیره مجتبی محرمی بود که سال هفتاد و یک، پیشنهاد دوازده میلیونی بانک تجارت را رد کرد و با یک‌صدم آن در پرسپولیس ماند. داستان مال زمانی است که قیمت ملک در شهرک اکباتان متری پنجاه هزار تومان بود. دو سال قبل از آن هم مجتبی پیشنهاد کشاورز را رد کرده بود. خودش می‌گوید: «مردم جمع شدند و گفتند نرو، من هم نرفتم. یک وانت اسباب و اثاثیه نو داده بودند، آن را هم پس فرستادم.» این داستان بهترین چپ تاریخ فوتبال ایران است؛ مردی که تاوان آن وفاداری حیرت‌انگیز را با همه وجودش داد. این روزها روزگار مجتبی سخت است، دستش تنگ است و اموراتش نمی‌گذرد. بخشی از آن «تقصیر» خود اوست و بخشی دیگر «تقدیر» آقای شماره هشت. کاش اما وسط این برزخ، کسی به او نگوید امثال شجاع خلیل‌زاده منت مجانی بازی کردن‌شان را بر سر پرسپولیس می‌گذارند. این گزافه‌گویی‌ها، اسائه ادب است به شمایل تعصب و وفاداری؛ کسی که زندگی‌اش را داد، اما رنگش را عوض نکرد.

جنس امثال مجتبی فرق می‌کند با این جماعت فرصت‌طلب که از روی منفعت می‌بوسند و از روی مصلحت می‌خوانند. مجتبی محرمی شدن سخت است، هزینه دارد، قیمت دارد. اگر دنبال پول و ساختن آتیه مرفه هستید، هیج بنی‌بشری حق ندارد از شما ایراد بگیرد. بروید و پول‌تان را در بیاورید، اما ژست غیرت و تعصب نگیرید. یا شبیه مجتبی باشید و بهای آن را بپردازید، یا از قراردادهای چرب‌تان لذت ببرید. وسط ایستادن معنی ندارد.

"وسط ایستاده‌ای آقای خلیل‌زاده؛ بزن کنار"

پسر شجاع تو اندازه بند کفش مجتبی محرمی هم نیستی!