|
جامعهی آلمان، تیم ملی و از هم گسیختگی ... همه چیز درست از همان جایی که شروع شده بود به پایان رسید، 16 سال قبل، آلمان در یک بعد از ظهر لبالب از شور و هیجان و موسیقی، زیر آفتاب مونیخ با نمایشی پرامید و دلچسب 4-2 کاستاریکا را شکست داد، فیلیپ لام با ضربهای مواج جشن در مونیخ را آغاز کرد، میروسلاو کلوزه دو گام برای رکورد جاودانهی خود برداشت و تورستن فرینگز با شوتی سرکش لیوانهای آبجوی باواریایی را بالا برد. آلمان 2006 پس از سقوط تلخ نسل قدیمی در یورو 2004، بار دیگر برخاسته بود، شور فوتبال را به شهرها و ورزشگاههای تازه ساز میزبان جام جهانی آورده بود و نسل جدید، مسیری را آغاز کرد که به فتح جام جهانی در ریو با اقتدار رسید.... 16 سال بعد اما زیر چادر غولپیکر ورزشگاه البیت، برد 4-2 برابر کاستاریکا معنای دیگری داشت... پایان همه چیز... |

میتوان خوشبین بود. میتوان به انگارههای قدیمی چنگ زد. "ژرمنها همیشه باز میگردند" (با درود به استاد حمیدرضا صدر عزیز) ژرمنها خود را بازیابی میکنند. کارخانه متوقف نمیشود. تیم جدید با فلورین ویرتز، یوسف موکوکو، جمال موسیالا و کای هاورتز قدرتمند خواهد بود.... میتوان خوشبین بود اما چیزی در نسل جدید فوتبال آلمان و به طور گستردهتر در جامعهی کنونی آلمان به شکلی هشداردهنده زنگ خطر را به صدا در میآورد... به دنبال سنتهای آلمانی نگردید!

"اگر به بازوبند های حمایت از همجنسگراها بیش از فوتبال اهمیت دهید، 2-1 میبارید! این شکست نماد زوال کشور آلمانی است که در آن ایدئولوژی بیش از هر چیز اهمیت یابد"
مارتین رایشهارت سخنگوی حزب سیاست خانوادهی آلمان معترضانه به اختلاط میان فوتبال و سیاست در بازی اول میتازد. یافتن ارتباط بستن بازوبند به دستان نویر و عکس تیمی با دست جلوی دهان و شکست برابر ژاپن از جنس رازهای بدون جواب قطعی در فوتبال و مسائل کیفی بدون پاسخ قطعی است اما ارتباط میان تغییرات فرهنگی- اجتماعی در آلمان و وضعیت تیم فوتبال امری انکار نشدنی به نظر میرسد.

جامعه آلمان در چنگال تغییرات گسترده جمعیتی و آشفتگی های سیاسی است، پناهجویان و مهاجران از سرتاسر دنیا، گروههای تراجنسیتی، جنبشهای مدنی و کارگری.... جایی که قطعیت های قدیمی دیگر قطعی به نظر نمی رسد، جایی که اطمینان های قدیمی دیگر به عنوان اطمینان احساس نمی شوند. ما که هستیم؟ چه چیز در انتظار ماست؟ سوالاتی پس از وداع آنگلا مرکل و در عصر اولاف شولتز.... سوالاتی که در مقیاسی دیگر، هانزی فلیک به دنبال پاسخ به آن است. و طرفداران فوتبال آلمان...

چه کسی جانشین زنجیرهی طلایی هلموت ران، اووه زیلر، گردمولر، رومنیگه، فولر، کلینزمن و کلوزه در خط حملهی رکوردشکن آلمانها ست؟ چرا در سه بازی، سه بار خط دفاعی همیشه مستحکم آلمان بدون قیصرهای قدیمی شکست میخورد؟ رهبر این تیم کیست؟ جانشین نویر از کجا میآید؟ چه زمانی طلسم جدال برای صعود از گروه، برای تیم همیشه حاضر در نیمهنهایی تورنمنتهای در قرن جدید به پایان میرسد؟

فلیک پیش از بازی با کاستاریکا گفت معتقدم هنوز چیزهایی از آلمانی که میشناسید در تیم ما پیدا میشود و در جریان بازی هم چنین چیزهایی دیده شد. شروعی طوفانی، بازگشت به بازی و.... اما روشهای تیم جدید، در حقیقت چیزی علیه همان سنتهاست. سنتهایی که به دور گروهی نه به عنوان یک بازی که به عنوان زنجیرهای به هم پیوسته از بازیها، نگاه میکرد. و به یک تورنمنت به عنوان جایی برای جمع شدن یک گروه، تلاش گروهی، صعود از مرحلهای به مرحلهی بعد و انتقال دوسویه یک انرژی مضاعف به جامعهی آلمانی... جمعهی آلمانی، تیم ملی آلمانی.... یک سال و نیم بعد، افتتاحیه یورو 2024....



