사마 바케리زیاد شنیدم که بعضیا میپرسن وقتی طرف میدونه اینهمه قراره سختی بکشه پس چرا میره آیدل میشه؟
ولی اگه یکم دقیق تر بهش فکر کنیم همه چیز منطقی میشه،
وقتی یه آدم انقدر به خواننده شدن علاقه داره که حاضره بخاطرش کلی سختی بکشه قبول میکنه که بره تو صنعت کیپاپ،
ولی وقتی که میخواد بره خواننده بشه و به آرزوش برسه یهو میبینه راهی که واردش شده راهیه که مدام توسط بقیه تحقیر میشه و خیلی بیشتر از یه خوانندهی آمریکایی/ایرانی/یا هر کشور دیگهای، قراره سختی بکشه..
هیچکس تا وقتی که تجربش نکنه نمیتونه بفهمه که چقدر سخته و میتونه رویا رو تبدیل به کابوس کنه، حتی خودمم با اینکه خیلی دارم سعی میکنم درکش کنم ولی بازم نمیتونم به اندازهی کسی که تجربش کرده درک کنم که واقعا چه حس بدی داره..
فقط امیدوارم یه روزی خوانندههای کرهای هم مثل بقیهی کشور ها بتونن یکم آزادی داشته باشن..