|
دوره طلایی
|
|
شروع کار با عطایی
عطایی در لیگ ملتها در ابتدا نمایش ناامیدکنندهای داشت؛ اما پس از شاهکار پیروزی در الکلاسیکو والیبال (ایران در برابر لهستان) آن هم در ورزشگاهی مملو از هواداران لهستانی، تیم در باقی بازی ها خود عملکرد خوبی داشت و پس از پیروزیهای دیگر، ایران بهدور حذفی صعود کرد و باز هم باید در برابر لهستان بازی میکرد. در دور نهایی تیم با نهایت تلاش اما به لهستان قدرتمند در ست پنجم باخت تا عطایی برای اولینبار طعم انتقاد از طرف مردم را بچشد؛ تیم درحالیکه در ست چهارم از لهستان جلو بود، یک اشتباه مرگبار کرد. تجربه مربی عقابها (نیکولا گربیچ) به کمکشان آمد و او بازیکنان اصلی خود را درحالیکه با اختلاف زیاد عقب بود، بیرون کشید؛ اما عطایی چنین کاری را نکرد تا در ست آخر خستگی بازیکنان کاملاً باعث باخت تیم شود. در رقابتهای جهانی هم تیم بهروز عطایی نتوانست آنچنان که والیبال دوستان از او انتظار داشتند عملکرد بینظیری داشته باشد و در بازی های ضعیف برخلاف وعده های داده شده تیم خیلی زود حذف شد. یکی از ضعفهای بزرگ تیم والیبال در آن رقابتها دفاع روی تور بود، کاری که توخته به سختی و جلوه گاهی آن را انجام میداد. |
|
چند ماه تاریک و کابوس وار برای تیم والیبال ایران!
|
|
ضعف های بزرگ تیم دریافتهای بد
|
| این نقدوتحلیل بسیار کوچک تنها بعضی از مشکلات قابلمشاهده تیم والیبال ایران بود که در این روزهای حال خوشی ندارد! این تیم هم از لحاظ تاکتیکی هم مشکلات فراوانی دارد که شاید با آمدن یک مربی کاربلد همهٔ این مشکلات از بین برود. |

پس از انقلابی که ولاسکو در والیبال به وجود آورد، این تیم رتبه اول آسیا را مال خود کرد و جز خطرناکترین تیم های جهان شد که قدرتهای والیبال مانند لهستان، برزیل، آمریکا و.... را اذیت میکرد.
پس از رفتن ولاسکو و مربیهای کاربلد بعد از آن یک مربی ایرانی که سابقه متوسطی داشت سکان هدایت تیم را برعهده گرفت.
با شروع فصل جدید والیبال امیدها به تیم زیاد بود، چرا که سید یکی از افراد نسل طلایی به تیم برگشته بود تا مشکل دفاع روی تور را از بین ببرد و موفق هم بود؛ اما این تیم نه تنها به دور بعد صعود نکرد بلکه تیم در یک رتبه غیرقابلتحمل قرار گرفت.
ارومیه مکانی بود برای فراموشی گذشتهٔ تاریک و امید به آیندهای روشن برای تیم!
فینال ژاپن و ایران که همه آن را از قبل پیشبینی میکردند از راه رسید و ایران در عملکردی بسیار ناامید کننده جلوی ژاپن زانو زد تا همه قبول کنیم در روزهایی که ایران سقوط میکند ژاپن در اوجها پرواز میکند!
در رقابتهای انتخابی المپیک هم عطایی نتوانست کاری بکند و با شکستهای فاجعهبار به کار خود پایان داد.
اول از دریافت بگوییم، دریافت بسیاری از بازیکنان باعث ازدستدادن امتیاز میشود؛ حتی گاهی سرویسهای بسیار ضعیف و آرام هم بهخوبی دریافت نمیشود.
بازیکن پست قدرتی زن و لیبرو وظیفه اصلی دریافت را بر عهده دارند؛ میلاد عبادی پور که در حمله گاهی ضعیف عمل میکرد؛ اما همیشه در دریافت عملکرد خوبی داشت. امیرحسین اسفندیار بدترین دریافتهای ممکن را انجام میدهد؛ اما همین بازیکن در حمله و سرویس عملکرد قابلقبولی را از خود نشان میدهد و همین نشانه ضعف در تمرینات است؛ بازیکنی که در امتیازگیری تیم میتواند مؤثر باشد باید روی دریافتهای او نظارت کرد تا بتواند به بهترین شکل کار خود را انجام دهد.
شهروز همایونفر منش عملکرد ضعیفی را از خود نشان داد و نه در دریافت و نه در حمله اصلاً بازیکن مناسبی نبود.
در پست لیبرو هم حضرت پور عملکرد خیلی خوبی را از خود نشان داد و در این روزهای پر اشتباه او جز بهترین بازیکنان تیم باشد.
جای اسطوره خالی است
پس از خداحافظی اسطوره والیبال ایران سعید معروف، جانشین چندان درستی برای او انتخاب نشد!
جواد کریمی که بهعنوان یک بازیکن جوان در اواخر سال حضور معروف خود را وارد تیم کرد؛ اما مصدومیتها نگذاشت او به آن شکل که میتوانست خودش را نشان بدهد.
محمدطاهر وادی بهعنوان یک بازیکن تقریباً باتجربه عنوان جانشینی سعید معروف را مال خود کرد. اما او اصلاً عملکرد مناسبی نداشت! نفرستادن پاسهای خلاقانه و سرعتی، دو یا چند بار فرستادن توپ برای یک بازیکن یا پاسهایی که در جای اشتباه فرستاده میشد (پشت سر بازیکن مهاجم) بعضی از مشکلات پست پاسور تیم بود. البته دلیل بعضی از مشکلها را میتوان به دریافتهای ضعیف تیم ربط داد؛ یا البته بخش زیادی از این مشکلات هم به دلیل ناهماهنگی تیم و ضعف کادر فنی است؛ اما یک پاسور در سختترین شرایط باید بهترین تصمیم را بگیرد زیرا اگر او اشتباه کند بهاحتمال زیاد امتیاز تیم از دست میرود.
یه من کافی هست
گاهی میبینیم که سادهترین توپها به زمین تیم برخورد میکند و همهٔ بازیکنان تیم هم را نگاه میکنند، در اینجا میتوان به ناهماهنگی تیم پی برد که هیچ یک از بازیکنان درک درستی از هم تیمی خود ندارند!
احساسات را باید کنترل کرد
تیم والیبال ایران در بسیاری از بازیهای اخیر خود که به ست پنجم کشیده شد، بازنده میدان بود. در جاهایی که تیم نباید اشتباهی را مرتکب شود، این اتفاق میافتاد و فقط حسرت برای تیم میماند.
یا در بازیهای بزرگ با یک اختلاف امتیاز بازیکنان کاملاً باخت را قبول میکنند درحالیکه امید آخرین چیزی است که از بین میرود!
دانشی که در حد رقابت های بزرگ نیست!
در بسیاری از وقت ر استراحت تیم می بینیم که سرمربی و دستیارانش حرف های بسیار معمولی و سطح پایین مانند:«روحیه خودتون رو از دست ندید، از موقعیت استفاده کنید، دریافت درستی داشته باشید و...» می زنند که واقعا می توان به ضعف تیم ملی والیبال پی برد.