Reza Pishro & Saaren - Mirrors Music Video ( موزیک ویدیوی آینهها از پیشرو و سارن)
دانلود آهنگ: https://www.tarafdari.com/post/2723773
بهتره نبینی منو دیگه هیچوقت
ما نفهمیدیم همو عزیزم
یکی نجات بده منو از این وضع
با آینهها که من غریبم
پُرم از احتیاج، کسی دورمم نمیاد
دیگه خودمم نمیشناسم
دستامو ول کن پس، هربار که هی مُردم
ترسامو سپردم به خودش، به بالا، به بالا
تنها موندم و دربهدر
تو این شهر غمگین
گاهی یادم کن و بهم سر بزن
حس میکنم عطر تنتو بین اینهمه تن
دیگه یادت باعث نمیشه بره اینهمه غم
تو شب سرد دردسره بخواییم بسازیمش
بهونه میاریم شاید همو دیدیم یه جا دیگه
وقتی که سقف آسمونامون داره به ** میره
تنها چیزی که باهم نداریم حرف پنهانیه
نمیخوام اونچه گذشته بازم پیش بیاد
خودمون زخمی از همه و عشقم که آتیشبیار
همین الانشم حتی جا نداره زیر سیگاری
هر دفعه قلب همو میشکونیم میگیم بیخیال
دیگه نمیتونم تحمل بکنم، نمیکِشم
روزگار نامرده، اعتماد ندارم به این چِشَم
شاید برا همینه ک**به ک** میچاقم میکِشم
دوسه روز یهبار میخوابم و بیدارم و بیحسم
این درس لعنتی رو بگیر از این بازی گاهی
کاری نکن فقط بگیر بشین سرِ پایین
وقتی فقط از این حس میگیره قلبت آتیش
هرچی دست و پا بزنیم، غرق میشیم میریم پایین
بهتره نبینی منو دیگه هیچوقت
ما نفهمیدیم همو، عزیزم
یکی نجات بده منو از این وضع
با آینهها که من غریبم
پُرم از احتیاج، کسی دورم هم نمیاد
دیگه خودمم نمیشناسم
دستامو ول کن پس، هربار که هی مُردم
ترسامو سپردم به خودش، به بالا، به بالا
همه آتیشبازیهامونو یادمه
شبایی که تو آسمون ستاره بود یهعالمه
گفتم رفته اونکه عاشقانه با منه
ولی نمیدونستم ادامه داره آخرش
چرا ما دو تا برگشتیم دوباره به اولش؟
قلبمون نمیکشه، پر از ضربان و تپش
برگردیم به همون بازی که تلفاته تَهش
اونکه نمیدونه چیکار کنه با تاج سرش
چرا اونی که منو نمیبینه قانعتره
هر کاری برات میکردم که خوبی یادت نره
یه روزی برا هم بودیم، یه روزی مال همه
این رابطههای لعنتی طنابِ دار منه
من چه میدونم اصلا چند روزه بیدارم
از این سکوت و تنهایی، از خونه بیزارم
یه نه بزرگ میگم هر رو به نیازم
وقتی جلوم سبز میشی بدجوری بیتابم
نمیتونم تو رو قانع کنم بعد رفتنت
پر از واژه شدم، تازه شدم خودمو
دیگه نمیتونم پر از سایه کنم دورمو
ولی دیگه یاد گرفتم راه بلند شدنو
بهتره نبینی منو دیگه هیچوقت
ما نفهمیدیم همو، عزیزم
یکی نجات بده منو از این وضع
با آینهها که من غریبم
پُرم از احتیاج، کسی دورمم نمیاد
دیگه خودمم نمیشناسم
دستامو ول کن پس، هر بار که هی مُردم
ترسامو سپردم به خودش، به بالا، به بالا



