اختصاصی طرفداری | با پایان هفته‌ی پانزدهم لیگ برتر، امیرحسین صدر، نگاهی به شکست سیتی در مقابل ویلا و وضعیت این تیم داشته است، سپس مطلبی خواندنی از جاناتان ویلسون درباره شرایط سیتی که نمی‌توان از خیرش گذشت را خواهید خواند (یادتان باشد، مطلب ویلسون پیش از دیدار با ویلا نوشته شده است.) و بعد از آن حمید.ش مطلبی درباره آرسنال و پیروزی اخیر صدرنشین لیگ برتر، در برابر لوتون تقدیم عزیزان داشته است. یک هفته‌ی داغ دیگر در لیگ برتر.... 

شبی در ویلا پارک

به قلم: امیرحسین صدر

در چند دقیقه ابتدایی، یورش مداوم قابل انتظار بود. گواردیولا در حالی که تیمش تقریباً خود را شناور نگه می‌داشت، دست روی دست تماشا می‌کرد.

اما «ویلا پارک» بوی دیگری می‌داد. فوتبال‌دوستان خوب می‌دانند. حس می‌کنند. می‌فهمند، خبری در راه است. هواداران در این شرایط نقش خود را به‌خوبی درک می‌کنند. فضا از جمعیتی خبر می‌داد که نه‌تنها برای مبارزه اماده است، بلکه با جان و دل حاضر است تا نقش خود را به‌خوبی در شبی معروف و به‌یادماندنی ایفا کنند. شبی فراموش‌نشدنی با فوتبالی دلپذیر در برابر قهرمان انگلستان و اروپا، قهرمان قهرمانان!

نورافکنهای روشن ویلا پارک‌ برای شبی خاطره انگیز

چگونه ممکن است؟ چهار دیدار بدون پیروزی؟ هرگز محتمل به نظر نمی‌رسید، مارتینز، دروازه‌بان آرژانتینی ویلا، تا آخر شب گاه‌وبیگاه حضوری پررنگ در بازی داشت و در پایان پپ گواردیولا اطمینان حاصل کرد اظهارات خود مبنی بر قهرمانی منچسترسیتی در لیگ برتر امسال، به این سادگی‌ها نخواهد بود. تز او، بازی سیتی مقابل تاتنهام و لیورپول بود. اما نمایش مقابل استون ویلای اِمِری حکایت دیگری داشت.

از این رو در پایان بازی گفت؛

باید دینامیک خود را تغییر دهیم. ما باید آنچه را که باید با بازیکنانی که در اختیار داریم، انجام دهیم.

مطمئناً بر اساس بازی شب گذشته اگر قهرمانی در راه باشد با دشواری‌های بسیاری همراه خواهد بود. این یکی از بدترین نمایش‌های سیتی در دوران تصدی گواردیولا بود. درحالی‌که یک روز پیش از آن، او به‌شدت از بازیکنان خود در برابر انتقاد مفسران تلویزیون که آن‌ها را متهم به غرور و ازخودراضی بودن کرده بودند، دفاع جانانه‌ای کرده بود. اما حرارت گواردیولا در شب سرد بیرمنگام انعکاس مثبتی روی بازیکنان و عملکرد تمامی تیم نداشت.

باید روراست باشیم و واقع‌بین. این هیچ ربطی به راضی بودن، عدم تحرک یا خستگی و خماری طولانی شش‌ماهه کسب سه‌گانه نداشت. این دیدار در مورد استون ویلا بود، نیازی به نبوغ ندارد. ویلا بهتر و سرتر در هر بخش زمین بود. جایی که جای خالی رودری در سیتی به‌شدت محسوس بود. تاکنون سه شکست سیتی در لیگ، همگی بدون بازیکن اسپانیایی شکل‌گرفته است.

بله، درست خواندید! 

ویلا آسیب‌پذیری سیتی را در عدم غیبت رودری نشانه گرفت. تیمی که موفق شد با رکورد ١٤ برد متوالی در خانه که در سال ١٩٠٣ ثبت شده بود، برابری کند.

و افتخاری انفرادی برای اونای امری که برای اولین بار در دوران حرفه‌ای‌اش گواردیولا را شکست داد. در پایان امری بعد ازدست‌دادن با گواردیولا به‌سرعت راهی تونل شد درحالی‌که بازیکنان ویلا با هواداران در برابر سکوهای Holte End در ویلا پارک جابه‌جایی سیتی و ویلا را در مکان سوم جشن گرفته بودند.

خاطرمان هست در اولین روز فصل استون ویلا ١-٥ در برابر نیوکاسل شکست تحقیرآمیزی داشت، و ستایش سرمربی افسانه‌ای یونایتد، سر الکس فرگوسن از تیم "امری" پس از آن شکست در رسانه‌های اجتماعی مورد تمسخر زیادی قرار گرفت؛ اما اکنون به طرز باورنکردنی، پیش‌بینی و نظر مرد کهنه‌کار و کاربلد کاملاً صحیح به نظر می‌رسد.

این فیلم بار دیگر در رسانه‌های متعدد چرخش متناوبی داشته است؛ "تو مو بینی و مجنون پیچش مو"

گواردیولا معتقد است ویلا در رقابت قهرمانی است؛ اما امری مخالف است:

اگر به همین منوال ادامه دهیم، شاید بتوانیم یک مدعی باشیم، اما اکنون نه.

فاصله شش امتیازی با آرسنال صدرنشین برای سیتی فاجعه‌ای محسوب می‌شود. سیتی از گردنه‌های دشوارتری برای کسب عناوین متعدد خود عبور کرده است. درحالی‌که شدیداً در انتظار بازگشت کوین دی بروینه است، اما در قدوقواره سیتی، این در میان یکی از اجراهای بد مدافع عنوان قهرمانی تحت هدایت گواردیولا بود.

باور می‌کنید منچستریونایتد در فاصله سه‌امتیازی سیتی است؟

در این شرایط، با معیارها و سطحی که سیتی در دوران گواردیولا در فوتبال انگلستان وضع کرده است، نتایج بازی‌ها طی چند هفته گذشته، و وضعیت نیمه بحرانی، هر چند موقتی، این برای نخستین‌بار یک نگرانی جدی برای قهرمان اروپا و مربی نابغه آن‌ها محسوب می‌شود!

آسیب‌پذیری منچسترسیتی

به قلم: جاتان ویلسون از گاردین ٣ دسامبر ٢٠٢٣

سیتی در طول این فصل بیشتر از هر سه فصل گذشته گل دریافت کرده است. چیزی عجیب در طول این سال‌ها. آیا این فقط یک اتفاق است یا دلیلی برای اضطراب؟

از برخی جهات عجیب بود؛ منچسترسیتی با ایکس جی 2.6-0.5 xG، در مقابل تاتنهام به نتیجه ۳-۳ دست یافت. سیتی دو بار تیر دروازه را نشانه گرفت و اگر سایمون هوپر، داور بازی، وقتی جک گریلیش به‌سوی دروازه در حرکت بود، به‌خاطر خطا روی ارلینگ هالند سوت غلط خود را به صدا در نمی‌آورد، سیتی می‌توانست به بردی دیرهنگام برسد. نتیجه ۳-۳ شد اما بازی با اسپرز دیداری بود که سیتی کاملاً بر آن مسلط بود و ظاهراً نباید چیزی برای نگرانی قهرمان لیگ وجود داشته باشد.

اما این نتایج مأیوس‌کننده، به‌رغم تسلط در زمین، دائماً در حال روی دادن است؛ سیتی در سه بازی اخیر خود در لیگ برتر به‌تساوی رسیده است و سه گل تساوی بخش در دقایق ۹۵، ۸۰ و ۹۰ دریافت کرده. در لیگ قهرمانان نیز درحالی‌که 2-0 از لایپزیگ عقب بود به برد 3-2 دست یافت. نتیجه‌ای بر خلاف نظر کسانی که صعود سیتی از دور گروهی را مثل آبِ خوردن می‌پنداشتند.

خود گواردیولا نسبتاً بی‌خیال به نظر می‌رسد. او اذعان کرد، سیتی در مقابل چلسی از نظر دفاعی درست عمل‌نکرده بود، اما به نظر می‌رسید او این نتایج را فقط یک اتفاق می‌داند.

یک شکاف بزرگ در دفاع

رکورد او در برابر اسپرز (در بخش‌های مختلف) به طور غیر قابل توضیحی ضعیف است؛ فقط دو برد در ۹ دیدار اخیر در لیگ. سیتی تنها سه امتیاز با صدر فاصله دارد [بعد از بازی ویلا به ۶ افزایش پیدا کرد]، جان استونز از مشکل عضلانی رهایی یافته و اگر به‌زودی به آمادگی لازم برسد به گواردیولا اجازه می‌دهد تا از او در نقش هافبک دفاعی استفاده کند. غیبت استونز و یافتن جایگزینی برای او در ترکیب سیتی بسیار دشوار به نظر می‌رسید.

و رودری پس از دریافت پنجمین کارت زرد فصل، سفر به استون ویلا را از دست خواهد داد. ویلا تنها یک امتیاز از سیتی فاصله دارد، در ویلا پارک ۶ پیروزی از ۶ بازی داشته است، و در خانه به غیر از بایرن مونیخ، بیش از هر تیمی در ۵ لیگ برتر بزرگ اروپا گل به ثمر رسانده است.

فرض بر این است؛ سیتی در بهار، زمانی که برنامه تمرینی گواردیولا بازیکنان را در اوج خود قرار می‌دهد، همه چیز را سروسامان خواهد داد؛ اما سؤال این است؛ آن زمان برای جبران چند امتیاز عقب‌افتاده مبارزه خواهند کرد؟

بازی در مقابل ویلا به نظر می‌رسد فرصتی برای آرسنال و لیورپول است تا برتری خود را افزایش دهند [همان‌طور که دیدیم فاصله بیشتر شد]

سیتی در چهار بازی گذشته خود در لیگ برتر ۹ گل دریافت کرده است که بدترین عملکرد آنها از سال ۲۰۱۶ است. در مجموع این فصل، آنها در ۱۴ بازی ۱۶ گل دریافت کرده‌اند یا ۱.۱۴ گل در هر بازی، در مقایسه با ۰،۸۷ گل در کل فصل گذشته. ۰،۶۸ گل در فصل قبل از آن و 0.84 در فصل ۲۱-۲۰۲۰.

سیتی به تیمی تبدیل شده است که می‌توان با آن مقابله کرد، مشکلی که تاکنون و واقعاً از اولین فصل هدایت گواردیولا در منچستر، در رقابت‌های لیگ برتر با آن مواجه نشده است.

از من کاری ساخته نیست! 

توجیهات و تعبیرات واضحی وجود دارد: کاهش قدرت تیم پس از کسب سه‌گانه تقریباً اجتناب‌ناپذیر است، به‌ویژه باتوجه‌به اینکه بدانیم با چه عزم و تمرکزی در پی کسب لیگ قهرمانان بودند. آنها در حال حاضر در زمان حمله تیم، بیشتر روی بازی مستقیم با هالند تکیه دارند که این، کار دفاعی را در برابر ضد حمله حریفان سخت‌تر می‌کند. ژرمی دوکو، هر چند دریبل‌زن فوق‌العاده‌ای است، اما توپ را بیش از حد معمول در تیمی که گواردیولا مربی آن است از دست می‌دهد و آن‌ها را در معرض تغییر و فشار مداوم می‌گذارد. در دفاع هم از دست رفتن فرم روبن دیاز چشمگیر است.

اما شاید جالب‌تر از همه، وابستگی تیم به استونز باشد. مجموع بازی او در این فصل تنها به ۳۰۰ دقیقه بازی در لیگ، و به چهار مسابقه محدود شده است.

فوتبال گواردیولا بر اساس فلسفه او استوار است؛ همیشه تیم را در اولویت قرار می‌دهد، و در تئوری، باید تمرکز روی افراد را کاهش دهد، بااین‌وصف، حضور استونز بسیار حیاتی به نظر می‌رسد، او تنها بازیکن hybird سیتی است که در ترکیب تیم قادر به انجام وظیفه و بازی، در مرکز دفاع و هافبک دفاعی است.

در برابر تاتنهام، مانوئل آکانجی با نقش هافبک دفاعی مشکل زیادی داشت و گواردیولا در نهایت آکانجی را به خط دفاعی بازگرداند.

این با یکی از اصول اساسی تئوری کرایفی که زیربنای تفکر گواردیولا است، مطابقت دارد؛ تیم باید همیشه یک مدافع بیشتر از مهاجمان حریف داشته باشد، اما با کشاندن آکانجی به عمق، گواردیولا باعث شد تا اسپرز در میانه میدان عملکرد بیشتری داشته باشد.

راه باز اکانجی

خولیان آلوارز یک معضل دیگر است. می‌دانیم که کیفیت او غیرقابل‌انکار است؛ در این فصل ٤ گل زده و ٥ پاس گل داشته است، اما استفاده توأمان از آلوارز و هالند خط هافبک را تضعیف می‌کند و به همین دلیل نیاز به مداخله یک مدافع وجود دارد، از این رو تعادل تیم در هم می‌ریزد.

در چنین شرایطی، گواردیولا با تغییر در جاگیری بازیکنان، به دنبال حفظ تعادل تیم است. چیزی که پیش‌ازاین هم برتری خود را در آن به رخ ما کشیده. او به‌طورقطع دیریازود راه حلی پیدا خواهد کرد و بازگشت قریب‌الوقوع استونز و سپس، در اواخر ژانویه، کوین دی بروینه، کمک مؤثری خواهد بود.

ولی در حال حاضر به نظر می‌رسد تغییر سیستم و بازی به سبک  مستقیم، سیتی را آسیب‌پذیر کرده است، چیزی که سال‌ها است شاهد آن نبودیم.

یک فنجان چای گرم در کنیل ورث

به قلم: حمید.ش

 

احتمالاً به بهانه‌ای یک بار هم که شده سرکی به همایش‌ها، سمینارها و پنل‌های جدی و تخصصی در رشته‌ی مورد علاقه‌ی خود زده‌اید. پژوهشگران از صبح تا عصر حاصل تحقیقات خود را برایمان روی صفحات بزرگ می‌برند. بحث‌های تخصصی شکل می‌گیرد و پس از یک روز شلوغ، در سالن بغلی، زمان تنفس فرامی‌رسد. کیک و چای و قهوه داغ. شل کردن گره کراوات، درآوردن کت‌ها، چند پک به سیگار و چند قهقهه‌ی بلند.

پس از ارائه بی‌نقص اونای امری در جدال با نابغه‌ای به نام گواردیولا، نظر شما راجع به یک فنجان چای در سالن کناری چیست؟ در شب سرگرم‌کننده‌ی کنیل ورث...

این بهترین بازی فصل است. و احتمالا یکی از بهترینهای تاریخ لیگ برتر.

پس از سوت پایان جدال چلسی و من سیتی در استمفورد بریج، پیتر دروری کلمات بالا را با هیجان جادویی صدای خود ادا کرد. فقط دو هفته طول کشید تا من سیتی در بازی دیوانه‌وار دیگری به‌تساوی 3-3 برابر تاتنهام برسد و بعد از آن برد 4-3 لیورپول مقابل فولام و آرسنال برابر لوتون و... در کمتر از یک ماه قبل، لیگ برتر چهار بازی با میانگین 7 گل به ازای هر بازی را به رخ ما کشیده. دو تساوی و کشمکش معرکه 3-3 و 4-4 و وقایعی ماندگار برای تاریخ. و دو درامایی سرتاسر تعلیق با نتایج 4-3. به اینها نتیج من یونایتد در گروه یک لیگ قهرمانان را نیز اضافه میکنیم. 3-3. 4-3...

شما هم با تماشای یک بازی 4-3 حسی سرشار از شکوه، هیجان و لذت بی حدومرز را تجربه می‌کنید؟

رنگهای گرم، چای گرم... 

در رقابت شانه‌به‌شانه رئال و بارسا در سال‌های قدرت دو غول لالیگا و در یکه تازه‌ای بایرن مونیخ و پی اس جی در لیگ‌های داخلی و در بسیاری تقابل‌های دیگر بزرگان و تیم‌های کوچک، معمولاً سناریوی از پیش نوشته شده اجرا می‌شود؛ تیم کوچک با لایه‌های دفاعی، با کشتن وقت بازی و با توسل به هر نیرنگ و حیله‌ای به دنبال یک تساوی بدون گل از بازی بزرگ می‌گردد و نتیجه: گل‌باران تیم کوچک زمین یا شاید هم 0-0 ی خسته کنند

بازی 4-3 این هفته اما از جنس دیگری بود. داستان خود را داشت. در واقع هر دو بازی 4-3 این فصل لیگ برتر، جدالی میان تیمهای پایین جدول و مدعیان درجه یک قهرمانی بود.

روز یکشنبه فولام برابر لیورپول کار بزرگی انجام داد. آن‌هم در آنفیلد. سرشاخ شدن با رکورد شکست‌ناپذیری قرمزها در خانه. همان کاری که در شب آغازین این هفته‌ی لیگ برتر لوتون کوچک برابر تیم صدرنشین جرئت انجام را یافت.

لوتون تاون، از بدو ورود به لیگ برتر به تیم محبوب بسیاری از ما بدل شده. کوچولویی که برای برهم‌زدن قواعد بزرگان، سر میز آنان نشسته. با دو برگ 2 و 7 در میز پوکر صاحبان آس و شاه و بی‌بی و سرباز

هر بازی در کنیل ورت کوچک، در این فصل برای طرفداران تیم لوتون به خاطره‌ای بزرگ تبدیل خواهد شد. از آن خاطرات "من هم آنجا بودم" قصه‌های پای نهادن ستارگان. مربیان بزرگ. طرفدارانی از شمال و جنوب.

نتیجه 4-3 میان لوتون و آرسنال، داستانی با هزار و یک عنوان آشنای دلچسب برای ما بود.

لذت جنگیدن پایاپای هترز برابر توپچی‌ها. نبرد صدر و قعر. حمله. پیش افتادن... بستن راه صدر جدول.

آرتتا، به‌خوبی از جو پیش روی خود در کنیل ورث آگاه بود. سفر به زمینی کوچک، تماشاگرانی چسبیده به خط و جوی دیوانه‌کننده زیر نورافکنهای که میزان روشنایی انها سرانجام به حداقل استانداردهای لیگ برتر رسیده.

مرد اسپانیایی راه حل خود را داشت. کسی که دو سال پیش برای پسرانش پیش از سفر به آنفیلد آهنگ ynwa طرفداران لیورپول را پخش کرده بود تا آنها با جو مخوف ورزشگاه قرمزها آشنا باشند، این بار هم به سراغ حربه‌ی قدیمی رفت. تمرین در میان هیاهوی تماشاگران و وادار کردن بازیکنان به تمرکز. چیزی که در بازی خود را نشان داد.

با حرکات منظم و هماهنگ میان اودگارد و رایس. فرارهای کاپیتان نروژی با پاس‌های زینچنکو و مشغول ساختن هافبک‌های لوتون توسط دکلان رایس. با وجود آمادگی آرتتا اما لوتونی‌ها، انرژی خود را از طرفداران گرفته بودند.

نیرویی برای جنگهای هوایی

هر گل آرسنال به‌سرعت پاسخی دریافت می‌کرد. ضربه‌ی گابریل مارتینلی، برزیلی ساده و معرکه آرسنال، با گل یک گابریل دیگر، یعنی اوشو پاسخ داده شد. سپس گابریل سوم حاضر در زمین دست‌به‌کار شد. ژسوس که پس از مدت‌ها خیال طرفداران را تا حدودی از پیدا شدن کفش‌های گل‌زنی مهاجم برزیلی راحت کرد. این بار نیز لوتونی‌ها با نیروی بی‌پایان ساطع شده از سکوها بازی را به‌تساوی کشیدند.

هم اوشو و وهم الیجا آدبایو مردانی بودند که با اعتمادبه‌نفس در مقابل مدافعان تراز اول آرسنالی برای زدن ضربه‌ی سربه‌هوا می‌پرند. جنگندگی دیدنی و دقایقی بعد از گل تساوی، کوچولوهای جاه‌طلب، پا را از قلمرو خود فراتر گذاشتند. پیش افتادن از صدرنشین لیگ برتر برای تیمی که طرفدارانش هنوز هم آهنگ طعنه‌آمیز

«قهرمان لیگ کنفرانس، ما هرگز آن را نخواهیم خواند»

 را با اشاره به بازی تیمشان در سطح پنجم فوتبال انگلیس می‌خواندند.

راس بارکلی، باتجربه‌ترین بازیکن تیم، حقیقتاً نمایشی فراتر از انتظار را پس از عبور از سی سالگی به رخ کشید. ادواردز سرمربی لوتون راجع به بازیکن سابق ملی‌پوش و تیم چلسی در تیم خود گفت:

 او عالی است. حضور راس به ما اجازه داده تا سطح خود را ارتقا دهیم...

تقدیم به شما

پس از گل بارکلی، نوبت به خواندن سرود هواداران اندک آرسنال، مسافران سفری کوتاه از شمال لندن به حومه‌ی پایتخت رسید. یک آهنگ طعنه آمیز دیگر، 

60 میلیون پوند دور ریخته  شد تا هاورتس گل بزنه

... به جز تمام جزئیات آنالیزورها و حرکت فلش‌ها روی تخته تاکتیکی، هاورتس لااقل در استمفوردبریج به‌سادگی با یک چیز به یاد آورده خواهد شد؛ مردی که تک‌گل‌ها را می‌زد.

و بله خب این هاورتس است که آرسنال را از مخمصه رهایی می‌بخشد. بازی را سه سه می‌کند و.... نوبت به قهرمان تازه‌وارد دیگری در تیم آرتتا فرامی‌رسد.

در هفتمین دقیقه از شش دقیقه وقت اضافه دکلان رایس تیر خلاص را شلیک می‌کند. ارزش تک‌تک پوندهای خرج شده برای "گران‌ترین خرید باشگاه" را جبران می‌کند و مهم‌تر از همه نام خود را در قلب طرفداران آرسنال به عنوان "یکی از آن توپچی‌های واقعی" حک می‌کند... بله، یک 4-3 دیگر...

 کمتر از 48 ساعت پس از سوت پایان بازی اورتون و نیوکاسل، هفته‌ی بعدی لیگ برتر آغاز خواهد شد. دو بازنده این هفته، لوتون تاون و من سیتی در استادیوم اتحاد به مصاف هم می‌روند و برندگان، و توپچی‌ها در خانه پذیرای ویلا خواهند بود. کاغذ و قلم‌ها آماده. داستان‌های تازه‌ای در راه است...

دکلان رایس پس از گل پیروزی‌بخش به لوتون