یه شب توی روستامون توی یه لحظه ۲ ثانیه ایی یه آدمو دیدم کلش کله سگ بود ازم رد شد پشت سرمو نگاه کردم اثری ازش نبود کلا محو شد حالا نمیدونم واقعی بود یا توهم
حدودا ۷/۸ سالم بود رفتم در خونه مون با توپ بازی کنم هیچ کسی نبود. اومدیم تو راهرو. نزدیک در خونه بودم یکی بهم گفت بچه بیا چرا این کارو کردی گفتم چی گفت بیا چرا کردی بازم گفت بیا آخر سر در زدم رفتم خونه بعدش همون لحظه گفتم همین که مادرم درو باز کرد رفت.
خداروشکر میکنم نرفتم??
دیدگاهها