عبدالله خان گفت: «برو زیر آفتاب بنشین و فراموش کن.» من زیر آفتاب نشستم و همه چیز یادم آمد.

 

رمان تنها نمود واقعی ادبیات در عصر ماست. در این میان بسیاری از رمان‌ها تنها جوهره‌ی ناچیزی از خود را در روان ما ته‌نشین می‌کنند و بسیاری از جزئیاتشان را پس از بستن کتاب فراموش می‌کنیم. اما معدودی هم هستند که تا حد زیادی خود را از ورطه‌ی فراموشی و دفن شدن در عمق ناخودآگاهمان می‌رهانند و تا مدتی طولانی فکرمان را مشغول خود می‌سازند.《رازهای سرزمین من》یکی از داستان‌هایی‌ست که شخصیت‌هایش در درون بسیاری از خوانندگان زنده اند.

《رازهای سرزمین من》یکی داستانست پر آب چشم؛ رمانی‌ست پر ز احساس. بیهوده نیست که نویسنده -جز در بخش اول رمان- برای روایت داستانش نه از زاویه‌ی دید دانای کل، بلکه از دیدگاه اول شخص بهره برده است. بی‌گمان براهنی برای انتقال احساس اضطراب، تشویش، یاس، اندوه، افسردگی، خشم، نفرت و سردرگمی شخصیت‌های داستانش راهی بهتر از این ندیده است که دست مخاطبش را گرفته و او را وارد کاسه‌ی سر آنها کند و نه تنها تمامی احساسات و عواطف و اندیشه‌های هر شخصیت را از درون همان شخصیت به مخاطب بازنماید، بلکه مخاطب را لحظه به لحظه با جریان سیال ذهن او و مراحل پروراندن افکار و خاطرات در خودآگاهش همراه سازد و با خود از تجربه‌ای به تجربه‌ی دیگر و از خاطره‌ای به خاطره‌ی دیگر بکشاند. این همان کاری‌ست که براهنی در شعر هم سابقه‌ی انجام آن را دارد. یعنی《به جای توصیف موقعیت، خواننده‌ات را در آن موقعیت قرار بده.》همان‌طور که وقتی ما رویا می‌بینیم نمی‌توانیم بعد از بیداری رسوخ آن رویا به عمیق‌ترین زوایای وجودمان و حس و حالتی که ایجاد می‌کند را به طور کامل به زبان بیاوریم و اجزای رویا را به زبان رایج بازگو کنیم، داستان و شعر براهنی هم با ما همین کار را می‌کند. زبان براهنی به زبان رویا نزدیک‌تر است تا زبان قصه.

رمان با بخش《گرگ اجنبی‌کش》آغاز می‌شود. تصویرسازی نویسنده به قدری زنده است که شروع داستان بیشتر به یک اثر سینمایی جان‌دار می‌ماند تا یک داستان متنی محصور در صفحه‌ی کاغذ. در شرایط یاس سیاسی عمیق که بسیاری به این یقین رسیده اند که《کاوه‌ای پیدا نخواهد شد》و دعا می‌کنند که《کاشکی اسکندری پیدا شود》یا چشم امید به مرغ سحر و پنجه و دندان خرس دوخته اند طبیعی‌ست گمان کنیم که این بخش از رمان نیز چنین پیامی دارد اما با وجود پیوندهای سست و چه‌بسا نامرئی که داستان گرگ اجنبی کش با کل رمان دارد در نهایت تاثیر این بخش بر سیر رمان مخاطب را غافلگیر خواهد کرد. بخش اعظم رمان در تبریز و اردبیل دهه‌ی ۳۰ شمسی و تهران دهه‌ی ۵۰ شمسی می‌گذرد. اطلاعات نویسنده از خیابان‌ها و مکان‌هایی که نام می‌برد به قدری کامل و پر از جزئیات ریز و درشت است که خواننده را به وجد می‌آورد.

《تاریخ همه محمود است؛ من کاتب نیستم، کتاب هستم. مرا اگر ورق بزنید خودتان ورق خورده اید》این جملات را براهنی در رمان قبلی‌اش《روزگار دوزخی آقای ایاز》توی دهان ایاز گذاشته بود و تک تک شخصیت‌های رمان《رازهای سرزمین من》هم گویی آن را فریاد می‌زنند. شخصیت اصلی رمان《حسین تنظیفی》مترجم مستشاران نظامی آمریکاست که بیش از ۸۰۰ صفحه از رمان را روایت می‌کند. تنظیفی که اهل تبریز بوده و به زبان و ادبیات انگلیسی اشتغال داشته، از پدری زاده شده که شغلش کیسه‌کشی حمام بوده است. تنظیفی بدون اراده‌ی شخصی و در اثر نیاز مبرم ارتش ایران به مترجم وارد ارتش می‌شود. در ادامه‌ی مسیر، اتفاقات به گونه‌ای رقم می‌خورد که ۱۴ گروهبان و یک سرهنگ ایرانی به اتهام قتل یک سروان آمریکایی اعدام می‌شوند و حسین تنظیفی به عنوان تنها بازمانده‌ی این اتفاق راهی حبس ابد می‌شود. بخش‌هایی از رمان، اثر《محاکمه》کافکا را تداعی می‌کند. حسین تنظیفی در نهایت چند روز پیش از انقلاب ۵۷ ایران توسط مردم از زندان آزاد می‌شود و مسیر پرفراز و نشیبی را برای انتقام از مسببین این جنایت و ثبت آن در تاریخ آغاز می‌کند. زندگی تنظیفی در کنار《محمود شریفی》در رمان《آواز کشتگان》بیشترین شباهت را به زندگی خود براهنی دارد و چه بسا می‌توان بخش‌هایی از آن را اتوبیوگرافی نویسنده به حساب آورد.

رمان رازهای سرزمین من در کنار نثر قدرتمند و نافذ خود رگه‌هایی از رئالیسم جادویی را هم دارد. نقطه‌ی ضعف رمان که می‌تواند برخی از خوانندگان آن را دلسرد کند شاید نگاه ایدئولوژیک نویسنده باشد که گاهی خواندن رمان را دشوار می‌کند. همچنین کمبود شخصیت‌های خاکستری در رمان توی ذوق می‌زند. گاه حین مطالعه‌ی رمان چنین به نظر می‌رسد که نویسنده شخصیت‌هایش را در دو فهرست خوب‌ها و بدها قرار می‌دهد. از آن طرفه‌تر دوختن پاپوش تجاوز، روابط جنسی غیرعادی و بی‌غیرتی برای شخصیت‌های منفی داستان است که لذت مطالعه‌ی اثر را از خواننده می‌گیرد. هرچند براهنی در دفاع از خود گفته که رسوا کردن اخلاق فاسد اشراف و حاکمان را وظیفه‌ی خود می‌داند و منطقا هم انتظار بی‌طرفی از نویسنده داشتن بی‌معناست اما شاید می‌توانست به شیوه‌ای ماهرانه‌تر هدفش را در حین نگارش رمان دنبال کند.

با این همه، رازهای سرزمین من به عنوان یک اثر ادبی چه از بعد تاریخی و چه از بعد روانشناختی یقینا ارزش مطالعه دارد. اگرچه ردپای اطاله‌ی کلام در این اثر هم مثل سایر آثار براهنی دیده می‌شود اما مطالعه‌ی این رمان برای بسیاری از خوانندگان تجربه‌ای دلنشین و به یادماندنی خواهد بود.