اختصاصی طرفداری | برای هواداران رئال مادرید فصل پیش‌رو می‌تواند یکی از مهم‌ترین فصل‌های تاریخ باشگاه باشد. جایی که با اوج‌گیری رقیب دیرینه زیر نظر یک سرمربی مدرن و صاحب ایده، رئال باید از افزایش فاصله فنی خود با بارسلونا جلوگیری کند.

در این راه حضور ژابی آلونسو به عنوان سرمربی جدید، می‌تواند یک نعمت باشد. چرا که رئال مادرید پس از مدت‌ها این فرصت را خواهد داشت تا زیر نظر یک سرمربی مدرن و صاحب ایده فنی فوتبال بازی کند. از روز اول حضور آلونسو، این سرمربی اسپانیایی به دنبال جذب مهره‌های جدید برای باشگاه بود تا خیلی زود بتواند تیم را بر اساس ایده‌های فنی‌اش سازماندهی کند.

یکی از مهم‌ترین مهره‌ها در این بین، ترنت الکساندر آرنولد، مدافع راست لیورپول، بود که با انتقالی پر سر و صدا راهی برنابئو شد تا یکی از مهم‌ترین مدافع راست‌های فوتبال مدرن جذب تیم آلونسو شود. اما الکساندر آرنولد که به شدت مورد توجه جامعه فنی فوتبال قرار دارد چگونه مدافعی است و چرا تا این اندازه در فوتبال مدرن به عنوان یک مدافع مطرح شده؟ در این یادداشت فنی به طور مفصل به این موضوع خواهم پرداخت و از اهمیت الکساندر آرنولد صحبت خواهم کرد و در عین حال نقاط ضعف فنی او را نیز بررسی می‌کنم. همچنین گریزی به مقایسه این بازیکن از لحاظ فنی با اشرف حکیمی، دیگر مدافع راست مهم این روزهای فوتبال مدرن، خواهم زد که به درک بهتر مبحث می تواند کمک کند.

خیلی سریع وارد بحث فنی می‌شوم و کار را با چهار داده فنی پیشرفته حین کار با توپ آغاز می‌کنم. داده نخست «Deep progressions» است.این داده فنی پیشرفته به ما می‌گوید که یک بازیکن چه مقدار در هر بازی (یا بازی های مختلف) از طریق ارسال پاس، حمل توپ و یا دریبل موفق توپی را به یک سوم تهاجمی خودی منتقل کرده است. داده فنی پیشرفته‌ای که وضعیت یک بازیکن را در انتقال توپ به خوبی منعکس می‌کند. داده بعدی «Pass OBV» است. پیش از این در یادداشت علم آنالیز با OBV به طور مفصل درباره مفهوم OBV صحبت کرده‌ام. به طور خلاصه این داده به ما می‌گوید که هر بازیکن از طریق کنش ارسال پاس، تا چه اندازه توانسته تیم را به احتمال موقعیت گلزنی بهتر سوق دهد. هر چه این عدد بالاتر باشد، به این معنی است که بازیکن مورد نظر با ارسال پاس‌های مختلف خود توانسته تیم را رو به جلو و در راستای رسیدن به امکان گلزنی بهتر، سوق دهد. داده سوم «xA» (توضیح مفصل فنی) است. داده چهارم «Dribble & Carry OBV» است. داده‌ای که به محاسبه OBV از طریق کنش‌های دریبل و حمل توپ می‌پردازد.

همچون روال همیشه خود داده‌ها را نیز بر اساس «Percentile» (صدک) مشخص کرده‌ام تا بهتر بتوانیم به مقایسه کیفیت ترنت در هر یک از این داده‌ها با دیگر بازیکنان هم‌پستش در لیگ‌های مطرح اروپایی بپردازیم. به عنوان مثال وقتی می‌گوییم ترنت از حیث داده فنی «xA» در صدک 94 اُم قرار دارد، به این معنی است که او از 94 درصد بازیکنان هم‌پستش در لیگ‌های مطرح اروپایی وضعیت بهتری از حیث این داده فنی داشته است. حالا به تصویر زیر دقت کنید که وضعیت ترنت را در فصل گذشته رقابت‌های لیگ برتر انگلیس از حیث این چهار داده فنی نشان می‌دهد. 

با وضعیتی استثنایی برای یک مدافع کناری رو‌به‌رو هستیم. می‌بینیم که ترنت در هر چهار داده که مربوط به توانایی‌های مختلف کنش با توپ می‌شود، عملکردی استثنایی داشته. ترنت مدافع کناری است که از عقب زمین توپ می‌گیرد، قدرت حمل توپ و دریبل بالایی دارد و می‌تواند با سپری کردن مسیری طولانی توپ را به یک سوم تهاجمی و باکس حریف برساند. ترنت در عین حال توانایی خوبی در ارسال پاس‌های مختلف دارد. چه پاس هایی که اصطلاحا تحت عنوان Switches شناخته می‌شود (پاس‌هایی که منطقه بازی را عوض می‌کند) و چه پاس‌های با طول زیادی که به طور مستقیم یک سوم تهاجمی و باکس حریف را هدف قرار می‌دهد. توانایی او در دادن پاس‌های نهایی در یک سوم تهاجمی نیز که خارق‌العاده است و در تمامی پارامترهای فنی یاد شده به سختی می توان مدافع کناری را پیدا کرد که در سطح او باشد.

برای درک بهتر این توانایی‌های ترنت توجه شما را به دو تصویر دیگر نیز جلب می‌کنم. تصویر اول را از گروه فنی DistanceCovered استخراج کرده‌ام. تصویری که در یک بررسی جامع میان تمامی مدافعان راست کناری لیگ‌های مطرح اروپایی، بهترین مدافعان راست را از حیث چهار داده فنی پیشرفته که دو به دو به یکدیگر مرتبط هستند، دسته‌بندی کرده است. دو داده اول (دایره سمت چپ) داده های «xG» (یادداشت Expected Goals) و «xA» است و دو داده بعدی (دایره سمت راست) نیز داده‌های «Progressive Pass» و «Progressive Carries» است که مربوط به پاس های پیش‌رونده و حمل توپ‌های پیش‌رونده می‌شود (توضیح مفصل فنی).

به مدافعانی که در هر دو دسته بهترین عملکرد ممکن را داشته‌اند و اصطلاحا بین دو دسته دارای هم‌پوشانی هستند، دقت کنید (بیضی سفید رنگ وسط). این چند مدافع در اصل بهترین مدافعان کناری دنیا در کار با توپ هستند. این مدافعان هم می توانند در یک سوم تهاجمی پاس نهایی ارسال کنند و هم حتی خودشان را در موقعیت گلزنی قرار دهند و هم این‌که این توانایی را دارند تا از عقب زمین با ارسال پاس‌های پیش‌رونده و همچنین حمل توپ‌های پیش رونده، تیمشان را رو به جلو سوق دهند و به یک سوم تهاجمی یا حتی باکس حریفان برسانند. نام‌های مهمی در این بین دیده می‌شود. از مدافع کناری مورد بحث ما گرفته (ترنت) تا اشرف حکیمی، پدرو پورو، دی مارکوس و حتی داویده زاپاکوستا. این 12 مدافع راست در واقع بهترین مدافعان راست فعلی فوتبال اروپا هستند که می توانند پکیج کاملی را در کار با توپ ارائه دهند.

صحیت از اشرف حکیمی در این یادداشت شد. در محافل عمومی و فنی فوتبال این روزها از ترنت و حکیمی به عنوان دو مدافع راست برتر دنیا نام برده می‌شود که اختلاف زیادی نیز بین افراد مختلف در این که کدام یک بهتر است، وجود دارد. در این یادداشت اما می‌خواهم به تفاوت سبک بازی این دو مدافع کناری اشاره کنم. برای بیان این تفاوت فنی، توجه شما را به تصویر زیر جلب می‌کنم که از کمپانی مرجع Driblab استخراج کرده‌ام. محور افقی نمودار، عملکرد مدافعان کناری در لیگ‌های مطرح اروپایی از حیث داده فنی پیشرفته «xT» را نشان می‌دهد (در جریان بازی) که پیش از این در یادداشتی به طور مفصل درباره آن صحبت کرده‌ام. محور عمودی نیز عملکرد این مدافعان کناری را از لحاظ دریافت پاس از هم‌تیمی‌ها در فضای موثر نشان می‌دهد.

وضعیت در مقایسه فنی ترنت و حکیمی بسیار معنادار است. می‌بینیم که ترنت از لحاظ مقدار «xT» تولیدی بهترین مدافع کناری فوتبال اروپا محسوب می‌شود و فاصله خوبی با دیگر مدافعان دارد. در نقطه مقابل اما می‌بینیم که حکیمی از لحاظ دریافت پاس از هم‌تیمی‌ها در فضای موثر، دومین مدافع کناری برتر اروپا پس از رافائل گریرو است. در همین نقطه تفاوت فنی ترنت و حکیمی عیان می‌شود. ما با دو مدافع راستی رو‌به‌رو هستیم که تخصص‌های متفاوتی دارند. یکی بیشتر تمایل دارد از عقب زمین توپ بگیرد، با آن حرکت کند و هم‌تیمی‌هایش را صاحب موقعیت کند (ترنت) و دیگری بیشتر علاقه دارد در بالای زمین قرار گیرد و هدف پاس هم‌تیمی‌هایش در فضاهای خطرناک و موثر باشد تا به طور مستقیم به حریف ضربه بزند (حکیمی). آزادی عملی که حکیمی در پاریس دارد، با هیچ مدافع کناری در اروپا قابل مقایسه نیست..

به بحث اصلی یعنی ترنت الکساندر آرنولد برگردیم. از نقاط قوت و توانایی‌های فنی مختلف او در کار با توپ صحبت کردیم، اکنون می‌خواهم کمی هم درباره نقاط ضعف او صحبت کنم. در محافل عمومی فوتبال همواره از ترنت به عنوان مدافع کناری یاد شده که در کارهای دفاعی ضعیف است. این گزاره غلط نیست اما شاید خیلی هم دقیق نباشد. برای بحث بیشتر در این مورد توجه شما را به پنج داده فنی که مربوط به بازی بدون توپ می‌شود، جلب می‌کنم. داده نخست «PAdj Tackles & Interceptions» است (توضیح مفصل فنی). داده دوم درصد پیروزی در نبردهای هوایی خواهد بود.

داده سوم «PAdj Pressures» است. داده‌ای که به ما می‌گوید بازیکنان یک تیم چند بار تلاش کرده‌اند تا زمانی که بازیکنان حریف توپ را حمل، دریافت و یا پاس می‌دهند، روی آن‌ها ایجاد فشار کنند. ایجاد فشاری که به منظور بازپس‌گیری توپ صورت می‌گیرد (این داده بر حسب زمانی که تیم مالک توپ نیست، محاسبه می‌شود). داده چهارم «Tackle / Dribbled Past» بر حسب درصد است. داده‌ای که به ما می‌گوید یک مدافع تا چه اندازه توانسته بر حسب درصد، تکل های موفقی را در نبردهای یک در برابر یک خود بر روی حریفان انجام دهد. در نهایت داده پنجم نیز «Defensive Action OBV» است که میزان تاثیر کنش‌های تدافعی هر بازیکن را نشان می‌دهد و اینکه این کنش‌ها تا چه اندازه برای تیم سودمند بوده است. حالا به تصویر زیر دقت کنید که وضعیت ترنت را از حیث این داده‌ها در فصل گذشته نسبت به دیگر مدافعان کناری لیگ های مطرح اروپایی نشان می‌دهد.

بحث ترنت در بازی بدون توپ جای کار بسیار دارد. او در تعداد کنش تکل و قطع توپ مشکل چندانی ندارد و هم این‌که در مجموع تمامی کنش‌های تدافعی‌اش توانسته برای تیم مفید و تاثیرگذار باشد. مطابق انتظار او در ایجاد فشار روی حریف صاحب توپ نیز بسیار توانا است و می‌تواند در پروسه پرسینگ هر تیمی با توجه به رویکرد سرمربی‌اش، یک مهره قابل اتکا باشد. نکته منفی ترنت در امور تدافعی و بازی بدون توپ اما در دو بحث است.

نخست اینکه او در نبردهای هوایی یک بازیکن قابل اتکا نیست. مدافع راست تیم ملی انگلیس تنها از 14 درصد مدافعان کناری لیگ‌های مطرح اروپایی توانسته درصد نبرد هوایی موفق بیشتری را ثبت کند که جای تامل دارد. در عین حال او در نبردهای یک در برابر یک مستقیم، زمانی که رو به تکل زدن می‌آورد نیز مشکل دارد. دقت کنید که منظور تعداد کنش تکل نیست، بلکه درصد تکل موفق است. ترنت از لحاظ درصد تکل موفق و جلوگیری از عبور حریف از خود، تنها از 7 درصد مدافعان کناری لیگ‌های مطرح اروپایی در فصل گذشته بهتر کار کرده که وضعیتی بسیار خطرناک است. یعنی به خصوص در لحظاتی که حریف دارای فضا است، ترنت یک تکل زن خوب برای جلوگیری از پیش‌روی حریف محسوب نمی‌شود چرا که عموما در چنین شرایطی حریفان در فصل گذشته توانسته‌اند از او عبور کنند.

می‌بینیم که خرید جدید رئال مادرید در بازی بدون توپ، عملکردی نه خیلی خوب - نه خیلی بد دارد. او توانایی‌های مشخصی در بازی بدون توپ دارد و در عین حال ضعف‌های مشخصی را نیز دارا است. در نهایت باید توجه داشت در فوتبال مدرن، همان‌طور که پیش‌تر در این یادداشت فنی درباره آن صحبت کرده‌ام، زمانی که که شما یک تیم توانا در کار با توپ بسازید و دست بالا را در مجموع بازی‌های خود داشته باشید، خیلی نیازی به دفاع کردن پیدا نخواهید کرد. مانند آنچه مثلا سیتی گواردیولا و یا لیورپول کلوپ طی سالیان اخیر نمایش داده‌اند و یا حتی پاریسِ سال گذشته. ترنت اگر مدافع کناری بود که به طور مطلق دفاع کردن نمی‌دانست، حتما تیم او نمی‌توانست طی این سال‌ها به تمامی افتخارات ممکن دست پیدا کند و حتما او هم نمی‌توانست یکی از بهترین بازیکنان چنین تیمی باشد. در نهایت مادامی که شما یک تیم مدرن و رو به جلو در کار با توپ بسازید، اهمیت کنش‌های تدافعی مدافعانتان در عقب زمین کمتر می‌شود چرا که اصولا آن ها قرار نیست به طور مداوم در طول فصل در معرض دفاع کردن قرار گیرند.

ترنت الکساندر آرنولد همین حالا در کنار اشرف حکیمی، بهترین مدافع راست کناری دنیای فوتبال محسوب می‌شود. توانایی‌های او علی‌الخصوص در کار با توپ، استثنایی است و کمتر مدافع کناری از این حیث نزدیک او قرار دارد. حضور او در ترکیب سرمربی همچون ژابی آلونسو می‌تواند برای هواداران رئال بسیار هیجان‌انگیز باشد. آن‌ها قرار است این فصل برای اولین بار طی سال‌های اخیر، تلاش کنند تا فوتبالی مدرن و مبتنی بر اصول نوین، بازی کنند.

*داده های فنی پیشرفته از کمپانی مرجع StatsBomb استخراج شده است.