به نام خدا
قالب:غزل
وزن: بحر هزج مثمن اخرب
.
من شعرِ تو میگفتم ، در حکم ثوابم بود
هر بیت چو تسکینی ، بر حال خرابم بود
.
در عین مسلمانی ، این عشق قمارم شد
آغوشِ تو چون قبله ، هر بوسه شرابم بود
.
آن نامهی آخر را ، با بغض ز بَر کردم
وان عکس که خندانیم ، هر لحظه به قابم بود
.
با خویش بگفتم من ، ما لیلی و مجنونیم
پیدا شده این پندار ، رویا و سرابم بود
.
اینک تو بگو ای دوست ، دردی که روا کردی
از بهرِ توجّه یا ، با قصد عذابم بود ؟
.
گفتی همهی غم ها ، با عشق شود خاموش
چیزی که خموشی یافت ، ایّامِ شبابم بود
.
من این بُتِ این زیبا را ، با مهر پرستیدم
رنجاندی و رنجیدم ، این اجر و جوابم بود
.
در عین شکایت ها ، هر لحظه تو را خواهم
من بر تو وفادارم ، وین راهِ صوابم بود
.