تسلسل علل همزمان ، یعنی همان تسلسلی که در برهان امکان و وجوب یا برهان علیّت مطرح میشود و برای اثبات وجود خدا به کار میرود.
تقریر اجمالی
اثبات وجود خدا
جهان مادی یک سری علت و معلول است که سلسله علت و معلول بی نهایت (تسلسل) محال است هر چه علت به ماده برسید علیت ادامه دارد و باز هم تسلسل باطل است
چون هر چیزی برای وجودش به علت قبلی نیاز دارد و اگر تا ابد همین طور ادامه دهیم (بدون نقطه شروع) هیچ چیزی به وجود نمی آید.
نتیجه :
علت اول باید باشد
علت اول جهان باید فرامادی باشد.
.
آن موجود فرامادی زیرا فرای مکان و زمان است میتواند ازلی و بدون نیاز به آفریننده باشد (چون زمان و مکان ندارد)
اگر فرض کنیم که آن موجود علتی ندارد و وجودش از خودش است سلسله تمام میشود و به واجب الوجود میرسیم
اگر فرض کنیم آن موجود هم علتی دارد و وجودش از چیز دیگری است این سلسله علت و معلول باز هم ادامه پیدا میکند(تسلسل محال است) تا جایی که به وجودی برسیم که علیت ندارد و وجودش از خودش است. آنجا به واجب الوجود میرسیم (خدا)
.
تفسیر:
هر ممکنالوجود نیازمند علت است.
تسلسل محال است.
پس، بالاخره به واجبالوجود میرسیم که خودش علت ندارد (نه ممکنالوجود است و نه در سلسله علل قرار دارد).
چرا تسلسل علت محال است ؟🔻 |
فرض کنید یک شاخه از درخت سیب داری که به تنه وصل نیست، بلکه به شاخهٔ دیگری وصله، اون شاخه هم به شاخهٔ دیگری — ولی هیچ شاخهای به تنه وصل نیست.
نتیجه: همهٔ شاخهها در هوا معلقاند، و اصلاً درختی ساخته نمیشود.
در علل هم همینطوره:
«ممکنالوجود» یعنی موجودی که میتونه باشه یا نباشه و از خودش وجود رو نداره؛ باید از جای دیگه بگیره.
اگر هیچکدوم از این موجودها خودش «واجبالوجود» یا علت مستقل نباشه، هیچکدام نمیتوانند وجود دیگری را تأمین کنند.
زنجیره بینهایت از معلولها که همه نیازمندند، مثل زنجیرهای است که حلقههاش در هوا آویزانند و به هیچچیز وصل نشدن.
پس:
بدون یک «حلقهٔ مستقل» (واجبالوجود)، اصلاً کل زنجیرهٔ هستی شکل نمیگیرد.
این بحث دربارهٔ «بینهایت گذشتهٔ زمانی» نیست، بلکه دربارهٔ «وابستگی همزمان» است. مثل اینکه بخواهید چند لامپ سری را روشن کنید، ولی همهشان به یکدیگر وصلاند و هیچوقت به یک منبع برق مستقل ختم نمیشوند — در این حالت همه خاموش میمانند.
پس جمعبندی
نوع مورد بحث: تسلسل «علل همزمان و وابسته» = محال عقلی.
علت محال بودن: چون وابستگی محض، بدون منبع مستقل، توان ایجاد هیچ موجودی را ندارد.
نتیجه برهان: باید موجودی باشد که خودش نیازمند علت نباشد (واجبالوجود)، و او آغازگر یا قائمنگاهدار بقیه است.
آیا برخی از فلاسفه معتقدند تسلسل ممکن است ؟🔻 |
خیر
تسلسلی که برخی معتقدند ممکنه به وجود خدا و واجب الوجود ربطی نداره
یک صف افراد که هرکسی بلیت خود را از نفر قبلی گرفته.
اگر این صف از بینهایت نفر تشکیل شده باشه که در گذشته شروع شده، از نظر بعضیها این قابل تصور هست، چون هر نفر بلیت رو از قبل از خودش گرفته
ولی این سناریو در مورد «همزمانی» علتها بحثی نداره.
چون شروعی داشته .✅️
مثل یک خورشید که ازلی هست و نورشم ازلیه
اون نور ازلی هست ولی ممکن الوجود و علت خودشو داره
.
پس این تسلسل کع محل بحث هست به وجود خدا و تسلسل علت ربطی نداره
برهان امکان و وجوب و استدلالهای مشابه، تسلسل «همزمان و وابسته» رو هدف میگیرند، نه تسلسل زمانی.
حتی اگر جهان از نظر زمانی بیآغاز باشه (یعنی گذشتهٔ نامتناهی داشته باشه)، همین جهان و تمام موجوداتش همین لحظه برای ادامهٔ وجود خود به علتی مستقل نیاز دارند.
پس برای برهان خدا، مدت زمان گذشته مهم نیست؛ مهم اینه که آیا وابستگی فعلی به یک علت مستقل هست یا نه.
میگویند: «در ریاضیات میتوان بینهایت علتـمعلول داشت، پس در واقعیت هم ممکن است.»
اشکال کلاسیک: وجود خارجی با اعداد فرق دارد؛ بینهایتهای ریاضی صرفاً مفهومیاند، نه موجود بالفعل.
سوتفاهم بین «زمانی» و «ضرورتی»
.
بعضی تصور میکنند اگر تسلسل زمانی ممکن باشد، غیرزمانی هم میتواند باشد، و این خلطِ سنخ وابستگیهاست.
درحالیکه در تسلسل غیرزمانی، همه علل باید همزمان وجود داشته باشند، و بدون یک علت قائمبهذات، هیچکدام بالفعل نمیشوند.
تکیه به “خودبسندگی ساختار” بدون زیرساخت متافیزیکی
میگویند: «یک شبکه بینهایت از علل میتواند خودش را در تعادل نگه دارد.»
جواب : خوداتکایی واقعی تنها وقتی ممکن است که دستکم یک موجود در زنجیره بالذات قائم به خود باشد، وگرنه کلاً شبکه از «هیچ» شروع میکند.
روی محال بودن تسلسل علت بحثی نیست هر بحثی هست تسلسل زمانی هست که به وجود علت العلل و علت اول و واجب الوجود (خدا) بی ارتباط هست