"جایی که خرچنگها آواز میخوانند" که آخرین اثر ریس ویترسپون تا به امروز محسوب میشود اثری است که شاید تم جنایی داشته باشد؛ اما ژانر اصلی آن درام است؛ اثری که خیلی خوب رمانی که دیلیا اونز در سال ۲۰۱۸ منتشر کرد را ۴ سال بعد یعنی سال ۲۰۲۲ بازسازی کرد.
_6wd1.jpeg)
عنوان فیلم: جایی که خرچنگها آواز میخوانند (Where the Crawdads Sing)
ژانر: درام معمایی (Mystery Drama)
سال انتشار: ۲۰۲۲ (۱۵ ژوئیه در ایالات متحده امریکا)
جدول تاریخهای انتشار جهانی (تئاتر/سینما)
- آغـاز نمایش در سینماها:
- آمریکا (و کانادا): ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۲ (علاوه بر اکران جهانی در همان روز)
- استرالیا: ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۲
- ایرلند و بریتانیای کبیر: ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۲
- هلند: ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۲
- فرانسه: ۱۷ اوت ۲۰۲۲
- آلمان، مجارستان و اسرائیل: ۱۸ اوت ۲۰۲۲
- رومانی و سوئد: ۱۹ اوت ۲۰۲۲
- اوکراین: ۲۵ اوت ۲۰۲۲
- برزیل و یونان (و همچنین تکرار در هلند): ۱ سپتامبر ۲۰۲۲
- استونی: ۲ سپتامبر ۲۰۲۲
- ترکیه: ۹ سپتامبر ۲۰۲۲
- هنگکنگ و تایلند: ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۲
- سنگاپور: ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۲
- چک و اسلواکی: ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۲
- اسپانیا: ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۲
- قزاقستان: ۶ اکتبر ۲۰۲۲
- تایوان: ۷ اکتبر ۲۰۲۲
- کرۀ جنوبی: ۲ نوامبر ۲۰۲۲
داستان و منبع اقتباس
فیلم بر پایهی رمان پرفروش دیلیا اونز (۲۰۱۸) ساخته شده است، که داستان زندگی دختر جوانی به نام کیا کلارک را دنبال میکند، دختری تنهایی که در مردابهای کارولینای شمالی بزرگ میشود و درگیر معمای مرگ یکی از اهالی شهر میگردد.
عوامل تولید و بازیگران

کارگردان: اولیویا نیومن (Olivia Newman)
- فیلمنامهنویس: لوسی آلیبار (Lucy Alibar)
- تهیهکنندهها: ریس ویترسپون (Reese Witherspoon) و سایرین از شرکت Hello Sunshine و Columbia Pictures
- بازیگران اصلی:
- دیزی ادگار-جونز در نقش کایا (Kya)
- تیلور جان اسمیت و هریس دیکینسون در نقشهای تیت و چیس
- نیز حضور ستارگان دیگری مانند دیوید استراترن، گرت دیلاهانت، و غیره
موسیقی متن و قطعه اصلی
- آهنگساز موسیقی متن: میخائل دانا (Mychael Danna)
- آهنگ اصلی: «کارولینا» (Carolina) از تیلور سویفت که جایزه MTV Movie & TV Award را برنده شد و نامزد جوایزی مانند گلدن گلوب و گرمی بود.
فروش گیشه و بودجه
- بودجه فیلم: حدود ۲۴ میلیون دلار
- فروش جهانی: تقریباً ۱۴۴ میلیون دلار ($90.2M در آمریکا و کانادا، $54M در سایر کشورها)
- سود خالص تخمینی: حدود ۷۴.۷ میلیون دلار
بازخورد منتقدان
- Rotten Tomatoes: امتیاز ۳۵٪ (از ۲۲۰ نقد)، میانگین نمره ۵.۲/۱۰
- Metacritic: امتیاز ۴۳ از ۱۰۰ از ۴۶ منتقد (نقدهای مختلط یا متوسط)
- نقدهای مثبت: بسیاری از منتقدان بازی دیزی ادگار-جونز را نقطه قوت اصلی فیلم قلمداد کردند و تصویربرداری، موسیقی و طراحی بصری نیز تحسین شد.
-
- داستان فیلم
- کاترین کایا کلارک در دهه ۱۹۵۰ در جنوب آمریکا و در اطراف یکی از مناطق مردابی کارولینا زندگی میکند؛ در شروع فیلم کایا که کوچک ترین عضو خانواده کلارک است به لطف پدر الکلی درگیر مشکلات زیادی میشود و این مشکلات تا پایان فیلم گریبان او را میگیرند.پدر کایا در فیلم، نمادی از بیمسئولیتی مطلق است. او مردی است خشن، الکلی و بیتفاوت که بیشتر از آنکه نقش پدر را ایفا کند، باری سنگین بر دوش خانواده است. رفتارهای پرخاشگرانهاش، نهتنها باعث رنج و ترس همسر و فرزندان میشود، بلکه به تدریج سبب ازهمپاشیدن خانه نیز میگردد. مادر خانواده در نهایت به دلیل همین خشونت و لاابالیگری، خانه را ترک میکند و فرزندان یکییکی به امید زندگی بهتر فرار میکنند؛ اما کایا، کوچکترین عضو، مجبور به ماندن کنار پدری میشود که حتی توان یا علاقهای برای حمایت از او ندارد.
پدر در لحظاتی کوتاه تلاش میکند چهرهای آرامتر نشان دهد، اما عادتهای ویرانگر و بیقیدیاش خیلی زود چهره واقعی او را نمایان میسازد و کایا را قبل از اینکه حتی به سن مدرسه رفتن برسد رها میکند. حال کایا مجبور است تنها بزرگ شود؛ در شرایطی که تنها صاحب بقالی؛ همسر صاحب بقالی و پسری همسن و سال خودش در همسایگیشان به نام تیت را میشناسد.
کایا تنها یک روز به مدرسه میرود و به علت تحقیر و طرد شدن از سوی دیگر شاگردان دیگر هرگز پایش را به مدرسه نمیگذارد. وی سواد را نزد همسر همان بقال مذکور است یاد میگیرد...
فیلم در اینجا به سالهای جوانی کایا میرود. کایا در این سن تصمیم میگیرد به لطف اطلاعات زیست شناسی که از پارتنرش تیت یاد گرفته کتابی بنویسد؛ در شرایطی که تیت به شهری دیگر رفته و قول داده که تا ماه اکتبر به مرداب برگردد. کایا کتابش را منتشر میکند و برادرش جودی که حالا یک افسر ارتش است میتواند از طریق همان کتاب او را پیدا کند و خبری تلخ به او بدهد: اینکه مادرش بعد از ترک او و خانوادهاش فقط مدت کمی زنده بوده و بعد پیش خواهرش؛ رزماری از دنیا رفته.
در این بین اما تیت بر خلاف قولش در اکتبر برنمیگردد. کایا که برای نخستین بار به کسی غیر از خانوادهاش اعتماد کرده و دل بسته بود، با تجربهی سنگین دیگری از تنهایی روبهرو میشود. زخم بیوفایی تیت او را بیشازپیش به دل مرداب و دنیای انزوا پناه میدهد. در این میان، چیس اندروز وارد زندگیاش میشود؛ جوانی جذاب و محبوب که یک بازیکن راگبی است و میتواند باوعدههای عاشقانهاش توجه کایا را جلب کند
چیس به ظاهر کایا را دوست دارد و اینطور وانمود میکند، اما نیت واقعیاش بیشتر بر اساس غرور و میل به تصاحب است تا عشق. رابطهی آنها در ابتدا برای کایا تجربهای تازه از پذیرفتهشدن و لمس دنیای بیرون است، اما خیلی زود به شکلی تلخ میفهمد که چیس قصد ازدواج با او را ندارد و تنها به دنبال سوءاستفاده است. با آشکار شدن نامزدی چیس با دختری دیگر و فهمیدن این موضوع، قلب کایا دوباره در هم میشکند و رابطه آنها با یک دعوای فیزیکی تمام میشود.
حدودا یک سال بعد، تیت بازمیگردد و سعی میکند اشتباه گذشته را جبران کند. او توضیح میدهد که ترک ناگهانیاش برای ادامه تحصیل و ساختن آیندهای بهتر بوده است و نمیتوانسته به مرداب برگردد. با این حال، بیاعتمادی کایا عمیقتر از آن است که بهسادگی بخشیده شود. در همین دوران، چیس همچنان کایا را تحت فشار قرار میدهد و حتی رفتارش خشونتآمیزش بیشتر هم میشود.
وقتی جسد چیس اندروز در پای برجی پیدا میشود، همه نگاهها به سمت «دختر مرداب» یا همان برمیگردد. اهالی شهر که سالها او را غریب و متفاوت دیده بودند، بهسرعت او را متهم میکنند. محاکمهی کایا آغاز میشود؛ جایی که زندگی پر از زخم، انزوا و سوءبرداشتهایش با آیندهاش گره میخورد.
وکیل تسخیری کایا به او توصیه میکند تا جرمش را بپذیرد. اما کایا مصر به این است که کاری نکرده. سرانجام و پس از کش و قوسهای فراوان وکیل کایا که پیرمرد دلسوزی است با استناد به "بازماندن دریچههای برجهای آتشنشانی" و چند موضوع دیگر کایا را تبرئه میکند.
کایا به مرداب برمیگردد و سالها با تیت زندگی میکند. سرانجام روزی که کایای مسن برای قایق سواری به مرداب رفته شبحی از مادرش میبند و تمام خاطراتش از جلوی چشمانش عبور میکند؛ دقایقی بعد قایق به در خانه کایا و تیت میرسد؛ در شرایطی که کایا روی قایق از دنیا رفته است.
تیت موقع جمع کردن وسایل کایا چشمش با یک گردنبند صدفی میفتد که متعلق به چیس اندروز بوده است؛ تیت راز کایا را میفهمد و گردنبند را به درون خلیج کارولینا پرت میکند و جزر و مد خلیج راز کایا را در خود دفن میکند