طرفداری | مانوئل فرانسیسکو دوس سانتوس (Manuel Francisco dos Santos)، ملقب به گارینشا (Garrincha) زاده 28 اکتبر 1933 در شهر ماگه در ریودوژانیروی برزیل است. او در پست وینگر راست بازی میکرد. او فرزند آمارو فرانسیسکو دوس سانتوس و ماریا کارولینا دوس سانتوس بود. مادر مانوئل، از اقوام فولانی، بومیان شمال شرقی برزیل بود. لقب «گارینشا»، از روی نام بومی یکی از پرندههای بومی برزیل با نام علمی «Troglodytes musculus» که «الیکای خانه جنوبی» نامیده میشود، گرفته شده است. خواهر مانوئل، با اشاره به این پرنده، برادرش را با این نام صدا میکرد زیرا مانوئل در تقلید صدای این پرنده ماهر بود و به قول خواهرش، در صورت ادامه این روند، خود نیز یکی از گونههای این پرنده میشد. مانوئل در بدو تولد، دچار یک مشکل مادرزادی بود. پای راست مانوئل، شش سانتیمتر کوتاهتر از پای چپش بود و هر دو پا نیز به سمت راست خم شده بودند. خانواده مانوئل از فقر شدیدی رنج میبردند و این فقر باعث شد تا خواهر و برادر مانوئل در خانواده سه فرزند آنها، به دلیل گرسنگی، جانشان را از دست دهند. پدر گارینشا، به دلیل مصرف بیرویه الکل به سیروز کبدی دچار شد و با همین بیماری، خیلی بعدتر دار فانی را وداع گفت. گارینشا نیز همانند پدرش علاقه شدیدی به الکل داشت و از چهار سالگی، نوشیدنیهای الکلی مینوشید.

به دلیل غیبتهای مکرر، گارینشا در دوران مدرسه، خواندن و نوشتن را به صورت کامل نیاموخت و پس از مدتی، به منظور کسب درآمد برای خود و خانوادهاش، در کارخانه نساجی «آمریکا فابریل» استخدام شد. در سال 1947، گارینشا به یکی از اعضای تیم فوتبال کارخانه به نام «پائو گرانده» شد و در تیم آماتور آن فوتبال را شروع کرد. عمکلرد بسیار خوب او در تیم فوتبال باعث شد تا حتی در روزی که به دلیل تنبلی از این کارخانه اخراج شده بود، با وساطت همبازیان و همکارانش، به دلیل عملکردش در زمین چمن، شغلش را از دست ندهد. سرمربی تیم اصلی پائو گرانده، گارینشا را به تیم اصلی فرانخواند و این مهم باعث شد تا تیمهای دیگری به این بازیکن با استعداد علاقهمند شوند. او در سال 1949 به تیم کروزیرو دلسول پیوست و نخستین حقوق ورزشی خود را در این باشگاه دریافت کرد. گارینشا در زمان خالی میان صبحانه و ناهار به بازی برای این باشگاه میپرداخت. در همین دوران بود که غم از دستدادن مادر، زندگی گارینشا را تحت تأثیر قرار داد اما با این وجود، عملکرد بسیار عالی او در فوتبال آماتور برزیل، منجر به حضورش در سطح بزرگسالان با باشگاه سرانو در سال 1951 شد.

پس از عملکرد خوب در تیمهای مختلف سطوح پایین برزیل که شامل دریبلهای استثنایی و تکنیک بسیار فوقالعاده میشد، این بازیکن مورد توجه باشگاههای مطرح برزیل همانند فلامینگو و واسکودوگاما قرار گرفت. در ابتدا، فلامینگو پس از بررسی مشکل مادرزادی گارینشا، از عقد قرارداد با او صرف نظر کرد و سپس واسکودوگاما به دلیل بدون کفش بازی کردن او، از عقد قرارداد منصرف شد. پس از ناامیدی از عقد قرارداد با این باشگاهها، شانس زمانی در خانه گارینشا را زد که او پس از درخشش در یکی از مسابقات خود در سرانو که شامل چهار گل در یک بازی میشد، توسط آرائو، یکی از استعدادیابهای باشگاه بوتافوگو پسندیده شد. در جلسه اول حضور تستی این بازیکن در بوتافوگو، همه چیز به خوبی پیش نرفت اما در جلسه دوم، دریبل چندباره نیلتون سانتوس، مدافع مطرح بوتافوگو در تمرینات، گارینشا را به مرد محبوب این بازیکن تبدیل کرد. نیلتون که یکی از بازیکنان متعصب بوتافوگو بود، بسیار مجذوب این جوان 169 سانتیمتری شد و از سرمربی و مدیران باشگاهش، تقاضا کرد که به سرعت با او قرارداد ببندند. نیلتون به مدیران باشگاهش گفت «اگر این جوان به تیم دیگری برود، من نمیتوانم خواب راحتی را داشته باشم و اگر با او قرارداد ببندید، مدافعان رقیب، خواب راحتی را نخواهند دید». گارینشا خیلی زود خود را به سرمربی تیم اثبات کرد و با استعفا از کارش در کارخانه، فوتبالیست حرفهای شد.
نخستین بازی گارینشا برای بوتافوگو در 19 ژوئیه 1953 برابر باشگاه بونسوسوسو رقم خورد که حاصلی چون هتتریک این بازیکن در پیروزی 3-6 تیمش داشت. چهار فصل نخست همکاری این بازیکن با بوتافوگو شامل آمارهای 26 بازی و 20 گل در فصل 1953، 36 بازی و 9 گل در فصل 1954، 28 بازی و پنج گل در فصل 1955 و 20 بازی و پنج گل در فصل 1956 میشد. درخشش گارینشا باعث شده بود تا سرمربی بوتافوگو در رختکن تیمش، رسماً سمت راست تیمش را به نام این بازیکن اعلام کند. سرمربی بوتافوگو از دیگر بازیکنان تیمش خواست که تمام توپها و تصمیمات بازی در سمت راست تیمش را به گارینشا بسپرند و در کار او دخالت نکنند. در شش فصل بعدی، آمارهای 30 بازی و هشت گل در فصل 1957، 35 بازی و 10 گل در فصل 1958، 29 بازی و 12 گل در فصل 1959، 30 بازی و 10 گل در فصل 1960، 32 بازی و هشت گل در فصل 1961 و 32 بازی و 10 گل در فصل 1962 به کارنامه این بازیکن افزوده شدند. مصدومیت منجر به جراحی زانو در سال 1959 و بازی جوانمردانه برابر فلومیننزه در سال 1961، از اتفاقاتی بودند که برای این بازیکن از بعد غیر فنی رخ داده است. او در فینال جام ریودوژانیروی سال 1962 که با قهرمانی تیمش به پایان رسید، بارها و بارها با مهارتهای تکنیکی خود، مدافعان حریف را کلافه کرد و باعث زمین خوردن آنها شد. ادامه این جنگ روانی با حریف باعث شد تا داور با تهدید کارت زرد، از گارینشا بخواهد که به این حرکات پایان دهد و بازی معمولیتری را به نمایش بگذارد. پس از این اتفاق، گارینشا در آستانه تعویض قرار گرفت و در حالی که به سمت بیرون زمین میدوید، به ناگاه توپی را از بازیکنان تیمش دریافت کرد و با توجه به شروع ناگهانی بازی، توپ را به پیش برد و پس از دریبل دروازهبان، آن را به گل تبدیل کرد و سپس از زمین بازی خارج شد.

در سه فصل بعدی حضور گارینشا در بوتافوگو، او دچار مصدومیتهایی شد که حضورش در زمین را بسیار محدود کرد. دوری او از زمین چمن باعث شد تا در حالی که برای افزایش رقم قراردادش، تلاشهای بسیاری کرده بود، بر اساس هر بازی که در زمین حاضر میشد، پول بگیرد. او در این سالها به آمارهای هفت بازی و یک گل در فصل 1963، 11 بازی و سه گل در فصل 1964 و هشت بازی در فصل 1965 رسید. پس از ثبت آخرین بازی برای بوتافوگو در دیدار این باشگاه برابر پورتوگزا، این بازیکن تصمیم گرفت تا بوتافوگو را به مقصد کورینتیانس ترک کند. او فقط یک سال در کورینتیانس حضور داشت و پس از ثبت یک گل در 10 مسابقه، این باشگاه را ترک کرد. جدایی گارینشا از کورینتیانس حواشی بسیار زیادی داشت زیرا این بازیکن پس از اعتراض همتیمیهایش به دستمزد بالاترش، فشار زیاد رسانهها و مدیران این باشگاه، کورینتیانس را بدون توافق با مدیرانش ترک کرد. این تصمیم گارینشا باعث شد تا او با تصمیم دادگاه حکمیت ورزش، به مدت دو سال از عقد قرارداد جدید با باشگاههای دیگر محروم شود. پس از پایان دو سال محرومیت، این بازیکن راهی تیمی خارجی شد و با باشگاه جونیور کلمبیا قرارداد بست. او برای هر بازی برای باشگاه کلمبیایی، مبلغ 600 دلار را دریافت میکرد. در ابتدا، حضور گارینشا در کلمبیا، هواداران باشگاه جونیور را به وجد آورده بود و آنها در هر مسابقه، ستاره برزیلی خود را تشویق میکردند اما افت کیفی گارینشا، این تشویقها را به پرتاب گوجه فرنگی و تخم مرغ تبدیل کرد. او پس از جدایی از تیم کلمبیایی، در سال 1968 به فلامینگو پیوست اما در این باشگاه نیز نتوانست به عملکرد خوب قبلی خود برسد و آمار 20 بازی و شش گل در دو فصل را ثبت کرد. تلاشهای گارینشا برای ورود به فوتبال اروپا، پس از ترک فلامینگو به بن بست خورد زیرا در ابتدا بنفیکا به دلیل قوانین لیگ پرتغال از عقد قرارداد با او منصرف شد و سپس ستاره سرخ بلگراد، حتی بعد از یک جلسه تمرین نیز با او قرارداد نبست. در نتیجه، این بازیکن با حضور در باشگاه اولاریوی برزیل، فوتبالش را در کشورش ادامه داد و پس از 10 بازی و یک گل، در سال 1973، بازنشسته شد. از جمله القاب گارینشا در زمان بازی، «مایه شادی مردم یا Alegria do Povo» و «Anjo de Pernas Tortas یا فرشته کج پا» بود.

فوتبال ملی برای گارینشا با دیدار تیم ملی برزیل برابر شیلی در سال 1955 شروع شد. پس از دو بازی در کوپا آمریکای 1957، این بازیکن در لیست نهایی برزیلیها برای جام جهانی 1958 قرار گرفت. پیش از شروع جام جهانی، یک پروفسور روانشناس از کشور سوئد، با درخواست سرمربی وقت برزیل، بازیکنان برزیل را از منظر روانشناختی بررسی کرد و از آنها خواست تا با کشیدن یک نقاشی، شکل یک مرد را نشان دهند. قرار بود تا با هر نقاشی، پارامترهای این روانشناس از هر منظر، شخصیت یک بازیکن را نشان دهد. گارینشا، شکل این انسان را به صورت نامتقارن و نامناسبی کشید و ادعا کرد که این تصویر یکی از همتیمیهایش است. از این رو، با نمره روانشناس سوئدی، گارینشا به نمره پایینی از این آزمون رسید و شخصیتاش با کودک درونی بسیار فعال توصیف شد. گارینشا که توسط این روانشناس به نشناختن خطوط عموی و افقی متهم شده بود، دو دیدار نخست تیم ملی کشورش را نیمکتنشین بود. سرمربی وقت برزیلیها یعنی ویسنته فئولا، گارینشا و پله را به دلیل فردگرایی و خودخواهی در سبک بازی، نیمکتنشین کرده بود. گارینشا در بازیهای دوستانه پیش از جام جهانی، بسیار به سبک همیشگی خود یعنی دریبل بی وقفه بازیکنان حریف وفادار بود و دچار حواشی زیادی شده بود. در نهایت، تصمیم فئولا برای سومین بازی تیمش در جام جهانی 1958 برابر شوروی، بازگشت پله و گارینشا به ترکیب اصلی تیم بود. بازگشت این دو بازیکن به ترکیب باعث شد تا شوروی به شدت تحت فشار قرار گیرد و برزیلیها با یک نمایش درخشان، برنده بازی شوند. گارینشا در این دیدار، ستاره بیچون و چرای کشورش بود و توانست با حرکات تخریبی خود در برابر روسها، برزیل را به مهیجترین تیم جام تبدیل کند. در ادامه، برزیلیها با درخشش گارینشا و دیگر ستارگانشان به فینال جام جهانی رسیدند. این بازیکن در دیدار فینال برابر سوئد، دو پاس گل داد و به همراه برزیل به قهرمانی این جام رسید.

پس از ایستادن بر بام فوتبال جهان، این بازیکن در کوپا آمریکای 1959 حضور داشت و به چهار بازی در این تورنمنت رسید. گارینشا در سال 1962، دومین حضورش در تاریخ جامهای جهانی را تجربه کرد و برخلاف دوره قبلی حضورش، این بار بازیکن فیکس ترکیب کشورش در سه بازی نخست مرحله گروهی بود. او در دیدار سوم برزیل در مرحله گروهی برابر اسپانیا، یک پاس گل را به ثبت رساند. در مرحله یکچهارم نهایی و دیدار برزیل برابر انگلستان، پای گارینشا به گلزنی در جام جهانی باز شد و این بازیکن با بریس خود، کشورش را به پیروزی 1-3 و در نتیجه، صعود به نیمه نهایی رساند. در دیدار مرحله نیمه نهایی برابر تیم ملی شیلی، گارینشا همانند بازی برابر انگلیس، فرم خوبی داشت و با دو گل و یک پاس گل، یکتنه برزیل را فینالیست کرد. او در دقیقه 83 بازی، به دلیل خطایش بر روی روخاس، بازیکن تیم ملی شیلی که در جواب خطای این بازیکن صورت گرفته بود، از زمین بازی اخراج شد. پس از بازی، روزنامههای شیلیایی، گارینشا را بازیکنی از سیارات دیگر منظومه شمسی خطاب کردند و عملکرد او را ستایش کردند. علاوه بر ستایش شیلیاییها، اخراج گارینشا، دیگر موضوع مهم اخبار روز فوتبال شده بود. برزیلیها برای بخشش کارت گارینشا تلاشهای بسیاری را صورت دادند و نتیجه آن، بررسی مجدد اخراج این بازیکن توسط فیفا و سپس وتو کردن تصمیم داور شد. فیفا تصمیم داور مسابقه را خطا تشخیص داد تا گارینشا در فینال جام جهانی بازی کند. درخشش این بازیکن در فینال، دومین قهرمانی پیاپی برزیل و این بازیکن را درپی داشت. چهار گل گارینشا در این دوره، او را به آقای گلی تورنمنت رساند. او در جام جهانی 1966 نیز حضور داشت اما در این دوره، فقط در دو بازی از سه بازی کشورش به میدان رفت و برابر بلغارستان گلزنی کرد. دیدار دوم برزیل در این تورنمنت برابر مجارستان، آخرین بازی ملی گارینشا بود و پرونده ملی او را با 50 بازی ملی، 12 گل و هشت پاس گل بست.

اعتیاد به الکل، از معضلات زندگی گارینشا بود که او را درگیر تصادفات رانندگی مختلفی کرد. بدترین اتفاق ممکن برای گارینشا، رانندگی در حال مستی در آوریل 1969 بود که منجر به تصادفش با یک کامیون پر از سیب زمینی شد. در این تصادف، خواهرزن گارینشا به نام روزالیا گومز کشته شد و اتومبیل ستاره برزیلی نیز واژگون شد. بستگان قربانی، از پیگیری قانونی این واقعه خودداری کردند تا پرونده گارینشا با دو سال حبس تعلیقی و جریمه نقدی خاتمه یابد. در تاریخ 18 دسامبر 1973، بازی خداحافظی گارینشا با حضور ستارگان مختلفی در استادیوم ماراکانا برگزار شد. در این مسابقه، تیم منتخب فیفا و تیم منتخب برزیل به مصاف یکدیگر رفتند و گارینشا در میانههای مسابقه، تعویض شد و با اشک، از آخرین بازی خود خارج شد. این مسابقه با پیروزی 1-2 برزیلیها به پایان رسید و عواید آن به گارینشا و خانوادهاش رسید. نام گارینشا همواره در میان برترین فوتبالیستهای تاریخ دیده میشود. یک ورزشگاه در برزیل به پاس دستاوردهای این بازیکن، «مانه گارینشا» نام دارد. در سال 1978 نیز فیلمی از زندگی پسافوتبالی او با نام «مانه گارینشا» ساخته شد. ادامه مصرف بیرویه الکل باعث شد تا گارینشا در دهه هشتاد میلادی به بیماریهای کبدی دچار شود. عدم ترک الکل حتی پس از عود کردن بیماری باعث شد تا گارینشا در 20 ژانویه 1983 و در سن 49 سالگی، همانند پدرش به دلیل سیروز کبدی، جان به جانآفرین تسلیم کند. مراسم تشییع این ستاره برزیلی در استادیوم ماراکانا برگزار شد که شاهد هنرنماییهای این اعجوبه در زمان بازیاش بود. روی سنگ قبر گارینشا، جمله «اینجا، کسی که مایه شادی مردمش بود، آرمیده است» حک شده است.

از سری خاطرات فوتبالی روز