ناصر مسعودی (۶ فروردین ۱۳۱۴ – ۶ آذر ۱۴۰۴) مشهور به بلبل گیلان که قدیمیترین خواننده اشعار گیلکی بود در سن ۹۰ سالگی در رشت شهر زادگاهش، چشم از جهان فروبست. اگرچه او در ژانر موسیقی نواحی ایران آخرین بازمانده برنامه رادیویی «گلهای صحرایی» و «برگ سبز» به شمار میرفت اما شاگردی استادانی چون علیاکبرخان شهنازی و احمد عبادی موجب شد تا در آواز موسیقی دستگاهی ایران نیز از جایگاه ویژهای برخوردار باشد. از او همچنین چندین ترانه به سبک کوچهبازاری یا مردمی به یادگار مانده است که شخصیت موسیقایی این استاد نغمههای گیلان را چندوجهی میکند.
ناصر مسعودی در ششم فروردین سال ۱۳۱۴ در محله صیقلان رشت دیده به جهان گشود. سه ساله بود که پدرش درگذشت و خواهر بزرگتر که دبیر آموزش و پرورش بود، کفالت مادر، ناصر که کوچکترین فرزند خانواده بود، دو خواهر و دو برادر دیگرش را برعهده گرفت.
ترا گمه، میرزا کوچک خانا
ناصر شش ساله بود که در جریان جنگ جهانی دوم، ستونهای ارتش سرخ شوروی از راه آستارا به بندر پهلوی و رشت هجوم برد و نیروهای بریتانیایی نیز از جنوب و غرب ایران را به اشغال خود درآوردند. ارتش ایران منحل شد و تحت فشار قوای متفقین، رضا شاه استعفا داد. ناصر مسعودی همیشه در گفتگوهای خبری خود از آن دوران به عنوان «شرایط مغشوش» یاد میکرد که تا شرایط مطلوب زمان درازی در پیش بود.
میرزا کوچک خان جنگلی یک شخصیت افسانهای دوران کودکی ناصر بود. مادرش ترانهای را به او آموخت به نام «تَرا گَمَه، میرزا کوچیک خانا» که شاعر و ملودیساز ناشناسی آن را به یاد میراز کوچک خان و در مایه دشتی سروده بودند.
شعر ترانه با این چند بیت به زبان گیلکی آغاز میشود: «چِقَد جَنگلَ خوسی، ملّتَ وَسی؟ خَسته نُبُسی؟ میجانَ جانانا... تَرا گَمَه، میرزا کوچیک خانا» که ترجمه آن به فارسی میشود: «چقدر در جنگل میخوابی، برای مردم؟ خسته نشدی؟ ای جان جانانم... تو را میگویم، میرزا کوچکخان
۱۵ سال پیش از تولد ناصر در سال ۱۲۹۹، همزمان با جنبش مشروطهخواهی در ایران و در پی انقلاب بلشویکی روسیه، میرزا کوچک نهضتی را در جنگلهای گیلان به راه انداخت که دوام چندانی نداشت و حمله نظامی نیروهای دولت مرکزی به رهبری رضاخان سردار سپه و بریتانیا به سقوط آن انجامید. یک سال بعد کوچک خان در حال عقبنشینی بر اثر یخزدگی در کوههای تالش درگذشت اما «تنهایی میرزا» و «انتظار گیلانیها» از او در شعری متجلی شد که با آوازی محزون در مایه دشتی سینهبهسینه خوانده میشد.
ناصر مسعودی ۵۲ ساله بود که این بار به ناگزیر باید همان ترانه را برای عموم بخواند. در سال ۱۳۶۶ نمایش سریال «کوچک جنگلی» از تلویزیون ایران آغاز شد، ابتدا تورج زاهدی این ترانه را خواند که لهجه زبان گیلکی نداشت و انتقادهای تندی به همراه داشت. آنچنان که سرانجام محمد میرزمانی، سازنده موسیقی متن سریال را به خانه ناصر مسعودی در رشت کشاند و بازخوانی پس از سال ها سکوت و عدم فعالیت کاری انجام شد.

او در سال ۱۳۴۲ ازدواج کرد که حاصل آن دو دختر و یک پسر به جای مانده است. از مسعودی در ۵۰ سال فعالیت هنری بیش از ۵۰۰ ترانه به یادگار مانده که بیش از ۲۰۰ آهنگ فارسی و سنتی، ۱۵ برگ سبز و ۱۰ شاخه گل و بیش از ۲۵۰ ترانه گیلکی است. سرانجام وی در ۶ آذر سال ۱۴۰۴ شمسی چشم از جهان فرو بست.
روحش شاد و یادش گرامی