پاناما در اواخر دهه ۱۹۸۰ کشوری بود با بحران مشروعیت سیاسی، انزوای خارجی، اقتصاد تحت فشار و رهبریای که برای غرب «مسئلهدار» تلقی میشد. مانوئل نوریگا، فرمانده نظامی و مرد قدرتمند کشور، سالها شریک اطلاعاتی آمریکا بود، اما بهتدریج به چهرهای غیرقابلتحمل تبدیل شد: اتهام قاچاق مواد مخدر، تقلب انتخاباتی و تهدید منافع حیاتی آمریکا، بهویژه کانال پاناما.
مسیر بهسمت جنگ، ناگهانی نبود. از ۱۹۸۷ تحریمها آغاز شد، داراییها مسدود شد، دولت عملاً از دسترسی به دلار قطع شد و پاناما وارد رکود و نارضایتی اجتماعی شد. انتخابات ۱۹۸۹ که اپوزیسیون در آن پیروز شد، توسط حکومت باطل اعلام شد. این نقطهای بود که غرب گفت: دیگر این ساختار قابل اصلاح نیست.
از نظر نظامی، آمریکا از قبل در منطقه حضور داشت. حدود ۱۳ هزار نیروی آمریکایی از قبل در پایگاههای مرتبط با کانال مستقر بودند. با آغاز عملیات در ۲۰ دسامبر ۱۹۸۹، این عدد ظرف چند روز به حدود ۲۷ هزار نیرو رسید. ترکیب نیروها قابلتوجه بود: یگانهای هوابرد (۸۲ام)، رنجرها، نیروهای ویژه، هلیکوپترهای تهاجمی AH-64 آپاچی، بمبافکنهای تاکتیکی و پشتیبانی اطلاعاتی کامل.
نکته کلیدی این بود که جنگ برای شکست ارتش طراحی نشده بود، برای فروپاشی فرماندهی بود. مراکز ارتباطی، پادگانهای گارد ملی، فرودگاهها و اقامتگاههای فرماندهان در ساعات اول هدف قرار گرفتند. نیروی نظامی پاناما حدود ۱۲ هزار نفر بود؛ آموزش محدود، تجهیزات سبک، بدون پدافند موثر و بدون عمق استراتژیک. مقاومتها پراکنده و کوتاه بود.
از نظر تلفات، روایتها متفاوتاند. آمریکا تلفات خود را ۲۳ کشته اعلام کرد. تلفات نیروهای پانامایی حدود ۳۰۰ نفر برآورد شد. اما درباره غیرنظامیان، آمارها از چند صد تا چند هزار نفر متغیر است؛ بهویژه در محله الفچوریو که بمباران و آتشسوزی گسترده رخ داد. این بخش از ماجرا بعدها به یکی از نقاط تاریک پرونده تبدیل شد.
نوریهگا ظرف چند روز شکست خورد، اما نکته جالب اینجاست: او در میدان جنگ کشته نشد. به سفارت واتیکان پناه برد. آمریکا با جنگ روانی (پخش موسیقی بلند، محاصره رسانهای و فشار دیپلماتیک) او را وادار به تسلیم کرد. سپس به آمریکا منتقل، محاکمه و زندانی شد. پیام روشن بود: این جنگ برای حذف فرد بود، نه اشغال کشور.
پس از جنگ، دولت مورد حمایت غرب روی کار آمد، کانال پاناما طبق برنامه منتقل شد و آمریکا بدون اشغال بلندمدت، به هدف اصلیاش رسید: حذف یک بازیگر غیرقابلکنترل. اما پاناما بهایش را داد: زیرساخت آسیبدیده، زخم اجتماعی، و این واقعیت که تغییر سریع الزاماً به عدالت یا ثبات عمیق منجر نشد.
پاناما یادآوری میکند که گاهی جنگ، قبل از شروع، از نظر سیاسی تمام شده است.