زمستان که می‌شود، آدم‌ها بیشتر به سمتِ گرمای خاطرات هجوم می‌برند. اما وقتی دستانت خالی باشد و دلت سوخته، زمستان دیگر یک فصل نیست؛ یک «تبعیدگاه» است. «تنم سرده و دلم سوخته...» فدای سرت که سهم من از تو، فقط همین پریشانیِ بی‌پایان شد.