طرفداری | بابی فیشر (Bobby Fischer) زاده 9 مارس 1943 در شهر شیکاگوی ایالت ایلینوی آمریکا است. مادر بابی یعنی رجینا وندر، از والدینی یهودی در سوئیس متولد شد و در میسوری آمریکا رشد کرد؛ رجینا سفرهای زیادی را تجربه کرد و به عنوان معلم، پرستار و پزشک، زندگی خود را میگذراند. رجینا، بابی و خواهر بزرگترش را به تنهایی و با وجود بیخانمانی در مقطعی، بزرگ کرد و به دلیل عقاید کمونیستی خود، از مغضوبان FBI بود. پدر بیولوژیکی بابی، پاول نمنی از یهودیان مجارستانی متخصص در دینامیک سیالات بود و بابی، هیچوقت پدر واقعی خود را نشناخت؛ پدر قانونی بابی، گرهارد فیشر آلمانی بود که خیلی زود از رجینا طلاق گرفت. شناسایی پدر بیولوژیکی بابی، به لطف تحقیقات FBI بوده که ثابت میکند، این مرد مجار، کمک هزینههای فرزندش را متقبل میشد؛ نمنی از نخبههای ریاضی کشورش بود و شاید همین DNA به بابی کمک کرد تا به اوج ورزش جهان برسد.
جوان فیشر، خواهر بزرگتر بابی، نقش مهمی در آینده برادرش داشت. هدیه یک دست شطرنج توسط خواهر، باعث شد تا بابی از همان کودکی با مهرهها و خانههای سیاه و سفید، اوقات فراغت خود را بگذراند. بابی شروع به تحقیقات گسترده درباره تاکتیکهای شطرنج کرد و در نخستین گام، کتابی کهنه درباره چگونگی پیروزی در شطرنج را پیدا کرد. تمرکز شدید بابی روی شطرنج باعث شد تا مادرش از انزوا و دوری فرزندش از زندگی اجتماعی نگران شود؛ رجینا در جستجوی کودکی بود که همانند بابی، شیفته شطرنج بوده و سالم باشد. رجینا پس از ناکامی درباره ارائه یک آگهی پرسشی در روزنامه، فرزندش را به چند شطرنجباز معرفی کرد تا درنهایت، مسابقهای میان بابی و مکس پاوی، قهرمان اسکاتلند، شکل بگیرد. اگرچه بابی نخستین مسابقه خود را واگذار کرد اما شیوههای بازیاش مورد توجه کارمین نگرو، از مربیان شطرنج قرار گرفت که بیننده بازی بود. نیگرو در نقش معلم برای بابی ظاهر شد و او را به باشگاههای مختلفی معرفی کرد. در نتیجه پیشرفت روزافزون، بابی در 12 سالگی، عضو باشگاه معتبر شطرنج منهتن شد. بابی در ادامه با نام بزرگ دیگری همچون جک دبلیو کالینز آشنا شد و به مطالعه بیشتری در کتابخانه بزرگ این شطرنجباز که عضو باشگاه هاثورن بود، پرداخت.
او پس از عضویت در باشگاه دیگری با نام لاگ کبین، در یک تورنمنت شطرنج در کشور کوبا شرکت کرد و توانست تا در یک نمایش همزمان 12 تختهای، 10 پیروزی و دو تساوی را به دست بیاورد. قهرمانی شطرنج نوجوانان ایالات متحده در 13 سالگی با امتیاز 8.5 از 10، او را به جوانترین قهرمان آمریکایی این ورزش تبدیل کرد. حضور در تورنمنتهای متعدد با رقبای مطرح، بابی جوان را آبدیدهتر کرد تا او در 17 اکتبر 1956، با شاهکار خود برابر دونالد بیرن که استادی بینالمللی در دنیای شطرنج بود، مورد توجه دوستداران این ورزش قرار گیرد. بابی در این مسابقه که توسط هانس کموخ به «بازی قرن» معروف شد، وزیر خود را قربانی کرد تا در میان بهت بینندگان، یکی از عمیقترین و پیچیدهترین تاکتیکهای پیروزی را ارائه کند؛ پسرک نابغه ایلینوی توانست تا با تفکرات خود در این مسابقه، «بازی قرن» را به مبحثی تحلیلی در تاریخ شطرنج تبدیل کند. پس از دفاع از عنوان قهرمانی نوجوانان، قهرمانی شطرنج آزاد آمریکا و رسیدن به رتبه «استاد»، با شکستن رکورد سنی (با توجه به سن کمش)، بابی در سال 1957 به قهرمانی شطرنج آمریکا رسید و این مهم را با هشت پیروزی و پنج تساوی در 13 بازی به دست آورد. بابی در 15 سالگی با قهرمانی دیگری در مسابقات سراسری آمریکا، عنوان «استاد بینالملل» شطرنج را به دست آورده و در تورنمنتهای معتبر جهانی حضور یافت.
آمادگی ذهنی بالای فیشر باعث میشد تا او در مسابقات، 20 حرکت رقبایش را پیش از انجام، به درستی پیشبینی کرده و آماده پاسخ مناسب به آن باشد. در سالهایی که رقابتهای شطرنج میان شوروی و آمریکا، به مجالی برای خودنمایی سیاسی تبدیل شده بود، فیشر تلاش کرد تا رقبایش در سرزمین کمونیستها را به خوبی شناسایی کرد. او با نامه مادرش به نیکیتا خروشچف، رهبر شوروی، شانس حضور در ششمین جشنواره جهانی دانشجویان و جوانان مسکو را پیدا کرد؛ بابی که از پرداخت هزینه بلیط عاجز شده بود، با حضور در یک برنامه تلویزیونی به نام «من یک راز دارم»، توانست تا مشکلات حضور در شوروی را مرتفع کند. او بلافاصله پس از رسیدن به مسکو، به باشگاه شطرنج مرکزی این شهر رفت و در دو دیدار برابر اوگنی واسیوکوف و الکساندر نیکیتین پیروز شد. فیشر که در مسکو به هدف «رویارویی چالشانگیز با بزرگان» نرسیده بود، پس از اعتراض در مطبوعات شوروی، موفق شد تا به حضور در یک تورنمنت شطرنج در یوگسلاوی، دست یابد. او در 15 سالگی و پس از پیروزی برابر بزرگان شطرنج یوگسلاوی یعنی دراگولیوب یانوشویچ و میلان ماتولوویچ، با شش پیروزی، دو شکست و 12 تساوی، رتبه پنجم را به دست آورده تا واجدشرایط حضور در مسابقات اینترزونال شود.
پیش از دهه 60 میلادی، پوشش فیشر در مسابقات شطرنج شامل ژاکت و شلوار کبریتی بود اما پیشنهاد پال بنکو باعث شد تا آرام آرام، این شطرنجباز با کت و شلوارهای شیک دیده شود. پیشرفت در شطرنج باعث شد تا بابی، دل و دماغی برای ادامه تحصیل نداشته باشد و پس از اخراج از سال چهارم در یک مدرسه، با بورسیه «ضریب هوشی نجومی»، موفق به ثبتنام در دبیرستان معتبر آراسموس هال شود اما این مهم نیز در 16 سالگی بابی به پایان خود رسید. بابی اعتقاد داشت که تحصیل، کمکی به ماجراجوییهایش نخواهد کرد. او در این دبیرستان به پاس دستاوردهای ورزشی خود، یک مدال طلا را دریافت کرد. پس از تمرکز مجدد روی ورزش، هشت قهرمانی شطرنج آمریکا، دو مدال نقره و دو عنوان چهارمی در المپیادها، حاصل ماجراجوییهای بعدی فیشر در دنیای شطرنج بود. او در المپیاد 1962 وارنا پیشبینی کرد که میگل نایدروف را در 25 حرکت شکست میدهد و این مهم را با یک حرکت کمتر عملی کرد. فیشر در المپیاد 1968 لوگانو، به دلیل آنکه رشوفسکی، از دادن میز اول به او خودداری کرد، تصمیم گرفت تا از حضور در این رقابتها انصراف دهد. او در المپیاد 1974 نیس نیز به دلیل درخواست رقابت در یک اتاق جداگانه، موفق به رقابت نشد. فیشر در طول رقابتهای بینالمللی و داخلی خود، اختلافات بسیاری را با برگزارکنندگان بر سر زمان برگزاری، چگونگی استراحت، آشنایی با زبانهای دیگر همچون فرانسوی و مسائل دیگر داشت. در مسابقات کاندیداهای 1962، فیشر اعتقاد داشت که سه بازیکن شوروی، از پیش با یکدیگر تبانی کرده بودند که با تساوی برابر یکدیگر، انرژیشان را برای رویارویی با او نگه دارند.
او در مسابقات یادبود کاپابلانکای 1965 در کشور کوبا، به دلیل عدم تأیید گذرنامهاش توسط وزارت خارجه این کشور، مسابقات خود را با کمک یک تله پرینتر، از راه دور انجام داد و در جایگاه دوم تا چهارم جای گرفت. پس از تجربیات موفق متعدد در برابر رقبای جهانی، حال فیشر هدفگذاری جدیدی داشت و آن، قهرمانی مسابقات شطرنج جهان یا قهرمانی جهانی فیده بود. او تصمیم داشت تا به سلطه شطرنجبازان شوروی از سال 1948 تا 1969 ادامه داشت، پایان داده و دوباره یک آمریکایی را بر بام شطرنج جهان بگذارد. فینال قهرمانی جهان در سال 1972، میان این شطرنجباز و قهرمان دوره قبل یعنی بوریس اسپاسکی از شوروی برگزار میشد. این دیدار که به شدت حساس بود و انگیزههای سیاسی بسیاری در آن نهفته بود، با وجود اختلافات میان دو شطرنجباز درباره محل برگزاری، سرانجام در ریکیاویک ایسلند برگزار شد. فیشر برای حضوری موفق در این بازی، تصمیم گرفت تا همانند همیشه به ورزشهای سخت بپردازد و با شنا، تنیس و بوکس، از نظر بدنی خود را آماده کند زیرا تفکر سالم از بدنی ورزیده برمیآید.
حساسیت بالای دیدار این دو شطرنجباز باعث شد تا این مسابقه توسط دوربینهای تلویزیونی ضبط شده و در ساعات پربیننده از تلویزیون آمریکا پخش شود. حضور دوربینهای تلویزیونی باعث شده بود تا فیشر عصبی شده و از صدای «وز وز» آن ایراد بگیرد. با وجود تمامی حواشیها، فیشر با کسب هفت پیروزی، 11 تساوی و سه شکست، یازدهمین قهرمان تاریخ شطرنج جهان شود. پوشش رسانهای شدید این بازی باعث شده بود تا مفسران آن را «مسابقه قرن» بنامند. این قهرمانی از آنجایی بسیار ارزشمندتر شد که در کشاکش جنگ سرد آمریکا و شوروی با پایان سلطه شوروی در قهرمانی شطرنج جهان همراه شد. ثبت این افتخار در کشوری چون ایسلند باعث شد تا خواهر بابی، با کنایه به برگزاری مسابقه در سرزمین یخ، آن را همانند قهرمانی یک اسکیمو در تنیس بنامد. فیشر پس از این قهرمانی به برنامههای تلویزیونی دعوت شد و پیشنهادات گزافی برای حضور در تبلیغات دریافت کرد که به همکاری منجر نشد. سه سال پس از مسابقه قرن، حال فیشر فرصت داشت تا در مسابقات قهرمانی 1975 جهان برابر آناتولی کارپوف، شطرنجبازی دیگر از شوروی، از عنوان قهرمانی خود دفاع کند. فیشر این بار برای حضور در مسابقات، سه شرط را پیش روی فیده (فدراسیون جهانی شطرنج) گذاشت. ادامه بازی تا 10 پیروزی از یک بازیکن، نامحدود بودن تعداد بازی و قهرمانی فیشر در صورت رسیدن به نتیجه (9-9) با پاداش مساوی مالی میان دو فینالیست، سه شرط این شطرنجباز آمریکایی برای حضور در مسابقه برابر کارپوف بودند. جلسات متعددی در فیده، میان برگزارکنندگان و فیشر برگزار شد و در نهایت، فیده سومین شرط فیشر را عادلانه ندانست و با آن موافقت نکرد. در نتیجه این اتفاق، فیشر از حضور در بازی انصراف داد تا کارپوف، بدون انجام بازی قهرمان شطرنج شود و دوباره شوروی را به قله آن بازگرداند؛ کارپوف از بازی نکردن برابر فیشر، به دلیل از دست دادن یک چالش ذهنی و جلوگیری از پیشرفت شطرنجش، بسیار آزرده شد. کارپوف در سالهای بعد تلاش کرد تا یک رویارویی با فیشر داشته باشد اما این مهم عملی نشد.
اخلاقیات خاص و عجیب فیشر باعث شد تا او به مدت 20 سال از صفحه شطرنج دور شود. او در این مدت مشغول مسابقه با برنامه شطرنج کامپیوتری «گرین بلات مک هک» بود و سه بار برابرش پیروز شد. او در سال 1981، توسط پلیس شهر پاسادنا، به دلیل شباهت با مردی که به تازگی مرتکب قتل شده بود، بازداشت شد و پس از دو روز، با وثیقه 1000 دلاری آزاد شد. شروع مشکلات روحی و توهم توطئه فیشر از همین سال بود زیرا او اعتقاد داشت که دستگیری او که با رفتاری زننده نیز همراه بود، از توطئههایی است که دشمنانش علیه او به کار بردهاند. بازگشت فیشر به شطرنج در سال 1992، با یک مسابقه انتقامی برابر اسپاسکی همراه بود. فیشر که اصرار زیادی به ثبت این مسابقه به عنوان «مسابقه قهرمانی جهان» داشت، در نهایت موفق به این مهم نشد زیرا از نظر فیده، قهرمان این سال جهان، گری کاسپاروف بود. فیشر اعتقاد داشت که او بسیار بهتر از کاسپاروف است و این مسابقه باید تعیینکننده قهرمان جهان باشد. پاداش قهرمانی این مسابقه، پنج میلیون دلار آمریکا بود که 3.3 میلیون آن، سهم برنده بازی بود. فیشر به دلیل افزایش «توهم توطئه» خود، از معدود شطرنجبازهای آخرین دهه قرن بیستم میلادی بود که به سیستم کامپیوتری زمانشمار شطرنج اعتقاد نداشت. در نهایت او در بازگشت خود به عرصه شطرنج، با 10 برد، 15 تساوی و پنج شکست، اسپاسکی را بار دیگر از پیش رو برداشت.
حواشی بازگشت فیشر به شطرنج، فقط به مسائل ورزشی محدود نشد و پای آن به سیاست آمریکا نیز باز شد. وزارت خزانهداری آمریکا، پیش از شروع مسابقه به فیشر هشدار داد که حضورش در این مسابقه، غیرقانونی و نقض فرمان اجرایی رئیس جمهور وقت یعنی جورج دبلیو بوش است؛ بنا بر این فرمان، مشارکت در فعالیتهای اقتصادی یوگسلاوی با قوانین آمریکایی در تضاد است و مسابقه فیشر نیز در دو شهر یوگسلاوی برگزار میشد. واکنش فیشر اما آتش این ماجرا را بیشتر کرد زیرا او در کنفرانس خبری خود، با پرتاب آبدهان به سوی پرچم آمریکا، اعتراض خود را به این تصمیم اعلام کرد. در نهایت نقض این دستور باعث شد تا حکم جلب فیشر صادر شود. در نتیجه، پس از این مسابقه بود که علاوه بر ورزش، حضور فیشر در آمریکا نیز به پایان خود رسید.
او به مجارستان گریخت تا با یکی از معشوقههایش که استاد بزرگ شطرنج این کشور بود، زندگی کند. فیشر که از سبک استاندارد شطرنج خسته شده بود، بازی «بلیتز یا Bitz» را در بوداپست دنبال کرد. پس از ملاقات با اساتید شطرنج مجار، او به فیلیپین کوچ کرد و در شرق آسیا به زندگی پرداخت. وضعیت روحی فیشر روز به روز بحرانیتر شد تا رابطه نزدیک «نبوغ» و «جنون» را به تصویر بکشد. وسواس توطئه در فیشر رشد بیشتری یافت و عقایدش، عجیب و عجیبتر شد. پیشتر نیز رفتارهایی وسواسگونه از این شطرنجباز دیده شده بود؛ جایی که او در طول مسابقاتش با رقبای روس، پرکردگی دندانهایش را میکشید زیرا اعتقاد داشت که در آنها، فرستندهای وجود دارد. خوشحالی از حمله به برجهای دوقلو، از دیگر عقایدی بود که فیشر به آن دچار شد زیرا او به سبک تفکر «هیتلر»، خود را نزدیک میدانست و با وجود اصالت یهودیاش، هولوکاست را یک افسانه مینامید.
پس از مدتی زندگی در فیلیپین، بابی راهی ژاپن شد تا به دلیل استفاده از گذرنامه لغوشده آمریکایی، توسط پلیس ژاپن محبوس شود. او شکایات بسیاری از رفتار ژاپنیها داشت و ادعا کرد که در سلولی بدون پنجره زندگی میکند. او در زندان تصمیم گرفت تا با معشوقه ژاپنی خود یعنی میوکو واتای، ازدواج کند. پس از آزادی از زندان، فیشر در کریسمس 2005 تصمیم گرفت تا به لطف قهرمانیاش در ایسلند، اقامت این کشور را اخذ کرده و زندگی آرامی را در سرزمین یخ داشته باشد. او در ایسلند، منزویتر شد و گاهی با اساتید شطرنج دیدار میکرد و در برخی از مسابقات به عنوان ناظر حضور مییافت. او که زمانی از پیروان کلیسای بینالمللی خدا بود، پس از محققنشدن برخی پیشبینیهای پدران روحانی خود، با «مسیحیت» نیز به مشکل خورد و این کلیسا را شیطانی نامید.
فیشر دست به قلم نیز بود و کتابهای مفیدی را درباره تاکتیکهای شطرنج و دوران ورزشی خود به چاپ رساند. «بازیهای شطرنج فیشر»، «بیچارگی در گامبی شاه»، «روسها شطرنج جهان را تعیین میکنند»، «10 استاد بزرگ تاریخ»، «بابی شطرنج میآموزد»، «60 بازی خاطرانگیز من»و «من در زندان پاسادنا شکنجه شدم»، از مهمترین کتابهای بیوگرافی و تحلیلی این شطرنجباز بوده است. زندگینامه فیشر در فیلم سینمایی «قربانی پیاده»، ساخته سال 2015، به تصویر کشیده شده است. او در 17 ژانویه 2008، در سن 64 سالگی، بر اثر نارسایی کلیوی در ریکیاویک ایسلند، دار فانی را وداع گفت.
از سری خاطرات ورزشی
- یواخیم دکارم، شماره 11 جادویی هندبال آلمان؛ از قهرمانی جهان تا آسیب مغزی در زمین و توانبخشی
- دیک گارزا یا مایتی ایگور، کودک درون کشتی حرفهای؛ از شیرینکاری قدرتی تا اهدای کالباس و اسباب بازی به تماشاگران
- دیمیتریس دیامانتیدیس، بسکتبالیست سهبعدی اروپا؛ از درخشش در پاناتینایکوس تا لقب «3D»
- آرشیو مطالب مرتبط



