طرفداری | مائوریسیو پوچتینو (Mauricio Pochettino) زاده دوم مارس 1972 در شهر مورفی در ایالت سانتافه آرژانتین است. او با 182 سانتی‌متر قد در پست دفاع میانی بازی می‌کرد. او فرزند هکتور و آمالیا پوچتینو، کشاورزانی در شهر مورفی بود که اصالتی ایتالیایی داشتند. علاقه پوچ (نام مستعار پوچتینو) به ورزش از هشت سالگی شکل گرفت؛ جایی که این کودک اهل مورفی، والیبال و جودو را آموخت اما تماشای یک مسابقه فوتبال از جام جهانی 1978، مسیر ورزشی او را به سمت توپ و دروازه برد. او فوتبال را در باشگاهی به نام یونیون کالتورا شروع کرد و سپس آموزش‌های لازم را از آکادمی باشگاه روزاریو سنترال دید. او در 13 سالگی برای رسیدن به تمرینات روزاریو، فاصله‌ای 60 مایلی را با اتوبوس طی می‌کرد تا حرفه‌ای‌تر با این پدیده آشنا شود.

 

با وجود حضور در تمرینات روزاریو، باشگاهی که روی استعداد پوچ سرمایه‌گذاری کرد، باشگاه نیوولز اولدبویز بود. پوچتینو یکی از نخستین کشف‌های مارچلو بیلسای افسانه‌ای در دنیای مربیگری بود زیرا این مربی مشهور آرژانتینی، مربیگری را از تیم‌های پایه نیوولز اولدبویز شروع کرده بود. بیلسا که در شروع چالش جدید فوتبالی‌اش به سراسر شهرهای فوتبالی آرژانتین سفر می‌کرد تا استعدادها را شناسایی کند، به صورت عجیبی پوچتینو را برای تیم خود برگزید. گفته می‌شود که بیلسا در نیمه شب به منزل خانواده پوچتینو رفت تا پسرکی را که از روی پاهایش، یک فوتبالیست کامل دیده بود را به صورت خاصی وارد تیم خود کند. پوچتینو در نخستین جلسه حضور آزمایشی در تمرینات اولدبویز، فقط پنج دقیقه زمان لازم داشت تا تأییدیه نهایی بیلسا را گرفته و به بازیکن این باشگاه تبدیل شود. در ابتدا، بیلسا قصد داشت که پوچ را در پست مهاجم به کار ببرد اما اصرار مائوریسیو به بازی در پست دفاع میانی، سرنوشت‌اش را تغییر داد.

 

در سال 1990، این بازیکن به تیم اصلی اولدبویز رسید و خیلی زود، بیلسا نیز در تیم اصلی، سرمربی او شد تا این دو به همراه یکدیگر به سطح بالای فوتبال برسند. پس از چهار بازی در فصل نخست، او در فصل 90-1989 به بازیکن ثابت تیمش تبدیل شد و در 30 بازی به میدان رفت. رسیدن به قهرمانی لیگ برتر آرژانتین در فصل 91-1990، اوج کار بیلسا و پوچتینو در اولدبویز بود که با آمار 34 بازی و چهار گل از پوچ همراه بود. در فصل بعدی، پوچتینو موفق شد تا در لیبرتادورس نیز به بازیکن ثابت تیمش تبدیل شده و تا فینال این تورنمنت پیش‌روی کند؛ پوچتینو که در تمامی مسابقات تا نیمه نهایی جام، به جز یک دیدار مرحله گروهی، بازیکن ثابت ترکیب اولدبویز بود، پس از ثبت دو گل در دیدار رفت مرحله یک‌چهارم نهایی برابر سن لورنزو، با گل خود در دیدار برگشت نیمه نهایی برابر آمه‌ریکای کلمبیا، تیمش را به ضربات پنالتی و متعاقباً فینال لیبرتادورس رساند. گل پوچ تا یک دقیقه مانده به پایان بازی، گل پیروزی‌بخش اولدبویز بود اما گل تساوی دقیقه 89 تیم کلمبیایی، همه چیز را به ضربات پنالتی رساند؛ اگرچه پوچ ضربه خود را به گل تبدیل نکرد اما در ماراتن دورقمی پنالتی‌های این مسابقه، اولدبویز بود که به پیروزی رسید. شکست در دو بازی رفت و برگشت فینال با ضربات پنالتی از سائوپائولو، پایان ماجراجویی این فصل پوچ بود که به آمار 43 بازی و شش گل منتهی شد. او دو فصل دیگر در اولدبویز حضور داشت و در مجموع 57 بازی، یک گل زد. یک قهرمانی کلاسورا، از دیگر افتخارات پوچ با تیمش بود.

 

پس از چندین فصل همکاری با بیلسا، پختگی پوچتینو مورد توجه باشگاه‌های مختلفی از جمله بوکاجونیورز قرار گرفت اما این بازیکن، بدون توجه به صرف مالی قضایا، تصمیم گرفت تا با اسپانیول در لالیگای اسپانیا قرارداد بسته تا با توجه به علاقه‌اش به شهر «بارسلون»، در این باشگاه بازی کند. نخستین بازی او با پیراهن اسپانیول در دیدار برابر رئال اوویدو رقم خورد. او خیلی زود به بازیکن فیکس اسپانیول تبدیل شد و فصل نخست خود را با حضور در 34 بازی به پایان رساند. 44 بازی و سه گل در فصل 96-1995، 47 بازی و سه گل در فصل 97-1996، 35 بازی و دو گل در فصل 98-1997 و 28 بازی، یک گل و یک پاس گل در فصل 99-1998، حاصل فصول بعدی پوچ در باشگاه اسپانیایی بود. او در این دوران، عملکردی باثبات و رهبرگونه داشت که باعث شد هواداران تیمش، لقب «کلانتر» را برایش انتخاب کنند. قهرمانی کوپادل‌ری در فصل 00-1999، نخستین افتخار اروپایی پوچتینو بود که با آمار کلی 36 بازی و یک گل از او همراه شد. او در سال 1998، مدت کوتاهی با مربی محبوب خود یعنی بیلسا در تیم جدیدش همکاری کرد؛ حضور بیلسا روی نیمکت اسپانیول، مدت زیادی دوام نداشت.

 

پس از این افتخار بود که پوچتینو با وجود پیشنهادات خوب دیگرش، تصمیم گرفت تا با قراردادی مشروط در اسپانیول باقی بماند اما نیاز مالی باشگاه باعث شد تا پس از 26 بازی و دو گل تا نیمه فصل، او مجبور به تغییر مکان شود. در ماه ژانویه 2001، این بازیکن با درخواست لوئیس فرناندز، سرمربی سابق بیلبائو که روی نیمکت پاری سن ژرمن می‌نشست، راهی فرانسه شد تا اسپانیول را به 35 میلیون فرانک برساند. پس از تجربه نخستین بازی برای پاری سن ژرمن برابر نانت در هفته 25، این بازیکن موفق شد تا دروازه گنگام را در هفته بعدی باز کرده و در نهایت به آمار هشت بازی و یک گل دست یابد. او دو فصل دیگر در پاریس حضور داشت و به آمارهای 42 بازی و یک گل در فصل 02-2001 و 45 بازی و چهار گل در فصل 03-2002 رسید. پوچ در چند مسابقه از جمله بازی‌های جام یوفا، موفق شد تا بازوبند کاپیتانی پاری سن ژرمن را بر بازو ببندد. پوچ در تابستان 2003 راهی بوردو شد و تا نیمه فصل، آمار 16 بازی و یک گل را در این تیم ثبت کرد. در میانه فصل 04-2003، او به اسپانیول بازگشت و در ادامه فصل، به آمار 21 بازی، یک گل و دو پاس گل رسید. 27 بازی و یک گل در فصل 05-2004 و 18 بازی و یک گل در فصل 06-2005، نتیجه دو فصل بعدی بازگشت این بازیکن به تیم سابقش بود. او پس از تجربه قهرمانی دیگری در کوپادل‌ری، بازنشستگی خود از میادین فوتبالی را اعلام کرد.

 

نخستین بازی او برای تیم ملی آرژانتین در سال 1999 برابر هلند رقم خورد؛ ورود به ماجراجویی ملی نیز همانند شروع فوتبال با سرمربی‌گری بیلسا همراه بود. حضور در دو بازی کوپا آمریکای 1999 و گلزنی در یک بازی دوستانه برابر اسپانیا، تجارب بعدی پوچ با تیم ملی کشورش بود. سرانجام این بازیکن حضور در جام جهانی را در سال 2002، به میزبانی کره جنوبی و ژاپن، تجربه کرد. او با استفاده از مصدومیت روبرتو آیالا، بازیکن ترکیب ثابت آرژانتینی‌ها شد و در هر سه بازی مرحله گروهی که به حذف آن‌ها منتهی شد، به میدان رفت. خطای منجر به پنالتی پوچتینو روی مایکل اوون بود که باعث شد تا گل دیوید بکام از روی نقطه پنالتی، شکست 0-1 آرژانتین از انگلستان را رقم بزند؛ این شکست، تأثیر زیادی روی حذف آرژانتین در مرحله گروهی این دوره داشت. او پس از جام جهانی، تنها در یک بازی برابر ژاپن به میدان رفت و ماجراجویی ملی خود را با آمار 20 بازی، دو گل و یک پاس گل، تمام کرد. پوچ از سال 2009 به حرفه مربیگری روی آورد و پس از شروع با اسپانیول، ماجراجویی‌های مهیجی را در این دوره ورزشی خود، سپری کرد. پوچ اعتقاد فراوانی به «انرژی مثبت و منفی» داشته و در طول دوران ورزشی خود نیز به این نیروها، اهمیت فراوانی می‌داد. او هم‌چنین علاقه‌ای به یاغی‌شدن نداشته و از حضور در تیم‌های رقیب باشگاه‌های سابقش یعنی بارسلونا، مارسی و سایر رقبای سنتی، خودداری کرده است.

 


از سری خاطرات فوتبالی