به منظور درک درست تحول فوتبال آمریکای جنوبی، باید دو سطح را از هم جدا کرد. یک سطح، جایگاه این منطقه در فوتبال جهان و سطح دیگر، ساختار قدرت درون خود منطقه است. این منطقه در سطح جهانی از تمرکز تاریخی خود فاصله گرفته، اما در درون آن، قدرت از برزیل به آرژانتین منتقل شده است.
در عصر ژول ریمه، یعنی از ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۰، ۹ دوره جام جهانی برگزار شد و تیمهای آمریکای جنوبی در ۷ فینال حضور داشتند. یعنی ۷۸ درصد فینالها به این منطقه رسید. این رقم نشان میدهد که آمریکای جنوبی در آن دوره یکی از دو قطب اصلی فوتبال جهان بود و حضور در مهمترین صحنه تورنمنت، یک اتفاق مقطعی نبود.
در عصر فیفا، از ۱۹۷۴ تا ۲۰۲۶، شرایط عوض شد. در ۱۴ دوره جام جهانی، تیمهای آمریکای جنوبی ۹ بار به فینال رسیدند. بنابراین سهم منطقه به ۶۴ درصد کاهش یافت. بدین معنی که آمریکای جنوبی هنوز مهم است، اما دیگر مثل گذشته بر فینالهای جهان مسلط نیست و اروپا سهم بیشتری از این سطح از رقابت را به دست آورده است.
با این حال، اگر از سطح جهانی به داخل منطقه نگاه شود، تصویر دیگری دیده میشود. در عصر ژول ریمه، از ۷ حضور آمریکای جنوبی در فینال، ۴ حضور متعلق به برزیل بود. یعنی برزیل ۵۷ درصد از کل حضورهای منطقه را در اختیار داشت. اروگوئه ۲ حضور داشت و آرژانتین فقط یک بار به فینال رسید. در آن دوره، برزیل عملا چهره اصلی فوتبال آمریکای جنوبی بود و بقیه تیمها در حاشیه این برتری قرار داشتند.
در عصر فیفا، این توازن تغییر کرد. از ۹ حضور منطقه در فینال، ۶ حضور به آرژانتین رسید و ۳ حضور به برزیل. یعنی آرژانتین ۶۷ درصد از فینالهای آمریکای جنوبی را به نام خود ثبت کرد. این همان جابهجایی مهمی است که کمتر به آن توجه شده است. برزیل دیگر تنها محور قدرت منطقه نیست و جای آن را آرژانتین گرفته است.
نکته جالب این است که این برتری فقط در تعداد خلاصه نمیشود، بلکه در الگوی زمانی هم دیده میشود. حضورهای آرژانتین در فینالهای عصر فیفا در دورههای مختلف پخش شدهاند: ۱۹۷۸، ۱۹۸۶، ۱۹۹۰، ۲۰۱۴، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶. این پراکندگی نشان میدهد که آرژانتین توانسته موفقیت را در نسلهای مختلف تکرار کند. یعنی با هر تغییر نسل، ساختار رقابتپذیری خود را از دست نداده است.
در مقابل، حضورهای برزیل در عصر فیفا فشرده و کوتاه بود: ۱۹۹۴، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲. هر سه حضور در یک بازه هشتساله ثبت شد. این الگو بیشتر شبیه یک جهش قوی اما محدود است، نه یک تداوم بلندمدت. مهمتر این که برزیل بعد از ۲۰۰۲ دیگر به فینال نرسید. این فاصله طولانی نشان میدهد که مدل موفقیت برزیل نتوانست خود را با الزامات تازه فوتبال مدرن هماهنگ کند.
بنابراین آمریکای جنوبی در سطح جهانی از یک منطقه بسیار متمرکز در عصر ژول ریمه به منطقهای با تمرکز کمتر در عصر فیفا تبدیل شده است. در عین حال، در سطح درونمنطقهای، قدرت از برزیل به آرژانتین منتقل شده است. یعنی اگر از بیرون ملاحظه شود، وزن منطقه کمتر شده، اما اگر از داخل نگاه شود، چهره مسلط عوض شده است.
به زبان سادهتر، در عصر ژول ریمه برزیل چهره اصلی فوتبال آمریکای جنوبی بود، اما در عصر فیفا این جایگاه به آرژانتین رسید. برزیل در یک بازه کوتاه اوج گرفت، اما نتوانست همان برتری را در بلندمدت حفظ کند. آرژانتین برعکس، در دورههای مختلف خودش را بازسازی کرد و به محور تازه فوتبال آمریکای جنوبی تبدیل شده است.
