در نگاهی به سریال آوای باران، اقدام آغازین شکیب در جمع‌آوری آن کودکان بی‌پناه از کف خیابان‌ها کاری نجات‌بخش بود؛ چرا که بدون آن سرپناه، سرنوشت‌های بسیار تاریک‌تر و خطرات سنگینی در انتظارشان می‌بود. او توانست با پس‌انداز و تدبیر، گاراژی بزرگ بخرد و با نگهداری گاو و دام، معیشتی اولیه برای آن جمع فراهم کند. اگر شکیب مهربان‌تر و با‌محبت‌تر عمل می‌کرد، او همچنین می‌توانست با همکاری آن سرمایه‌دار و دلال بزرگ، گاراژ و زمین‌های اطراف را به برج‌ها، آپارتمان‌های لوکس، پاساژها و مغازه‌های پررونق تجاری تبدیل کند و در نهایت، شکیب به عنوان بخشش، ثروت و خانواده خلق می‌کرد