طرفداری | اگر اخبار داخلی فوتبال ایران را دنبال کنید، تصور می‌کنید تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ فتح‌الفتوح کرده است؛ مدیران فدراسیون و مربیان تیم کماکان با مانور روی «سه تساوی»، خود را در حد قهرمانان جهان بالا کشیده‌اند، پاداش‌ صدها میلیاردی را کم می‌دانند و برای تمدید قراردادهای بلندمدت نقشه می‌کشند.

اما جام جهانی، فقط یک تورنمنت چندهفته‌ای نیست؛ ویترینی است که خروجی واقعی آن دقیقاً در بازار نقل‌وانتقالات تابستانی دنیا مشخص می‌شود. جایی که عیار تمام ادعاها سنجیده می‌شود و حالا با متر و معیار فوتبال دنیا، مشخص شده که آن سه تساوی چقدر ارزش فنی داشته است: تقریباً صفر! در روزهایی که بازیکنان سایر تیم‌های ملی به واسطه درخشش در جام جهانی در حال ترانسفر به لیگ‌های مختلف فوتبال دنیا هستند، حتی یک بازیکن تیم ملی ایران پیشنهاد خارجی درست‌وحسابی ندارد.

جام جهانی؛ ویترینی که دروغ نمی‌گوید

جام جهانی همواره شفاف‌ترین و معتبرترین بازار سنجش بازیکنان بوده و هست. هم‌اکنون پنجره نقل‌وانتقالات تابستانی فوتبال جهان تحت تأثیر مستقیم عملکرد بازیکنان در این تورنمنت در جریان است و در مواردی حتی استعدادهای کم‌نام‌ونشان تیم‌های متوسط، با پیشنهادهای جذاب راهی لیگ‌های معتبر می‌شوند. اما خروجی آن «افتخارآفرینیِ سه تساوی برابر سه تیم معمولی» و آن شاهکار تاکتیکی که کادر فنی بابتش از مردم طلبکار است چیست؟

پاسخ به این بی‌محلی مطلق در بازار نقل‌وانتقالات البته اصلاً پیچیده نیست؛ تیمی که به عنوان «پیرترین تیم جام جهانی» راهی مسابقات شد، اساساً نه ظرفیتی برای رو کردن «پدیده» داشت و نه ابزاری برای جلب توجه مارکت بین‌المللی. بازار امروز فوتبال دنیا روی ساختار سنی، پتانسیل پیشرفت و سرمایه‌گذاری‌های آینده‌دار می‌چرخد، نه بازیکنانی که از نظر سنی خروج از چرخه حرفه‌ای را تجربه می‌کنند و عملاً هیچ ارزش اقتصادی و فنی برای خریداران خارجی ندارند.

اتهام قلعه‌نویی به کسانی که وعده‌هایش را باور کردند؛ نیوزیلند را نبردید، منتقدان بی‌وطن شدند!

وقتی ساختار تیم طوری چیده می‌شود که جایی برای جوانان باقی نمی‌گذارد، نتیجه‌اش تیمی می‌شود که حتی یک بازیکنش در این بازار بزرگ خریدار ندارد. تلخ‌تر آنکه همان اندک لژیونرهایی هم که پیش از جام جهانی داشتیم، حالا یا در مسیر بازگشت به فوتبال ایران هستند، یا هیچ پیشنهاد قابل‌قبولی روی میز ندارند و یا مانند میلاد محمدی مجبور می‌شوند برای ادامه کار به لیگ‌های درجه چندمی و بی‌کیفیتی مثل لیگ بلاروس کوچ کنند! چطور ممکن است تیمی در جام جهانی حماسه آفریده باشد، اما خروجی آن در بازار نقل‌وانتقالات، سرگردانی و تنزل سطح بازیکنانش باشد؟

رزومه‌سازی کادرفنی تیم ملی با تساوی و ولع پاداش‌های نجومی

در این میان، واکنش کادر فنی و مدیران فدراسیون حیرت‌انگیز است. آن‌ها به جای پاسخگویی درباره این کارنامه خالی، مشغول رزومه‌سازی از همین سه تساوی ناچیز هستند. کادر فنی که پاداش‌های صدها میلیاردی دریافتی را صرفاً به دلیل «پرداخت ریالی» کم می‌دانند، تمام همّ‌وغم‌شان را گذاشته‌اند تا به هر شکلی شده قراردادهای بلندمدت ببندند؛ سفره‌ای چرب و نرم که از همین حالا روی پاداش‌های نجومی جام جهانی بعدی هم حساب باز کرده است.

آقایان ظاهراً فراموش کرده‌اند که کیفیت فنی یک تیم ملی نه در برنامه‌های سفارشی تلویزیون، بلکه در ویترین‌هایی مثل همین نقل‌وانتقالات بین‌المللی عیارسنجی می‌شود. وقتی دنیای فوتبال بابت بازی‌های شما «هیچ» ارزشی قائل نیست، این حجم از زیاده‌خواهی و رزومه‌سازی‌های خیالی، چیزی جز خودگول‌زنی نیست.

تفاوت واقعیت با ادعا دقیقاً در همین‌جاست. اعضای کادر فنی می‌توانند در رسانه‌های داخلی برای خود افتخارات خیالی ببافند و طلبکارانه، پاداش‌های هنگفت را ناچیز بدانند و پشت واژه‌های پرطمطراق سنگر بگیرند؛ اما حقیقت فنی فوتبال ایران در جهان خریدار ندارد.

جام جهانی تمام شد، پاداش‌ها تقسیم شد و آقایان در حال چانه‌زنی برای تمدید قراردادهایشان هستند؛ اما «ویترین خالی» فوتبال ایران به کل دنیا نشان داد که آن سه تساوی، نه حاصل یک ساختار تاکتیکی و پیشرفت فنی، بلکه صرفاً حباب بی‌کیفیتی بود که در پنجره نقل‌وانتقالات ترکید. آقایان شاید توانسته باشند سر خودشان و چند مجیزگو را کلاه بگذارند، اما دنیا، فوتبالی را که بازی کردید دید و بابت آن، «هیچ» پرداختی نداشت!