طرفداری | اواریستو بکالوسی (Evaristo Beccalossi) زاده 12 می 1956 در شهر برشای ایتالیا است. او در پستهای هافبک نفوذی و هافبک میانی بازی میکرد. اواریستو علاقه شدیدی به سبک فوتبال عمر سیووری داشت و از همین رو بود که با وجود راستپا بودن خود، آنقدر تلاش کرد تا بتواند همانند الگویش، پای چپ جادویی داشته باشد. او در سال 1972 و در 16 سالگی به تیم اصلی برشا رسید و در نخستین بازی خود برابر کاتانزارو در سریب ایتالیا به میدان رفت. پس از یک بازی در نخستین فصل، او به آمارهای صفر بازی در فصل 74-1973، پنج بازی در فصل 75-1974، 32 بازی و هشت گل در فصل 76-1975، 29 بازی و یک گل در فصل 77-1976 و 34 بازی و شش گل در فصل 78-1977 دست یافت. تمامی این فصول بکالوسی با برشا در سریب سپری شد و نزدیکترین فاصله این بازیکن با منطقه صعود، دو امتیاز بود.
در سال 1978، توجه باشگاه اینتر به بازیکن جوان برشا جلب شد و این بازیکن را با مبلغی معادل 750 هزار یورو خریداری کرد. نخستین بازی او برای اینتر، دیدار هفته نخست سریآ برابر بولونیا بود. بکالوسی در ادامه فصل موفق شد تا دروازه تورینو، لاتزیو و یوونتوس در لیگ و بودوگلیمت در جام برندگان اروپا را باز کرده و به آمار 35 بازی و چهار گل برسد. این بازیکن که پس از یک فصل به بازی در سطح برتر فوتبال کشورش خو گرفته بود، توانست تا با عملکردی بسیار خوب در زمین، اسکودتو را تجربه کند. مهمترین لحظه بکالوسی در پایان خشکسالی 9 ساله جام در اینتر این فصل، پیروزی تیمش در دربی رفت دلامادونینای هفته هفتم بود. او در حالی که میلان به رکورد پنج سال نباختن به رقیبش رسیده بود، در روز بارانی میلانو، دو گل را وارد دروازه میلان کرد و بعد از بازی با عبارتی که بیان کرد، مورد توجه قرار گرفت. او گفته بود که «اسم من اواریستو است، ببخشید اگر اصرار میکنم». این جمله سالها به طعنه و کنایه طرفداران اینتر به میلان تبدیل و در متنی از آهنگ مائورو مینلی نیز دیده شد. 36 بازی و هشت گل در پایان این فصل بکالوسی ثبت شد.
پس از 38 بازی و هفت گل در فصل 81-1980، اواریستو به بهترین تعداد گل خود به نسبت فصول قبلش رسید و فصل 82-1981 را با آمار 39 بازی، 12 گل و دو پاس گل تمام کرد. قهرمانی جام حذفی، افتخاری دیگر در کارنامه مشترک اواریستو و اینتر بود که با گلهای او در دیدارهای مراحل یکچهارم برابر رم و نیمه نهایی برابر کاتانزارو حصل شد. پیش از این فصل نیز او به همراه اینتر به مرحله نیمه نهایی جام باشگاههای اروپا رسید و در نبود اواریستو، مغلوب رئال مادرید شد. در حالی که بکالوسی به دلیل سبک بازی تماشاگرپسندش مورد توجه بسیاری از باشگاههای مطرح قرار گرفته بود، تصمیم به ادامه همکاری با نراتزوری گرفت اما در فصول بعدی، آمارهایی بهتر از 40 بازی و سه گل در فصل 83-1982 و 28 بازی و سه گل در فصل 84-1983 را به دست نیاورد. او پس از تحمل نیمکتنشینی، در میانه فصل 85-1984 از اینتر جدا شد و با قراردادی قرضی، پیراهن سمپدوریا را برتن کرد.
این بازیکن به همراه سمپدوریا به قهرمانی جام حذفی ایتالیا رسید اما در مراحل حذفی این تورنمنت، تنها یک بازی در برابر پیزا (یکهشتم نهایی) انجام داد. او در مرحله گروهی جام حذفی موفق به ثبت بریس برابر کاوسه شده بود. 15 بازی، سه گل و یک پاس گل در این فصل بکالوسی ثبت شد. او در سال 1985، پس از سالها تصمیم به جدایی کامل از اینتر گرفت و راهی مونزا، باشگاه حاضر در سریب ایتالیا شد اما در این باشگاه روزهای خوبی را تجربه نکرد و پس از 14 بازی و سه گل، سقوط به سری چی را متحمل شد. در سال 1986، این بازیکن به برشا بازگشت تا این بار در سریآ، این باشگاه را همراهی کند اما باز هم سقوط، نتیجه آخر فصل او با آمار 26 بازی و یک پاس گل بود. بکالوسی یک فصل دیگر در برشا حضور داشت و به حضور در 29 بازی رسید. بارلتا (26 بازی و شش گل)، پوردنونه (24 بازی و چهار گل) و برنو، باشگاههای بعدی بکالوسی بودند. او در سال 1991، بازنشسته شد.
بکالوسی بازیکنی بسیار با استعداد و موفق در زمین بازی بود اما نوسانات فنی بسیاری را داشت که باعث شد همتیمیهایش به کنایه بگویند که با حضورش، تیم یا 12 نفره بازی میکند و یا 10 نفره! با این وجود، قدرت بالای دریبلینگ بکالوسی باعث شده بود تا بسیاری از فوتبالدوستان، او را شایسته لقب «دریبلوسی» بدانند که از ترکیب کلمه «دریبل» با نام خانوادگیاش به وجود آمده بود. به دلیل مسائل اخلاقی و عدم ثبات فنی بود که این بازیکن هرگز به بازی ملی در تیم ملی ایتالیا نرسید و اندک شانس خود برای این مهم را در دوران سرمربیگری انزو بیرزوت، از دست داد. او در دوران بازنشستگی، تصمیم به حضور در سیاست گرفت و نامزد انتخابات منطقهای لومباردی شد اما در نهایت رأی لازم برای رسیدن به کرسی را دریافت نکرد. او همچنین در دو پروژه سینمایی به نامهای «بدون پانتونه، کریسمس نمیشه» و «آخرین چالش»، در نقش خودش ظاهر شده بود. او پس از چاپ زندگینامه خود با نام «زندگی من با شماره 10»، در ششمین روز ماه می 2026، به دلیل عوارض ناشی از خونریزی مغزی خود، دار فانی را وداع گفت.

