طرفداری | مهدی تاج در تازه‌ترین مصاحبه تلویزیونی خود از تصمیم فدراسیون برای تمدید قرارداد امیر قلعه‌نویی تا جام ملت‌های آسیا خبر داده و مدعی شده که هیچ‌کس در هیئت‌رئیسه نظر منفی درباره او نداشته است. او همچنین با بیان اینکه هیئت‌رئیسه و قلعه‌نویی هر دو بر سر «جوان‌گرایی» در جام ملت‌ها و کسب جام قهرمانی توافق دارند، خط‌ونشان‌های جدیدی برای رقبا کشیده است؛ حرف‌هایی که بیشتر به یک طنز تلخ مدیریتی شباهت دارد تا برنامه‌ای واقعی برای آینده فوتبال ایران.

آقای تاج! شما و کادر فنی مدنظرتان در طول حدود چهار سال گذشته، نتوانستید حتی یک بازیکن جوان را به ترکیب اصلی تیم ملی اضافه کنید؛ حالا چطور و با کدام معجزه ادعا می‌کنید که قرار است ظرف ۵ ماه دست به جوان‌گرایی بزنید؟ در ثانی، آن هیئت‌رئیسه‌ای که شما از آن دم می‌زنید و مدعی هستید تمام اعضایش نظر مثبتی روی عملکرد امیر قلعه‌نویی دارند، اصلاً بازی‌های تیم ملی در جام جهانی را تماشا کرده‌اند؟ یا شاید به دلیل نامناسب بودن ساعت برگزاری مسابقات، مثل تمام سه و نیم سال گذشته در خواب بوده‌اند که هیچ نقد یا ایرادی در این ساختار فرسوده ندارند!

معلوم است که آقای امیر قلعه‌نویی همصدای ادعای جوان‌گرایی شما خواهد بود؛ چراکه شرط بقا در این ساختار، همدستی در همین پروژه رویافروشی و حفظ دریافتی‌های چندصد میلیاردی برای یک تورنمنت دیگر است! اما برای درک مضحک بودن این ادعاها، نیازی به تحلیل‌های پیچیده نیست: «جوان‌گرایی» یک فرایند چندساله و تدریجی است، نه یک پروژه‌ اضطراری ۵ ماهه.

امیر قلعه نویی و مهدی تاج و احسان حاج صفی و هادی حبیبی نژاد  

بازیکنان جوانی که باید طی سه سال و نیم گذشته به بدنه تیم ملی تزریق می‌شدند، عیارشان در جام جهانی سنجیده می‌شد و امروز برای جام ملت‌های آسیا به پختگی می‌رسیدند تا بشود با اتکا به آن‌ها وعده قهرمانی داد، اصلاً وجود خارجی ندارند! حالا چطور می‌توان هم وعده جوان‌گرایی در ۵ ماه را داد و هم هم‌زمان ادعای فتح جام ملت‌های آسیا را مطرح کرد؟ تا زمانی که پاسخ به ناکامی‌ها، با وعده‌های خیالی و تمجیدهای سفارشی هیئت‌رئیسه داده می‌شود، چرخه ادعاهای پوچ در فوتبال ایران متوقف نخواهد شد.

نگاهی به کارنامه شما در فوتبال ایران، همه‌چیز را شفاف‌تر می‌کند؛ جایی که تنها افتخار مدیریتی‌تان به حضور در تورنمنت کم‌کیفیت کافا و برگزاری بازی دوستانه با تیم ملی روسیه خلاصه شده است (همان روسیه‌ای که اتفاقاً دیشب هم پز برنامه جدید برای بازی مجدد با آن را دادید!) اما واقعیت این است که اگر ورزش روسیه به دلیل جنگ با اوکراین در سطح جهان مورد اقبال بود و بخاطر تحریم‌ها بایکوت نمی‌شد، مطمئن باشید همین روسیه هم حاضر به بازی با تیم ملیِ فدراسیون تحت مدیریت شما نمی‌شد.

فوتبال ایران با شما و امثال شما مطلقاً هیچ آینده‌ای ندارد و با سرعت و قدرت در حال سقوط است. در این برهوت مدیریت حرفه‌ای، تنها چیزی که هواداران را همچنان امیدوار نگه داشته، این است که بالاخره یک روز رفتن شما را ببینیم؛ روزی که شاید بتوان بالاخره طعم یک مدیریت درست و برنامه‌محور را به جای وعده‌های کذب و دستاوردسازی‌های پوچ چشید.