طرفداری | لیگ برتر انگلیس فصل را با قوانین مالی جدیدی آغاز میکند که بهجای قوانین سود و پایداری مالی (PSR)، نظام «نسبت هزینههای ترکیب تیم» (SCR) را مبنا قرار داده است؛ تغییری که به گفته منابع مختلف میتواند فاصله میان باشگاههای ثروتمند و سایر تیمها را بیشتر کند.
به گزارش The Athletic، باشگاههای لیگ برتر در نوامبر ۲۰۲۵ با حداقل اکثریت لازم به اجرای SCR رأی دادند. ۱۴ باشگاه از جمله آرسنال، چلسی، لیورپول، منچسترسیتی، منچستریونایتد و تاتنهام به این تغییر رأی مثبت دادند و بورنموث، برایتون، برنتفورد، کریستال پالاس، فولام و لیدز یونایتد شش مخالف آن بودند. پیشنهاد جداگانه برای اجرای سقف جامع هزینهها نیز با نتیجه ۱۲ رأی مخالف، هفت رأی موافق و یک رأی ممتنع کنار گذاشته شد.
براساس SCR هزینههای مرتبط با بازیکنان و سرمربیان، از جمله دستمزد، هزینه نقلوانتقال و کمیسیون ایجنتها، به درآمد باشگاه مرتبط میشود. سقف تعیینشده در لیگ برتر ۸۵ درصد درآمد مرتبط باشگاه است؛ رقمی که از سقف ۷۰ درصدی یوفا بالاتر است. درآمد سالانه و میانگین سود حاصل از فروش بازیکنان در سه فصل گذشته، مبنای محاسبه این سقف را تشکیل میدهند.
SCR چگونه باشگاهها را محدود میکند؟
۸۵ درصد بهعنوان «آستانهی سبز» تعیین شده است. عبور از این رقم تا سقف ۱۱۵ درصد، در ابتدا جریمه مالی به همراه خواهد داشت و از فصل 28-2027 برای این تخلف جریمه اعمال میشود. اگر باشگاهی از آستانه قرمز ۱۱۵ درصد عبور کند، با کسر ثابت ۶ امتیاز مواجه خواهد شد و به ازای هر ۶.۵ میلیون پوند اضافههزینه، یک امتیاز دیگر از آن کسر میشود.
بین این دو آستانه، سازوکاری به نام «حلقه بازخورد» وجود دارد. اگر باشگاهی از آستانه سبز عبور کند، آستانه قرمز آن کاهش پیدا میکند و تکرار این اتفاق، فضای هزینهکرد آینده را محدودتر خواهد کرد. در مقابل، باشگاهی که پس از عبور از سقف دوباره شرایطش را بهبود دهد، میتواند آستانه قرمز خود را افزایش دهد؛ البته این رقم هرگز از ۱۱۵ درصد بیشتر نخواهد شد.
در کنار SCR، قوانین «پایداری و تابآوری سیستمی» (SSR) نیز از فصل جدید اجرا میشوند. این مقررات سه آزمون برای سرمایه در گردش، نقدینگی و حقوق صاحبان سهام در نظر گرفتهاند و هدفشان این است که باشگاهها فقط به وضعیت مالی کوتاهمدت توجه نکنند. برای نمونه، آزمون سرمایه در گردش مستلزم دسترسی مستمر باشگاه به حداقل ۱۲.۵ میلیون پوند در هر ماه است.
چرا SCR ممکن است فاصله مالی را بیشتر کند؟
تأثیر قوانین مالی جدید زمانی روشنتر میشود که درآمد باشگاهها را در نظر بگیریم. در ۱۸ فصل از ۳۳ فصل لیگ برتر تا پایان فصل اخیر، تیمی که بیشترین دستمزد را پرداخت کرده قهرمان شده است. تنها یک بار، در سال ۲۰۱۶ و با قهرمانی لسترسیتی، تیمی خارج از چهار باشگاه دارای بیشترین هزینه دستمزد توانسته عنوان قهرمانی را به دست آورد.
شش باشگاه آرسنال، چلسی، لیورپول، منچسترسیتی، منچستریونایتد و تاتنهام از نظر درآمد فاصله محسوسی با سایر تیمهای لیگ دارند. از آنجا که SCR میزان هزینهکرد را به درآمد گره میزند، باشگاههای ثروتمندتر بهطور طبیعی سقف هزینه بالاتری خواهند داشت؛ مسئلهای که چند منبع در باشگاههای لیگ برتر آن را تهدیدی برای رقابت برابر دانستهاند. یکی از مدیران لیگ برتر که نخواست نامش فاش شود، درباره دشواری اجرای این قوانین گفت که مقررات جدید از نظر عملیاتی ساده نیستند و هزینه اداره باشگاه را افزایش میدهند. مدیر دیگری نیز این قوانین را بسیار پیچیده توصیف کرد. نکته قابل توجه این است که هر دو باشگاه محل فعالیت این مدیران در رأیگیری به SCR رأی مثبت داده بودند.
از سوی دیگر، زیان باشگاههای لیگ برتر همچنان بالاست و مالکان در بسیاری از موارد مجبور به تأمین کسری بودجه هستند. به همین دلیل، محدودکردن هزینههای اصلی مانند دستمزد و خرید بازیکن میتواند از نگاه مالی قابل دفاع باشد؛ اما منتقدان معتقدند چنین محدودیتی لزوماً مشکل توازن رقابتی را حل نمیکند.
تاتنهام؛ نمونهای از مزیت درآمد بالا
در لیگ برتر، تاتنهام و چلسی حتی در فصلی که استونویلا در لیگ قهرمانان اروپا حضور داشت، به دلیل درآمد بالاتر تجاری و غیرتلویزیونی خود میتوانستند بیش از بسیاری از رقبا هزینه کنند. این مثال نشان میدهد که حتی عملکرد ورزشی بهتر یک باشگاه لزوماً به معنای دسترسی بیشتر به منابع مالی تحت نظام جدید نیست. این روند در آمار قهرمانیها نیز قابل مشاهده است. در ۳۴ فصل تاریخ لیگ برتر، تنها هفت باشگاه قهرمان شدهاند و دو تیم از این هفت باشگاه، بلکبرن و لسترسیتی، فقط یک بار به این عنوان رسیدهاند. در ۳۴ فصل پیش از تشکیل لیگ برتر در سال ۱۹۹۲، ۱۳ تیم قهرمان دسته اول انگلیس شده بودند.
حتی حضور در اروپا هم میتواند به ضرر باشگاهها تمام شود
یکی از تناقضهای SCR زمانی آشکار میشود که یک باشگاه برای نخستین بار به رقابتهای اروپایی راه پیدا میکند. قوانین داخلی لیگ برتر سقف ۸۵ درصدی را تعیین کردهاند، اما سقف SCR یوفا ۷۰ درصد است. بنابراین باشگاهی که از لیگ برتر سهم بیشتری از درآمد خود را صرف تیم میکند، در صورت صعود به لیگ اروپا یا لیگ کنفرانس باید هزینههایش را کاهش دهد.
برایتون نمونه مشخص این وضعیت است. این تیم پس از کسب رتبه هشتم فصل گذشته به لیگ کنفرانس اروپا راه پیدا کرد، اما کاهش سقف هزینهکرد از ۸۵ به ۷۰ درصد میتواند بخش قابل توجهی از درآمد اضافه ناشی از حضور در اروپا را خنثی کند. برآورد مطرحشده در گزارش نشان میدهد که حتی با فرض افزایش ۳۱.۸ میلیون پوندی درآمد، ظرفیت هزینهکرد برای برایتون میتواند حدود ۱۲ میلیون پوند کمتر از حالتی باشد که تیم در رتبه نهم قرار میگرفت و سهمیه اروپایی نمیگرفت.
در نتیجه، باشگاههایی که برای حضور در اروپا تلاش میکنند با یک دوراهی مواجهاند: اگر تا سقف داخلی هزینه کنند، در صورت صعود به رقابتهای اروپایی مجبور به کاهش هزینهها میشوند و اگر کمتر هزینه کنند، شانس رقابت برای سهمیه اروپایی کاهش پیدا میکند.
منتقدان و موافقان چه میگویند؟
استیو پریش، رئیس کریستال پالاس، پیش از اجرای قوانین جدید هشدار داده بود که باشگاههای جاهطلب برای سرمایهگذاری اولیه با محدودیت بیشتری روبهرو خواهند شد و فروش بازیکن اهمیت بیشتری پیدا میکند. بررسی گذشتهنگر انجامشده توسط The Athletic نیز نشان داده است که اگر SCR در سالهای اجرای PSR وجود داشت، تعداد بیشتری از باشگاهها از سقف ۸۵ درصد عبور میکردند؛ بیشتر این موارد نیز مربوط به باشگاههای خارج از جمع شش تیم ثروتمند بود.
با این حال، یکی از مزیتهای SCR نسبت به PSR، نظارت لحظهای آن است. قوانین جدید بر اساس برآورد درآمد فصل پیش رو تنظیم میشوند و برای کاهش خطر افت ناگهانی درآمد نیز ملاحظاتی در نظر گرفته شده است. به همین دلیل، احتمال رسیدن باشگاهها به آستانهای که محرومیت ورزشی در پی داشته باشد، پایین ارزیابی شده است. استونویلا از جمله باشگاههایی است که از SCR حمایت کرده است. یکی از مدیران ارشد این باشگاه این سیستم را راهکاری مناسب، هرچند ناکامل، توصیف کرده و گفته است پیوند هزینهکرد با درآمد میتواند باشگاهها را به افزایش درآمد و سرمایهگذاری روی زیرساختها تشویق کند. بازسازی جایگاه شمالی ورزشگاه ویلاپارک نیز از سوی این منبع بهعنوان نمونهای از همین رویکرد مطرح شده است.
در نیوکاسل اما نگاه متفاوتی وجود دارد. دیوید هاپکینسون، مدیرعامل این باشگاه، SCR را ناعادلانه توصیف کرده و گفته است که تجربه مدلهای ورزشی آمریکای شمالی، با سقف دستمزد نسبتاً یکسان برای تیمها، با سیستمی که قدرت هزینهکرد را به توانایی درآمدزایی باشگاهها وابسته میکند تفاوت زیادی دارد.
در نهایت، لیگ برتر همچنان از نظر توزیع درآمد و رقابت در صدر فوتبال اروپا وضعیت بهتری نسبت به بسیاری از لیگهای بزرگ دارد، اما نشانههای افزایش تمرکز قدرت در دست باشگاههای ثروتمند دیده میشود. قوانین مالی جدید قرار است هزینهکرد را کنترل کنند، اما وقتی سقف هزینه مستقیماً به درآمد وابسته باشد، باشگاهی که از قبل درآمد بیشتری دارد همچنان ابزار قدرتمندتری برای جذب بازیکنان و رقابت در اختیار خواهد داشت.
حالا باید دید قوانین جدید لیگ برتر انگلیس در فصل جدید میتوانند واقعاً به حفظ رقابت کمک کنند یا وابستهکردن هزینهکرد به درآمد، فاصله میان شش باشگاه ثروتمند و سایر تیمها را بیشتر خواهد کرد؟


