The house feels colder since you went away
از وقتی رفتی خونه سردتر شده
Your chair sits empty at the end of the day
آخر شب صندلی خالیت بیشتر تو چشم میزنه
I still make coffee for two by mistake
هنوز اشتباهی برای دو نفر قهوه درست میکنم
And I remember the heart that I break
و یهو یادم میاد که دلت رو شکستم
You were the light in my darkest room
تو مثل یه نور تو تاریکیهام بودی
The only flower that ever bloomed
تو تنها گل زندگیم بودی که شکفتهبود
You held my hand when the world felt mean
وقتی زمونه داشت بدتر میشد، تو دستامو گرفتی و نجاتم دادی
Mama, you were everything to me
مامان، تو همهچیز من بودی...
Mama, I still call your name
مامان، من هنوزم اسمتو صدا میزنم
When the night comes down like rain
و وقتی شب میشه، از رو ترس
I still reach for you like I always used to do
دستامو به سمتت دراز میکنم، مثل همیشه که این عادتو داشتم
Mama, I still need your hand in this lonely, broken land
مامان، هنوزم تو این تنهایی و ویرانی به دستات احتیاج دارم
You were my home, my heart, my friend
تو مثل خونه، قلبم و رفیقم بودی
And I miss you more than words can say
و حالا جوری دلتنگتم که نمیتونم با این جملهها توصیفش بکنم
I keep your picture beside my bed
مامان، عکست کنار تختمه
And hear your voice and the words you said
و هنوز صداتو میشنوم که تو بچگی بهم میگفتی:
"Keep on walking, don't you fall"
برو برو، بپا نیوفتی
But mama, it's hard without you at all
مامان، ولی بدون تو خیلی سخته
You were the one who knew my pain
تو تنها کسی بودی که دردمو میفهمیدی
You saw the sunshine through my rain
توی سختیای من امید و روشنایی رو میدیدی
Now every road feels long and wide
ولی حالا هر مسیری برام طولانی و بزرگه
With no one walking by my side
و کسی کنارم نیست که همراهم باشه
Mama, I still call your name
مامان، من هنوزم اسمتو صدا میزنم
When the night comes down like rain
و وقتی شب میشه، از رو ترس
I still reach for you like I always used to do
هنوزم دستامو به سمتت دراز میکنم، مثل همیشه که این عادتو داشتم
Mama, I still need your hand in this lonely, broken land
مامان، هنوزم تو این تنهایی و ویرانی به دستات احتیاج دارم
You were my home, my heart, my friend
تو مثل خونه، قلبم و رفیقم بودی
And I miss you more than words can say
و حالا جوری دلتنگتم که نمیتونم با این جملهها توصیفش بکنم
I know you're watching from somewhere high
میدونم داری از یهجایی اون بالاها منو میبینی
Past the moon, beyond the sky
از اونور ماه و آسمون
I pray you hear me when I cry
دعام اینه وقتی گریه میکنم، صدامو میشنوی
I feel you still right by my side
هنوزم اینو حسو دارم که درست کنارم وایستادی
Mama, I still call your name
مامان، من هنوزم اسمتو صدا میزنم
When the night comes down like rain
و وقتی شب میشه، از رو ترس
I still reach for you like I always used to do
هنوزم دستامو به سمتت دراز میکنم، مثل همیشه که این عادتو داشتم
Mama, I still need your hand in this lonely, broken land
مامان، هنوزم تو این تنهایی و ویرانی به دستات احتیاج دارم
You were my home, my heart, my friend
تو مثل خونه، قلبم و رفیقم بودی
And I miss you more than words can say
و حالا جوری دلتنگتم که نمیتونم با این جملهها توصیفش بکنم

