وقتی آدم با خودش این همه بیگانه میشه

سر به صحرا می‌ذاره

مجنون و دیوانه میشه

سر به صحرا می‌ذاره

مجنون و دیوانه میشه

رنگ شادی به خدا رفته دیگه از یادم

با همه بی گنهی به چاه غم افتادم

با همه بی گنهی به چاه غم افتادم

عزیز مردم دنیا چه چیزها که ندیدم

تو هر کوچه و بازار چه حرف‌ها که شنیدم

چه حرف‌ها که شنیدم

گوش نکن به حرف مردم تو دل آزرده نشو

بی‌خودی حرف می‌زنن غمگین و افسرده نشو

غمگین و افسرده نشو

تو هنوز خیلی جوونی جان من

تو هنوز خیلی جوونی جان من

مثل یک گل می‌مانی پرپر و پژمرده نشو

پرپر و پژمرده نشو

غریبه‌ام داده آن یارم نموده اسیر گرفتارم

عشقی که آخر نداره برام آه و ناله میاره

همه میگن که تقصیری از تو بوده

که عشقت رفته و ترکت نموده.

که عشقت رفته و ترکت نموده

تو ای خدای عالم

رها از مهرتم کن

از این زندان دنیا

مرا سراحتم کن

از این حرفا دیگه دارم می‌میرم

تو زندونم تو این دنیا اسیرم

از این حرفا دیگه دارم می‌میرم

تو زندونم تو این دنیا اسیرم

گوش نکن به حرف مردم

تو دل آزرده نشو.

بی‌خودی حرف می‌زنن

غمگین و افسرده نشو

غمگین و افسرده نشو

تو هنوز خیلی جوونی جان من

تو هنوز خیلی جوونی جان من

مثل یک گل می‌مانی

پرپر و پژمرده نشو

پرپر و پژمرده نشو

پرپر و پژمرده نشو

 

پرپر و پژمرده نشو

پرپر و پژمرده نشو

پرپر و پژمرده نشو