طرفداری | دکتر کلر-ماری رابرتس زمانی در کاونتری سیتی کار میکرد که فردی با او تماس گرفت و پرسید آیا میداند چه میزان اکسیژن در جو وجود دارد؟ عنوان شغلی او مدیر علمی-ورزشی بود و مسئولیت داشت توانایی بازیکنان را به حداکثر برساند. از این رو، او به دریافت پیشنهادهایی درباره جدیدترین روشهای عجیبوغریب که وعده پیشرفتهای معجزهآسا میدادند، عادت داشت. گاهی اوقات، در یک هفته تا ۵۰ پیام لینکدین دریافت میکرد که در آنها دستگاه، مکمل یا فناوریای پیشنهاد میشد که مدعی بود نتایج خارقالعادهای به همراه دارد.
فرد تماسگیرنده به او گفت: «فقط ۲۱ درصد است.» رابرتس با خودش فکر کرد: این درس مربوط به کلاس شیمی است. سپس پیشنهاد فروش خود را مطرح کرد: «خب، کاری که ما کردهایم این است که اکسیژن را داخل یک قوطی گذاشتهایم و فکر میکنیم شاید بخواهید از آن استفاده کنید». رابرتس با خنده و در حالی که آن خاطره را به یاد میآورد، میگوید: «بله... اکسیژن داخل قوطی». جای تعجبی نبود که او پیشنهاد خرید قوطی اکسیژن را برای استفادهی بازیکنان کاونتری نپذیرفت.
رابرتس چندین دهه در زمینه عملکرد ورزشکاران حرفهای و فوتبال حرفهای فعالیت کرده است؛ از جمله ۹ سال در لیگ برتر انگلیس و ۲ سال در کاونتری، جایی که نقش مهمی در قهرمانی این تیم در چمپیونشیپ و صعودش به لیگ برتر داشت. او تابستان امسال بهعنوان مدیر عملکرد انسانی به تیم فرمول یک مکلارن پیوست. رابرتس از اینکه فوتبال حرفهای چگونه تحت تأثیر شبهعلم قرار گرفته، متعجب است؛ از مربیان و متخصصینی که فروشندگان داروهای قلابی آنها را گمراه میکنند تا بازیکنانی که به دنبال راهی میانبر هستند و پول کافی در جیب دارند.
رابرتس میگوید: «در تجربهی من، شکاف میان علم و عمل در حال بیشتر شدن است. فکر میکنم اوضاع خیلی بدتر شده است. پشت همه این چیزها بازاریابی پرزرقوبرقی وجود دارد. این دیگر به سوءاستفاده نزدیک شده است. آنها جامعهای را هدف گرفتهاند که بسیار مستعد این فکر است که: چطور میتوانم عملکردم را ارتقا بدهم؟ چطور میتوانم برای آمادهسازی و ریکاوری میانبری پیدا کنم؟»
رابرتس میگوید برخی از روشهایی که در فوتبال حرفهای بهطور گسترده استفاده میشوند، پشتوانه علمی چندانی ندارند. او وانهای سرمادرمانی را در این دسته قرار میدهد؛ امکاناتی که در مراکز تمرینی تیمهای حرفهای بسیار رایج هستند. اگر چنین امکانی در دسترس نباشد، حمام یخ گزینه جایگزین است. بازیکنان آنقدر از این روشها استقبال میکنند که هری کین پس از یکی از بازیهای بایرن مونیخ، در حالی که داخل یک سطل پر از یخ ایستاده بود، شکار دوربینها شد.

رابرتس میگوید: «بیشتر باشگاهها اتاق سرمادرمانی دارند اما نمیتوانند برای شما توضیح دهند که چرا از آن استفاده میکنند، چون بهجز یک تحقیق بسیار محدود که میگوید شاید بتواند به پیشگیری از زوال عقل کمک کند، شواهدی برایش وجود ندارد. شواهد درباره سرمادرمانی بسیار ضعیف است.»
به گفته رابرتس، این روشها حتی ممکن است برای ریکاوری مضر باشند. او میگوید: «اخیراً این احتمال مطرح شده که سرمادرمانی ممکن است سازگاری عضلات را کاهش دهد. چه زمانی از آن استفاده میکنید و چرا؟ اگر هدفتان ریکاوری است، خواب و تغذیه بهترین روشهای ریکاوری هستند. قرار دادن فرد در اتاق سرمادرمانی نمیتواند ریکاوری او را بهتر کند، اگر تغذیه و میزان خواب بهدرستی رعایت نشده باشید.»
با این حال، بازیکنان دائماً تلاش میکنند برای تغذیه هم میانبر پیدا کنند. مکملها، صنعتی چند میلیارد پوندی هستند که حضور پررنگی در فوتبال دارند. اما رابرتس میگوید بهجز ویتامین D (که کمبود آن در میان مردم نیمکره شمالی به دلیل کمبود نور خورشید، موضوعی ثابتشده است) و ویتامین C (که معمولاً در رژیم غذایی ما کم است) مصرف مکملها باید بر اساس کمبودهای مشخص انجام شود.
او میگوید: «افرادی را میبینید که قرص مصرف میکنند، بدون اینکه واقعاً بپرسند این قرصها برای چه هستند. همهچیز باید بر اساس نیاز باشد. اگر ماهی نمیخورید و روغن ماهی برایتان اهمیت دارد، شاید مصرف مکمل آن منطقی باشد. همهچیز باید بر اساس نیاز باشد. عملکرد ورزشی و ریکاوری شما به کیفیت خواب، کیفیت تغذیه و میزان غذایی که دریافت میکنید بستگی دارد. هیچ میزان مکملی نمیتواند یک رژیم غذایی بد را بهتر کند، اما مردم فکر میکنند مکمل معجزه میکند. ما به اندازه کافی به اصول اولیه توجه نمیکنیم و فکر میکنیم میتوانیم برای همهچیز میانبر پیدا کنیم و راهی برای میانبر ساختن پیدا کنیم.»
رابرتس برای کمک به تیم فرانک لمپارد، از رویکردی علمی و مبتنی بر شواهد دقیق استفاده میکرد. با این حال، بسیاری از باشگاهها در سطوح پایین، از روشهای مورداستفاده در تیمهای برتر فوتبال الگوبرداری میکنند، در حالی که این روشها اغلب ایراد دارند. «مردم منفعلانه این چیزها را میپذیرند. چون انگلیس یا منچسترسیتی یا چلسی که تمام منابع دنیا را در اختیار دارند، از چنین چیزهایی استفاده میکنند، نوعی اعتماد و درک نادرست از مبنای علمی یا شواهد شکل میگیرد.»
رابرتس که خود شناگر سابق است، اضافه میکند: «فوتبال بیش از هر ورزش دیگری که شخصاً تجربه کردهام، مستعد شبهعلم است. فکر میکنم دلیلش این است که اینجا پولهای بزرگتری جابهجا میشود و شکست، سهمگینتر میشود.»

استفاده از چسبهای ورزشی (یا همان کیتیپ/نوار کینزیولوژی) یکی دیگر از مدها و روندهای جدیدی است که باعث تعجب رابرتس شده است. در سالهای گذشته بازیکنانی از کریستیانو رونالدو گرفته تا گرت بیل و دیوید بکام با این نوارها دیده شدهاند؛ نوارهایی که اغلب شبیه تکههای نوار چسب پهن هستند که به دستوپا چسبانده شدهاند.
او میگوید: «هیچ شواهدی وجود ندارد که نوار کینزیولوژی تأثیری بر پیشگیری از مصدومیت یا شاخصهای مرتبط با عملکرد داشته باشد. این چسبها باعث میشوند کمی حس حرکت و موقعیت بدنتان تقویت شود؛ شاید تلقین کنید که واقعا تفاوتی ایجاد شده است، اما در هیچ محیطی که من در آن کار کردهام، هرگز کسی را با کِیتیپ نمیدیدید. این یک داراییِ پرهزینه و بیمصرف است. اگر یک ورزشکار شانهاش را دررفته باشد، باید آن را ببندید؛ بستن محکمِ مفصل با کیتیپ فرق دارد. بستن مفصل نوعی حمایت بیرونی ایجاد میکند که حداقل میتواند تا حدی از مفصل محافظت کند و یادآور شود که عضو آسیب دیده است. این یک راهبرد برای کاهش ریسک است؛ خیلی موفق نیست، اما بالاخره انجام دادنش بهتر از انجام ندادنش است. اما کیتیپ؟ کیتیپ فقط یک دارونماست.»

اغلب مربیانی که دههها در این حرفه فعالیت کردهاند، بر روشهایی اصرار میکنند که سالهاست به آنها عادت کردهاند یا صرفاً به این دلیل که مربی دیگری، بدون هیچ پیشینه علمی، درباره محصول انقلابی جدیدی شنیده است. رابرتس معتقد است تا زمانی که فوتبال، علم را در مرکز تصمیمگیری قرار ندهد و از نیروهای متخصص برای بررسی ادعاها استفاده نکند، این مشکل بدتر خواهد شد. «فکر میکنیم میتوانیم بدون طی کردن مسیر سخت و انجام کارهای پایه، به نتیجه برسیم؛ چیزهای اساسی رژیم غذایی، خواب و کیفیت تمرین هستند. فوتبال بهطور کلی مدتهاست که ضدتفکر علمی است. چند باشگاه هستند که این کار را بهخوبی انجام میدهند، اما اکثریت اینطور نیستند. فوتبال قطعاً ضدعلم است. دلیلش هم مشخص است. تعداد کافی از افرادی که در موقعیتهای مختلف تفکر انتقادی را به کار بگیرند، وجود ندارد.»
- سم گانینگام


