طرفداری | شکست ۲-۰ تیم ملی ایران مقابل روسیه در کازان، بار دیگر بحث درباره تصمیمهای فنی امیر قلعه نویی را به میان آورده است؛ بهخصوص تصمیمهایی که به استفاده از بازیکنان در پستهایی خارج از جایگاه تخصصیشان مربوط میشود. اتفاقی که در دیدار برابر روسیه بیش از گذشته به چشم آمد و ترکیب تیم ملی را در بخشهایی از زمین با ابهام مواجه کرد.
وقتی پست تخصصی بازیکنان نادیده گرفته میشود
امیر قلعه نویی سالها بهعنوان یکی از مربیان موفق فوتبال ایران در لیگ برتر فعالیت کرده و در مقاطع مختلف نیز به دلیل اعتماد به بازیکنان جوان و معرفی چهرههای جدید شناخته شده است. در سالهای اخیر، بازیکنانی مانند سعید صادقی در گل گهر، محمد محبی و پیام نیازمند از جمله چهرههایی بودند که در تیمهای تحت هدایت او فرصت بیشتری برای دیده شدن پیدا کردند.
قلعه نویی در انتخاب بازیکن و استفاده از مهرههای باکیفیت نیز همواره دست بالایی داشته است. با این حال، علاقه او به استفاده از بازیکنان باتجربه و بعضاً پا به سن گذاشته نیز موضوع تازهای نیست؛ استفاده از رضا عنایتی تا سالهای پایانی دوران بازیاش، حتی در سپاهان، نمونهای از این رویکرد بود.
اما در تیم ملی ایران، مسئلهای دیگر بیش از گذشته خودنمایی میکند؛ استفاده از بازیکنان در پستهایی که با ویژگیهای تخصصی آنها همخوانی ندارد.

صالح حردانی؛ مدافع راست در قلب خط دفاع
یکی از نمونههای واضح این اتفاق در بازی با روسیه، حضور صالح حردانی در قلب خط دفاعی بود.
حردانی یک مدافع راست شناختهشده در فوتبال ایران است و در تیمهایی مانند فولاد، سپاهان و استقلال نیز عمدتاً در همین پست به میدان رفته است. او البته در مقاطعی که استقلال با سیستم سه یا پنج دفاعه بازی میکرد و با کمبود مهره در خط دفاع مواجه بود، در پست مدافع میانی متمایل به راست نیز به میدان رفت و نمایش قابل قبولی داشت.
با این حال، تعمیم چنین تجربهای به تیم ملی و استفاده از حردانی در قلب خط دفاع، تصمیمی قابل بحث به نظر میرسد.

ویژگیهای حردانی با قلب خط دفاع متفاوت است
حردانی بازیکنی است که بخش مهمی از تواناییهایش در سرعت، جنگندگی، پوشش فضای کناری و مشارکت در انتقال توپ از دفاع به حمله دیده میشود. او در سیستمهایی که بر دفاع و ضدحمله استوار هستند نیز میتواند از سرعت و تواناییهایش استفاده کند.
اما در پست دفاع میانی، ویژگیهای دیگری اهمیت بیشتری پیدا میکنند؛ جایگیری، دقت در تصمیمگیری، قدرت سرزنی، تمرکز و کماشتباه بودن از جمله عواملی هستند که یک مدافع میانی باید در بالاترین سطح داشته باشد.
به همین دلیل، استفاده از صالح حردانی در قلب خط دفاع تیم ملی، آن هم در شرایطی که گزینههای تخصصی در دسترس هستند، یکی از تصمیمهای غیرقابل دفاع کادرفنی تیم ملی بود. درواقع تیم ملی با کمبود مهره مواجه نیست تا اجباری بر استفاده از بازیکنان در پست غیرتخصصی باشد، اگرهم نیاز به این دیده شود حردانی گزینه مناسب این پست نبود.
آریا یوسفی؛ دفاع راست در سمت چپ
اما ماجرا به حردانی ختم نشد.
آریا یوسفی نیز که در فوتبال ایران بهعنوان یک مدافع راست شناخته میشود، مقابل روسیه در سمت چپ خط دفاعی به میدان رفت؛ تصمیمی که با توجه به ویژگیهای این بازیکن و گزینههای موجود در تیم ملی، بیش از پیش جلب توجه کرد.
یوسفی در سالهای اخیر بهعنوان مدافعی رو به جلو شناخته شده که در فاز هجومی مشارکت فعالی دارد. او در شرایطی که تیمش مالک توپ است یا قصد دارد از کنارهها به حریف ضربه بزند، میتواند با اضافه شدن به حملات مؤثر باشد.
البته همین ویژگی باعث نمیشود که انتقال او به سمت چپ خط دفاعی در تیم ملی بدون بحث باشد.

چرا باید یوسفی در پست غیرتخصصی بازی کند؟
تیم ملی ایران در پست دفاع چپ، بازیکنانی مانند احسان حاج صفی، محمد نادری و امید نورافکن را در اختیار دارد؛ بازیکنانی که سابقه بازی در این پست را دارند و طبیعتاً تجربه بیشتری برای حضور در سمت چپ خط دفاعی دارند.
از سوی دیگر، فوتبال ایران نیز با کمبود مدافع چپ مواجه نیست. بازیکنانی مانند ابوالفضل رزاق پور، پدرام قاضی پور، امیر جعفری و حسین گودرزی نیز از جمله گزینههایی هستند که میتوانند در این پست مورد بررسی قرار بگیرند.
بنابراین، حضور یک مدافع راست در سمت چپ خط دفاعی، آن هم در تیم ملی و در چنین سطحی، پرسشهایی را درباره منطق انتخاب ترکیب ایجاد میکند.
پنج مدافع؛ اما دو نفر در پست غیرتخصصی
ایران مقابل روسیه با پنج مدافع وارد زمین شد، اما نکته قابل توجه این بود که دو نفر از این پنج بازیکن در پست اصلی خود به میدان نرفتند.
صالح حردانی در قلب خط دفاع قرار گرفت و آریا یوسفی به سمت چپ خط دفاع رفت؛ در حالی که هر دو بازیکن در فوتبال باشگاهی عمدتاً در سمت راست زمین بازی میکنند.
این تغییرات تنها زمانی میتواند توجیه فنی پیدا کند که به واسطه آن، ساختار تیم بهبود پیدا کند؛ اما در دیدار کازان، ایران در بسیاری از دقایق مسابقه در کنترل بازی و ایجاد موقعیت با مشکل مواجه بود.
نکته جالبتر آنکه، صالح حردانی بهدلیل همپست بودن با آریا یوسفی از سپاهان جدا شد. اتفاقی که باتوجه به کیفیت بالای هر دو رخ داد و حتی سیستم چرخشی مورایس هم حردانی را راضی نکرد. این اتفاق در استقلال هم تکرار شد و رامین رضاییان بهدلیل همپست بودن با حردانی از جمع آبیپوشان جدا شد. درواقع منظور اینست که آیا مربیان خارجی و واقف به تیم باشگاهی خود، به این امر نرسیده بودند که استفاده توامان دو مدافع راست بهنفع تیم است؟ و این اتفاق فقط بهصورت خلقالساعه در شب بازیهای حساس ایران درست است؟
طارمی؛ مهاجمی که برنامه مشخصی ندارد؟
موضوع استفاده از بازیکنان خارج از پست تخصصی، در خط میانی و حمله نیز شکل دیگری پیدا کرده است.
مهدی طارمی سالهاست از روزهای ابتدایی فوتبالش فاصله گرفته و دیگر آن مهاجم پرتحرک و دائماً در حال جابهجایی سالهای گذشته نیست. در دوران کارلوس کیروش، حتی زمانی که طارمی در کنارهها یا پشت مهاجم بازی میکرد، ساختار تیم به شکلی بود که او در بسیاری از مواقع به خط حمله اضافه میشد و در کنار سردار آزمون، در خلق موقعیت و ترکیبهای هجومی نقش داشت.
اما در تیم ملی فعلی، چنین الگوی مشخصی کمتر دیده میشود.
این اتفاق در نیمه دوم نیز رخ داد، حضور توامان دنیس درگاهی با مهدی طارمی و سپس اضافه شدن شهاب زاهدی به این زوج هم جای تعجیب داشت. سه مهاجم توک در ترکیب ایران که پنج دفاعه بازی میکرد هم از تصمیمهای سوالبرانگیز امیر قلعه نویی در این میدان بود.

محبی در پست تخصصی؛ تعویضی که ساختار را تغییر داد
محمدمهدی محبی از معدود بازیکنان ایران در دیدار مقابل روسیه بود که در پست تخصصی خود به میدان رفت، اما حضور او در زمین چندان دوام نداشت.
قلعه نویی در دقیقه ۲۶ احسان حاج صفی را به جای محبی وارد زمین کرد؛ تعویضی که مشخص نیست به دلیل شرایط بدنی و احتمال تشدید مصدومیت محبی انجام شد یا تصمیمی فنی پشت آن وجود داشت.
با ورود حاجصفی، ساختار ایران بیش از پیش دفاعی شد. از آن تصمیمهای فنیای که قلعه نویی در استقلال و سپاهان صورت میداد و باسبکی ستنی درپی تنبیه سریع بازیکنان حتی در همان نیمه نخست بود.
شش مدافع و دو هافبک دفاعی؛ فاصله خطوط بیشتر شد
پس از ورود حاج صفی، تیم ملی ایران عملاً شش بازیکن با ویژگیهای دفاعی و دو هافبک دفاعی در اختیار داشت؛ در حالی که دو مهاجم نوک نیز در خط حمله حضور داشتند.
این آرایش باعث شد فاصله میان خطوط بیشتر شود و ارتباط میان خط دفاع، هافبک و حمله دشوارتر شود. نتیجه این ساختار را نیز میتوان در تعداد محدود موقعیتهای جدی ایران مقابل روسیه مشاهده کرد؛ تیم ملی در بخش قابل توجهی از مسابقه بیشتر درگیر حفظ شکل دفاعی خود بود تا طراحی حملات منسجم.

قلعه نویی و روزهایی که هافبکهای خلاق داشت
این شرایط در حالی رخ میدهد که قلعه نویی در دوران مربیگری خود در استقلال، سپاهان و گلگهر همواره از هافبکهای خلاق و بازیکنان هجومی در ساختار تیمش استفاده کرده است.
از مجتبی جباری و یدالله اکبری گرفته تا ولادیمیر کومان و محمد کریمی، همواره بازیکنانی در تیمهای قلعه نویی حضور داشتهاند که وظیفه آنها ایجاد خلاقیت، طراحی حمله و باز کردن فضا در میانه میدان بوده است.
او حتی در استفاده از وینگرهای باکیفیت نیز سابقه روشنی دارد و تیمهایش در بسیاری از مقاطع با استفاده از کنارهها و ارسال از جناحین، برنامه مشخصی برای رسیدن به دروازه حریف داشتند.
ارسالهای قابل پیشبینی؛ بدون طراحی برای آزادسازی بازیکن
اما در تیم ملی فعلی، استفاده از جناحین بیشتر به ارسالهای مستقیم و قابل پیشبینی محدود شده است.
رامین رضاییان و احسان حاجصفی بارها در شرایطی اقدام به ارسال توپ کردهاند که پیش از آن، برنامه مشخصی برای ایجاد فضا یا آزاد کردن ارسالکننده دیده نمیشود.
نه حرکتهای ترکیبی منظم در کنارهها به اندازه کافی دیده میشود و نه بازیکنان حاضر در محوطه جریمه الگوی مشخصی برای فرار از یارگیری دارند. در نتیجه، ارسالها اغلب پیش از آنکه به یک موقعیت جدی تبدیل شوند، توسط مدافعان حریف مهار میشوند.

مسئله فقط تاکتیک نیست
البته بحث درباره ترکیب و پست بازیکنان به معنای نادیده گرفتن تجربه و دانش فنی امیر قلعه نویی نیست. او سالها بهعنوان بازیکن و سرمربی در فوتبال ایران فعالیت کرده و به خوبی با وظایف پستهای مختلف و الزامات تاکتیکی آشناست.
قلعه نویی همچنین بهتر از هر کسی میداند که تیم ملی به جوانگرایی نیاز دارد؛ چراکه بخش مهمی از اعتبار او در فوتبال ایران نیز به دوره جوانگرایی در استقلال بازمیگردد.
اما پرسش اصلی اینجاست که چرا هرچه از آن روزها فاصله میگیریم، بخشی از تصمیمهای فنی تیم ملی با همان تصویری که از قلعه نویی در دوران باشگاهی میشناسیم، فاصله بیشتری پیدا میکند؟
پست غیرتخصصی؛ معمای بزرگ تیم ملی ایران
دیدار با روسیه بار دیگر این سؤال را برجسته کرد؛ آیا تیم ملی ایران واقعاً به استفاده از بازیکنان در پستهای غیرتخصصی نیاز دارد؟
حضور صالح حردانی در قلب دفاع، آریا یوسفی در دفاع چپ، ساختار بیش از حد دفاعی پس از ورود حاج صفی و نبود یک برنامه هجومی روشن، مجموعهای از تصمیمهایی بود که در کنار شکست ۲-۰ ایران در کازان، بحث درباره رویکرد فنی تیم ملی را جدیتر کرده است.
تیم ملی در شرایطی به سمت رقابتهای مهم آینده حرکت میکند که یافتن جایگاه درست برای هر بازیکن و ساختن یک ساختار مشخص، میتواند به اندازه انتخاب خود بازیکنان اهمیت داشته باشد؛ موضوعی که در کازان، بیش از هر زمان دیگری به چشم آمد.


