نام اثر: Who Is Sylvia (سیلویا کیست؟)

تصویرگر: ادوین آستین ابی - نقاش متولد قرن نوزدهم در آمریکا. عمده شهرت این نقاش، به تصویر کشیدن برخی پرده های تاثیرگذار از نمایشنامه هایی مثل ژولیوس سزار هست اما در تحلیل این اثر غیراقتباسی به نکاتی می پردازیم که چه چیزی این نقاشی رو خاص می کنه.

۱. در مدل سازی هندسی این اثر، دختر به فرم بیضی با کمی تمایل به راست در مرکز نقاشی قرار داره. دو شخصی که سمت راست این زن ایستاده اند با رامشگر سمت راست در یه خط و با رامشگر سمت چپ فرم مثلث مختلف الاضلاع رو شکل داده که القای بی نظمی و عدم ثبات کنه. در سمت چپ کنار ستون مرد سمت چپ خودش به تنهایی به حالت مثلت قائم الزاویه دراومده و اونم با کمک دستی هست که به ستون تکیه داده. در ادبیات هنری مثلث نماد مردانگی و پایمردی هست که ما اینجا شاهد هستیم سمت راست چهار مرد با هم مثلث تشکیل دادند اما در سمت چپ یک مرد به تنهایی یه مثلث کامل حساب شده.

۲. از نظر رنگ شناسی اثر، طلایی، قرمز و سفید از رنگ های غالب این نقاشی هستند بعلاوه رنگ سبزی که روی ستون هایی رنگ آمیزی شده که پشت رامشگرها قرار گرفته. رنگ لباس رامشگرها قرمزه که رنگ شهوت، شور و هیجان و در موارد مذهبی رنگ شیاطین مونث هست‌. تضاد این رنگ با رنگ سبز که یه تاریکی مرموزی حائل بر این ستون ها و رامشگرها شده نشان دهنده تفاوت ظاهر و باطن رامشگرهاست. دو شخص سمت راست که جدای از رامشگرها هستند هم قرمزپوشند و با توجه به حالت رامشگرها به ما در مورد این دو شخص هم چنین نتیجه ای رو میدن. فرش روی زمین هم دقیقا از همین تضاد پیروی کرده و نشون میده دختر و این افراد سمت راستش همه در این بازی هستند.

مهم ترین نکته هماهنگی رنگ لباس یکی از اشخاص سمت راست با دختر در مرکزه که هر دو سفید و قرمز به تن دارند البته با تفاوت های نظیر نقش و نگارهای رنگ طلایی در مرد سمت راست. مرد سمت چپ لباس سیاه و سفید به تن داره که در خوانش های مختلف معناهایی از جمله متعادل بودن، موجه بودن، حرفه ای گری و در برخی آثار نماد مجرم بودن هم هست.

۳. مدل لباس تمامی شخصیت های تابلو برگرفته از آثار سلطنتی با تکیه و الهام از سلسله تودورهاست علی رغم اینکه نقاش در سلسله هانوفر زیست کرده که چهار قرن پیش از تولدش هست. ترکیب رنگ قرمز و سفید و لباس سبک تودور دختر بیانگر نماد این سلسله یعنی دوگل رز قرمز و سفیده.

افراد قرمزپوش سمت راست بر اساس پوشش سبک عصر طلایی الیزابت اول طرح شدند برخلاف مرد سمت چپ که مدل لباس بدیع تری از اونا به تن کرده. لباس مرد سمت چپ دقیقا در اواخر سلسله استوارت مد شد و سبک پوشش وکلا و نمایندگان مجلس در زمانی بود که ملکه مری دوم از دنیا رفت و بعد از اون فرم لباس وکلا در سراسر جهان شد.

در دوران تودور و به خصوص دوران الیزابت اول، لباس هایی مد شد که رنگ پارچه آستین ها رو از بقیه اجزا جدا می کرد.(ترانه مشهور گرین اسلیوز بر این اساس سروده شد) در لباس دختر رنگ جداکننده قرمز شده که علاوه بر تعریف هایی که در نکته ۲ گفته شد برای زنان نماد نگون بختی محسوب میشه و این قیاس میشه با متن آهنگ گرین اسلیوز که سراینده معشوقه اش رو یه زن خوشبخت و صاحب خیر اطلاق می کنه.

۴. وسایلی که در دست هر کدوم از این افراده گاهی معرف شخصیت فرد محسوب میشه. دختر در مرکز ظاهرا چیزی در دست نداره و بی آلایشی در تصویرگری این زن بیش از پیش باکرگی و معصومیت و البته نشاط و قوت بالای جنسی رو نشون داده. به غیر از رامشگرها که آلت موسیقی به دست دارند، دو مرد باقی مونده سمت راست با چیزهایی که به دست گرفتند نماد دو تیپ شخصیتی از مردان غیرقابل اتکا و بر پایه هوس رو نشون میدن.

تیپ اول با نمایندگی مردی که لباس قرمز و سفید با نقش طلایی به تن داره یک کیف گران قیمت به دست داره که دقیقا متقارن میشه با کیفی که روی دامن دختر از روی کمربندش آویزون شده. هیبت مردی ثروتمند که دختر از روی نیاز به ارتقاء اجتماعی و عوض کردن کیفش احتمال کشش به سمت اون رو داره. تیپ دوم مردی تمام قرمزپوش که سگی در آغوش و نامه ای در دستش که نماد عشق آتشین و شهوانی هست. نامه ای که به طور خاص با روبان قرمز بسته شده و نشانگر همون نامه های عاشقانه و عشق های آتشینه. تنها نکته ای که این دو نفر رو از رامشگرها متمایز می کنه اینه که این ها به پشتوانه ستون پشت سرشون واقعی هستند اما تاریکی پشت رامشگرها اونها رو بیشتر مجازی و بر پایه موهوم نشون میده اما با این حال در نهایت هر چهار نفر از یک قماش اند و نزدیکی به اون ها بر پایه هوس و احساسه. همون طور که شاهدیم دختر تمایل نسبی خاصی هم به اونا داره.

مولفه ای که عقل و هوس رو از هم متمایز می کنه کلاه های سرخ رنگی هست که بر سر همه(به جز مرد سمت چپ) قرار داره. کتاب در دست مرد سمت چپ دوباره حجت رو به ما تموم می کنه و عملا به ما یه مرد حرفه ای، عاقل، تحصیل کرده و البته عاشق که به افتخار این دختر کلاه سیاه منطق رو از سر برداشته و برخلاف کلاه قرمزهای این نقاشی که نماینده شهوت بدون عشق هستند سر برهنه نماد عشق صادقانه و فداکارانه با تمام قوت ها و ضعف هاست. چیزی که مخاطب رو به این قضیه دلگرم می کنه نقش ستونی هست که اون مرد بهش تکیه داده. زن برهنه ای که حک شده نماد پایداری پیونده. همون طور که دو هزار سال حکاکی ها هم جاودانه میشن این پیوند در کنار مرد سمت چپ هم جاودانه است.

۶. یکی دیگه از ویژگی های جالب این اثر نوع نگاه این مردان به این دختر تمام رخه. نگاه مردهای واقعی مردهای سمت راست متمرکز نیست و به نظر میاد تیپ اول پایین دامن این دختر نگاه می کنه و نگاه تیپ دوم به صورت دختر نگاه جدی ای نیست و بیشتر در حالت فکر و خیاله. هر دو ابرهاشون رو درهم کردند که نشونه محاسبه و تردید و تفکره. برخلاف مرد سمت چپ که تمرکز رو بر روی چشمهای دختر گذاشته که باز هم مرتبه مرد رو از نظر صداقت و استحکام اخلاقی پیش ما بالا می بره.

اما نگاه خیره ای که دختر به طور تمام رخ به بیننده داره و حالت چشم هایی که داره حاکی از بی اختیاری و دودلی در تصمیم هست. از طرفی علایق و غریزه اش اون رو به سمت گروه سمت راست می کشونه اما زبان بدنش از جمله مچاله کردن دامن و لب های به هم چفت شده اش نشونه مقاومت بر برابر این هاست. نقاشی جواب صریح نمیده و تقابل جسمانیت و روحانیت رو به قدر کافی پررنگ نشون میده. 

حالا به نظر شما سیلویا کی می تونه باشه؟