طرفداری | مایکل اولیسه در فوتبال امروز، چیزی کمیاب را زنده نگه داشته است: لذت تماشای بازیکنی که به جای اطاعت از فرامین، با توپ خیالپردازی میکند. ستاره بایرن مونیخ که در جام جهانی هم برای فرانسه درخشید، حالا بیش از هر زمان دیگری یادآور ژوگوبونیتو است؛ همان فوتبال آزاد، خلاق و تماشایی که زینالدین زیدان را نیز به عنوان یکی از دنبالهروهای خود میبیند.
«من نتو را به اولیسه ترجیح میدهم و مهمتر از آن، پپ، کلوپ و آرتتا هم همین انتخاب را دارند.» این توییت مارک گلدبریج در سال ۲۰۲۴، از آن اظهارنظرهایی است که هرچه میگذرد، مضحکتر به نظر میرسد. میشود فهمید چرا کسی باید در آن زمان چنین نظری داشته باشد. در فوتبال امروز، بازیکنی مثل نتو که دائماً در حال دوندگی و تلاش است، برای بسیاری از مربیان انتخاب مطمئنتری به نظر میرسد.
فوتبال سال ۲۰۲۶ آینهی جامعهای جهانی است که در آن، جایی برای خیالپردازی و بازیگوشی باقی نمانده. همهچیز باید با عدد و داده سنجیده شود؛ هر کاری باید توجیهی داشته باشد و به نتیجهی نهایی کمک کند. در غیر این صورت، انگار اصلاً ارزشی ندارد. فوتبال در بالاترین سطح هم هر روز بیشتر در قالب سیستمها و دستورالعملها فرو میرود و مربیان، نسخهی مخصوص خودشان از فوتبال پرفشار و مبتنی بر دوندگی را به بازیکنان تحمیل میکنند.
میدانیم که حداقل از دههی ۱۹۶۰ به این طرف، هر نسلی تصور کرده فوتبال در دوران خودش بیش از گذشته ماشینی شده؛ اما این بار واقعاً به نظر میرسد اوضاع از همیشه بدتر است. حالا ورزشکاران به هنرمندان ترجیح داده میشوند. مگر نشانهای روشنتر از این میخواهیم که رئال مادرید به دنبال جذب یارل کوانسا برای جانشینی ترنت الکساندر آرنولد است؟
با چنین نگاهی، طبیعی است که مربیان نتو را به اولیسه ترجیح بدهند. اما چیزی که توییت گلدبریج را حالا بیشتر مضحک مینمایاند، این است که اولیسه هم آمار دارد و هم جادو. او فصل گذشته برای بایرن مونیخ ۲۵ گل زد و ۲۸ پاس گل داد، سپس در جام جهانی برای فرانسه درخشید و خودش را وارد بحث مدعیان توپ طلا کرد. با این حال، اولیسه فقط یک ماشین تولید آمار نیست. او بازیکنی است که از قالبهای معمول بیرون میزند و فوتبال را به سبک خودش بازی میکند؛ درست مثل آن بازیکنان فانتزی که انگار قوانین بازی برایشان صدق نمیکند.
اولیسه جمعه برابر ایتالیا، در دربی زیدان و ماتراتزی، با یک ضربهی آزاد خیرهکننده دروازه را باز کرد. توپ پس از برخورد به تیر افقی وارد دروازه شد؛ همان نوع گلی که تماشاگر را بیاختیار به واکنش وامیدارد. به نظر میرسد جانلوئیجی دوناروما هم چنین حسی داشت. کافی است هنگام عبور توپ، به دروازهبان ایتالیا نگاه کنید. دوناروما حتی تکان نمیخورد؛ انگار نه میخواهد و نه جرئت دارد مزاحم تماشای این شاهکار شود. واکنشش بیشتر به ادای احترام میماند؛ گویی تلاش برای مهار آن ضربه، مثل پاشیدن رنگ روی تابلوی مونالیزا بود. بازی با تساوی یک بر یک تمام شد، اما گل اولیسه از آن صحنههایی است که قرار است بارها در ویدیوهای منتخب فوتبال، میان اسکرولهای بیپایان شبکههای اجتماعی و با تکه موسیقیهای ترند، دوباره تماشا کنیم.
طبق آمار اوپتا، اولیسه سومین بازیکنی است که از سال ۲۰۰۰ به بعد، دو ضربهی آزاد برای تیم ملی فرانسه به گل تبدیل کرده است. یکی از دو نفر دیگر دیمیتری پایه بود؛ بازیکنی که در اوج، هرچند برای مدتی کوتاه، در بالاترین سطح فوتبال درخشید. نفر دیگر هم زینالدین زیدان است. زیدان پس از پیروزی برابر بلژیک، دیداری که در آن گل انفرادی تماشایی اولیسه، دربارهی بازیساز تیمش با شور و حرارت حرف زد.
او گفت: «من هم همراه جریان بازی شدم و میخواستم بخشی از آن باشم. حس کردم او میخواهد دریبل بزند و حرکت فوقالعادهای انجام داد؛ برای همین خواستم دنبالش بروم. بعد توپ را آنجا دیدم و با خودم گفتم باید به آن ضربه بزنم. شاید کمی مضحک به نظر برسد، اما مهم نیست. وقتی دیدم از مدافع عبور کرد، با خودم گفتم گل خواهد زد. از ته دل تشویقش میکردم. او استعداد خارقالعادهای دارد و من این نوع بازیکنان را دوست دارم. وقتی بازی میکند، میخواهد هواداران را سرگرم کند. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. او درک بسیار خوبی از بازی دارد، حرکت حریفان را پیشبینی میکند و میداند چه زمانی باید حمله کند و چه زمانی عقب بنشیند.»
زیدان در مصاحبههایش البته باید به دوندگی و تلاش اولیسه هم اشاره کند. اگر فقط از نبوغ و زیبایی بازی او بگوید، رقبا ممکن است بوی ضعف به مشامشان بخورد و بازیکنان عضلانی و آمادهشان را به جان خط میانی فرانسه بیندازند. اسپانیا هم در نیمهنهایی جام جهانی تا حدی همین کار را کرد؛ هرچند سلاح اصلیاش نه قدرت بدنی، که تسلط بر توپ بود.
اما اولیسه چیزی دارد که نمیشود در تمرینات تاکتیکی طراحیاش کرد: خلاقیتی که واقعاً خودجوش است. این ویژگی از روزهای حضورش در ریدینگ دیده میشد و در کریستال پالاس پرورش پیدا کرد. باید خوشحال باشیم که او در سال ۲۰۲۴ راهی بایرن مونیخ شد؛ نه یکی از غولهای بیش از حد جدی لیگ برتر انگلیس. شاید در آن شرایط یک تحلیلگر دادهی «نرد» او را مجبور به این میکرد که شوتهای از راه دور را حذف کند و بیشتر در خدمت سیستم باشد.
گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد باشگاهها برای برگرداندن خلاقیت به بازیکنان آکادمی، دست به روشهای تازهای زدهاند. بنفیکا با توپهایی کمباد تمرین میکند؛ شبیه همان توپهایی که در زمینهای محلی و پارکها با آنها بازی میکنیم. آژاکس تمرینهای دو در برابر دو را روی سطحی بتنی و دایرهایشکل به برنامهاش اضافه کرده و فاینورد هم تمرین مشابهی را روی شن انجام میدهد.
طنز ماجرا اینجاست که این تلاش برای بازگرداندن بازی آزادانه، خودش به پروژهای حسابشده و قانونمند تبدیل شده است: سیستم از بازیکن میخواهد خلاق باشد؛ خلاقیتی که حالا باید طبق برنامه تولید شود. با این حال، اولیسه در سطحی بازی میکند که سختگیریهای تاکتیکی فقط میتوانند ترمز او را بکشند. حتی پپ گواردیولا، یورگن کلوپ و میکل آرتتا هم احتمالاً اجازه میدادند او بازی خودش را بکند. زیدان که قطعاً چنین فرصتی را از او نمیگیرد.
- پلنت فوتبال، مایکل لی


