طرفداری | اگر ژرژ ژسوس به عنوان مردی به یاد آورده شود که به دوران حضور کریستیانو رونالدو در تیم ملی پرتغال پایان داد، در حق او از دو جهت اجحاف شده است.
اول اینکه هیچ رابطه علت و معلولی مستقیمی وجود ندارد که سرمربی پرتغال را مسئول اتفاقات این هفته بداند. ژسوس ابتدا با نیمکتنشین کردن رونالدوی ۴۱ ساله در پیروزی ۲-۱ پرتغال مقابل نروژ در روز یکشنبه او را عصبانی کرد و سپس حاضر نشد بابت این تصمیم عذرخواهی کند؛ اما در ادامه رونالدو با خروج از اردوی تیم ملی در کپنهاگ، نمونهای کلاسیک از خودویرانگری را به نمایش گذاشت؛ تصمیمی آگاهانه برای ایفای نقش قربانی. شاید روزی مشخص شود که ژسوس قصد داشته رونالدو را از کشتی به بیرون هل بدهد اما نهایتاً رونالدو به انتخاب خودش از روی عرشه پرید.
از سوی دیگر، کارنامه درخشان ژسوس نیز شایسته آن نیست که با یک GIF بزرگ از چهره عبوس رونالدو برای همیشه مخدوش شود. ژسوس که در ماه ژوئیه هدایت تیم ملی پرتغال را برعهده گرفت، در حالی که شاید از تمام همکارانش بیشتر دستکم گرفته شده است. عمدتاً به این دلیل که موفقیتهایش در حاشیه به دست آمدهاند. مربیای که در سه قاره قهرمان لیگ شده و یک قهرمانی کوپا لیبرتادورس هم در کارنامه دارد، نباید صرفاً به یک کاریکاتور در داستان رونالدو تبدیل شود.
با این حال، به شکلی عجیب، شاید همه این اتفاقات دقیقاً مطابق میل ژسوس باشد. این مربی ۷۲ ساله یکی از بزرگترین هفتتیرکشهای دنیای فوتبال است؛ مردی تندزبان و پوستکلفت که با ذخیرهای ظاهراً پایانناپذیر از خشم و غرور پیش میرود. او یک تاکتیسین فوقالعاده و دقیق است، اما در عین حال سرسخت، تندخو و شاید کمی خودشیفته هم هست.
هیچکس برای جورج ژسوس تعیین تکلیف نمیکند
باید به نگاه ژسوس به روابط درون تیم بپردازیم. یک جلسه گروهدرمانی را تصور کنید که افراد در آن ایدههایشان را با یکدیگر در میان میگذارند. این بین مردی با یک دفترچه یادداشت - نه چندان به عنوان رهبر بلکه بیشتر در نقش تسهیلگر - سر تکان میدهد. تبریک میگویم؛ شما حالا چیزی را تصور کردهاید که برای ژسوس مانند کابوس است. اقتدار او قابل مذاکره نیست. اگر روزی تصمیم بگیرد خالکوبی کند، عبارت راه من یا بزرگراه (یک اصطلاح که میشود آن را یا با منی، یا هرری ترجمه کرد) میتواند پیشنهاد مناسبی برای او باشد. شاید از ابتدا قرار بود همهچیز همینطور پیش برود. با وجود تمام توجه و انتقاد به وجود آمده از سوی افکار عمومی، شاید بخشی کوچک از وجود ژسوس حتی از این شرایط لذت هم میبرد.
ژسوس فوتبالیست متوسطی بود. او کارش را در اسپورتینگ آغاز کرد؛ همان باشگاهی که پدرش در دهه ۱۹۴۰ برای آن بازی کرده بود، اما دوران بازیاش پر از جابهجایی بود و در ۱۲ باشگاه دیگر نیز بازی کرد. مراحل ابتدایی دوران مربیگریاش هم الگوی مشابهی داشت؛ او تیم کوچک آمورا را به دسته دوم پرتغال رساند و سپس بین باشگاههای مختلف در ردههای پایینتر سطح اول فوتبال پرتغال جابهجا شد.

خیلی دیر به شهرت رسید. پس از رساندن براگا به مراحل حذفی جام یوفا، سال ۲۰۰۹ نخستین فرصت خود را برای هدایت یکی از سه غول پرتغال به دست آورد. نخستین نشست خبری او در بنفیکا به بخشی از تاریخ شفاهی باشگاه تبدیل شد. او گفت: «بازیکنانم دو برابر بهتر از فصل گذشته بازی خواهند کرد. شاید حتی بهتر از آن.»
این جمله یکی از جنبههای شخصیتی ژسوس را نشان میداد: اعتمادبهنفس ذاتی او. همان روز و در نخستین جلسه تمرینی، بازیکنان تیم با جنبه دیگری از شخصیتش روبهرو شدند. ژسوس از آنها خواست زیر آفتاب بعدازظهر دور زمین بدوند. مدتی بعد، بازیکنان متوجه شدند یخچال کوچکی که معمولاً از آن بطری آب برمیداشتند، سر جایش نیست. وقتی چند نفر از آنها به سمت رختکن رفتند، ژسوس با الفاظ رکیک سرشان فریاد زد. پیام روشن بود: فقط او تصمیم میگرفت بازیکنان چه زمانی میتوانند آب بنوشند. فقط او درباره هر چیزی تصمیم میگرفت.
ژسوس در مصاحبهای در سال ۲۰۱۴ با روزنامه سول گفت: «داخل یک باشگاه، فقط یک نفر هست که به من دستور میدهد: رئیس باشگاه. و نه هیچکس دیگر. من اجازه چنین چیزی را نمیدهم.»
بنفیکا در نخستین فصل حضور ژسوس، برای اولین بار طی پنج سال قهرمان لیگ شد. تا زمانی که او در سال ۲۰۱۵ باشگاه را ترک کرد، دو قهرمانی دیگر، یک جام حذفی پرتغال و پنج لیگ کاپ نیز به دست آورده بود. این موفقیتها ژسوس را به یک نماد در باشگاه تبدیل کرد و اعتمادبهنفس او را بیش از پیش تثبیت کرد. او در همان مصاحبه با سول گفت: «فکر میکنم بهترین مربی دنیا هستم»؛ جملهای که با رفتار و شخصیت عمومی او چندان بیگانه نبود.
یکی از نکات جالب درباره ژسوس، میزان خودآموخته بودن اوست. او هیچوقت خودش را در چارچوب یک مکتب خاص مربیگری قرار نداده است. دوست دارد بگوید ایدههایش از درون خودش سرچشمه میگیرند و بارها خودش را به یک نقاش تشبیه کرده است. او در سال ۲۰۲۰ در مصاحبهای با فاکس اسپورتس برزیل گفت: «بعضیها فقط کارهایی را که دیگران انجام میدهند کپی میکنند. خدا به من فرصت داد که خالق باشم.»
شاید این حرفها شبیه خودبزرگبینی و لافزنی به نظر برسد، اما کسانی که او را میشناسند اصرار دارند که حقیقت را میگوید. مانوئل سرجیو، متخصص حرکتشناسی که در بنفیکا با ژسوس کار میکرد، در سال ۲۰۱۵ در مصاحبهای گفت: «ژسوس کسی را مطالعه نکرد. کتاب نمیخواند. به جلسات مربیگری یوفا میرود و احساس میکند چیزی یاد نمیگیرد. او از منطق قلبش پیروی میکند.»
قلب او پس از بنفیکا، او را به تیم رقیب، اسپورتینگ برد. دورهای ناامیدکننده در آنجا کمی جایگاهش را تضعیف کرد، همانطور که انتقال بعدیاش به الهلال عربستان نیز چنین اثری داشت؛ حتی با اینکه یک قهرمانی لیگ دیگر به دست آورد. تنها در سال ۲۰۱۹ بود که او دوباره به شکل جدی به مسیر موفقیت بازگشت؛ زمانی که به غول برزیلی، فلامنگو پیوست و آنها را به یک دبل تاریخی رساند و در همان سال قهرمانی لیگ و لیبرتادورس را به دست آورد.
ژسوس در برزیل به یک چهره محبوب تبدیل شد
اغراق نیست اگر بگوییم برزیل عاشق ژسوس شد. تاکتیکهای او، شجاعانه، بیامان و مدرن، یکی از بهترین سبکهای فوتبالی را رقم زدند که این کشور طی سالهای اخیر دیده بود. او یک ماشین تولید سرتیتر برای رسانهها بود که مدام با لبخند و چشمک جملاتی ماندگار بر زبان میآورد و مطبوعات محلی عاشقش بودند. بازیکنانش نیز او را میپرستیدند و خیلی زود متوجه شدند وسواس او نسبت به جزئیات و تسلط بر تمرینات چیزی تازه در فوتبال برزیل است.
دیگو آلوز، دروازهبان تیم در نوامبر ۲۰۱۹ گفت: «او سطح ما را بالا برده است و ۲۴ ساعت شبانهروز به فوتبال فکر میکند. میخواهد ما برای رسیدن به کمال تلاش کنیم.»
البته شخصیت ژسوس همیشه باب میل همه نبوده است. یکی از همکاران سابق او در بنفیکا، در پایان نخستین دوره حضور ژسوس در ورزشگاه دا لوز، او را فردی تکبعدی توصیف کرد؛ ژسوس بعد از ماجراجویی برزیلیاش دوباره به بنفیکا بازگشت، البته با موفقیتی کمتر. این همکار سابق گفت: «فکر میکند تمام دنیا حول محور او میچرخد و چیزی نیست که بتواند از دیگران یاد بگیرد.»
او در باشگاههای مختلف با بازیکنان باتجربه نیز درگیریهایی داشته که معمولاً با کنایههایی در رسانهها همراه بودهاند. ژسوس در سال 2013 درباره کارلوس مارتینس، هافبک بنفیکا، گفت: «اگر میخواستم او را انتخاب کنم، انتخابش میکردم.» درگیری او با اسلام سلیمانی، مهاجم الجزایری در اسپورتینگ با جملهای حتی تندتر به پایان رسید. ژسوس گفت: «حرفهایی که سلیمانی میزند هیچ ارزشی ندارد. من مسئول هستم. مردم باید از تصمیمات من اطاعت کنند، حتی اگر حالشان را به هم بزند. اگر مشکل دارند، خودم برایشان قرض آرامبخش میخرم.»
همان زمانی که فدراسیون فوتبال پرتغال تصمیم گرفت که این ژسوسِ برنده، ژسوسِ صاحبسبک را به عنوان مربی انتخاب کند، همینطور میدانست که این ژسوس سختگیر را نیز انتخاب کرده است. او در نخستین نشست خبریاش در ماه ژوئیه گفت که «از ایستادن مقابل هیچکس نمیترسد»؛ جملهای که آن زمان شاید فقط یک ابروی بالا رفته به دنبال داشت، اما حالا معنایی بهشدت سنگین پیدا کرده است.
آیا درگیری ژسوس و رونالدو اجتنابناپذیر بود؟
آیا اتفاقات اخیر اجتنابناپذیر بودند؟ تصمیمگیرندگان فوتبال پرتغال میتوانند به دوران حضور مشترک ژسوس و رونالدو در النصر اشاره کنند؛ دورهای که هماهنگ بود و با قهرمانی در لیگ حرفهای عربستان به پایان رسید. رونالدو در نخستین بازی ژسوس روی نیمکت پرتغال مقابل ولز، در ترکیب اصلی قرار گرفت. اگر پیش از بازی پنجشنبه شب مقابل دانمارک از اردو خارج نشده بود، بهراحتی میتوانست بار دیگر در ترکیب اصلی قرار بگیرد. ژسوس ظاهراً کمی از اینکه پیش و پس از بازی با نروژ مجبور شد به این حجم از پرسشهای مرتبط با رونالدو پاسخ دهد، کلافه شده بود، اما به نظر نمیرسید به دنبال راه انداختن جنگ داخلی باشد.

اگر ژسوس مرتکب خطایی شده باشد، تنها این است که به اصول خود پایبند مانده و در عین حال از حق خود دفاع کرده است. نمیدانیم دقیقاً کدامیک از اظهارات او رونالدو را عصبانی کرده، اما لحن کلی نشست خبری او در روز چهارشنبه، به شکلی جذاب و بدون کوچکترین پشیمانی بود. ژسوس گفت: «هیچ فوتبالیستی هرگز ایدههای من را تغییر نخواهد داد. نه او و نه هیچکس دیگری.»
میتوان انتظار داشت این ماجرا کمی بیشتر ادامه پیدا کند. بازیکنان پس از پیروزی مقابل دانمارک درباره این وضعیت مورد پرسش قرار گرفتند. نخستوزیر پرتغال نیز پیش از این با ژسوس تماس گرفته است. جایگاه رونالدو در کشورش تقریباً تضمین میکند که این ماجرا به سطح یک بحران ملی برسد. هنوز ممکن است نوعی آشتی میان طرفین شکل بگیرد.
با این حال، این رونالدوست که باید کوتاه بیاید. در غیر این صورت، ژسوس کنار خواهد رفت. برای او هیچ حد وسطی وجود ندارد. چنین چیزی خیانت به تمام اصولی خواهد بود که ژسوس به آنها پایبند است.
در حالی که مسی برای آخرین حضورش با پیراهن تیم ملی آرژانتین آماده میشود، دوران حضور رونالدو در تیم ملی پرتغال ظاهراً به وقاری کمتر در حال پایان یافتن است. چند ماه پس از نخستین جدایی ژسوس از بنفیکا، او روی جلد نسخه پرتغالی مجله GQ ظاهر شد. او کتوشلوار رسمی پوشیده بود، پاپیون زده بود و در حال باد کردن آدامسی صورتیرنگ بود. ژسوس در آن تصویر گستاخ، مسلط به خود و بهشدت خونسرد به نظر میرسید. تیتر روی جلد چه بود؟ بسیار معنادار؛ تمام اعتبار و شهرت او در چهار کلمه و یک ستاره پُرهیبت خلاصه شده بود. روی جلد نوشته شده بود:
«هیچکس با ژسوس درنمیافتد.»
- جک لَنگ، نیویورک تایمز

