سالروز درگذشت ناصرخان است، بزرگ مردی که سبک خاصی در زندگی اش برگزیده بود و اعتقادات و عقایدش از هر چیزی برایش مهمتر بود. پرواز بلند ناصرخان در دوم خردادماه 90 او را به اوج رساند، به آسمان رساند. در روزی که او برای همیشه از میان ما رفت، ابهت و عظمتش برای نسل امروز و آنهایی که در حیاتش به ناصرخان جفا کرده بودند، آشکار شد. ناصر حجازی مردی بود که هرگز آنگونه که باید او نشناختیم و در مملکت خودش غریبانه زیست اما چه باشکوه رفت، پرواز آخرش را هیچکس از یاد نمی برد. برای ما عشق فوتبالی ها، ستاره های کاغذی امروز هیچ جذابیتی ندارند به جز آنهایی که مربوط به نسل گذشته اند اما هنوز در این فوتبال نفس می کشند مثل مهدوی کیا، علی کریمی و کریم باقری و دایی که خاطرات روزهای نوجوانی و جوانی مان را رقم زده اند اما ناصرخان چیزی دیگری بود. فوتبال ما کوچک شده چون دیگر کمتر آدم بزرگی در آن یافت می شود. بزرگانش رفته اند، پرویز خان دهداری معلم اخلاق بود و رفت، خیلی های دیگر هم بودند که رفتند اما از وقتی ناصرخان رفت دیگر فوتبال خیلی کوچک شد، خیلی خیلی کوچک چون بزرگی برایش نمانده تا حرف بزند، پای حرفش بایستد و با حرف زور مقابله کند. فوتبال ما کوچک شد ناصرخان و باعث آن تو بودی چون آخرین مردی بودی که به اندازه بزرگی خودت حرف می زدی نه به اندازه کوچک بودن روسا و مدیران، فوتبال ما زخم خورده و بیمار است و به قهقرا می رود چون دیگر بزرگی ندارد که حقایق را بگوید هرچند که وقتی تو بودی و می گفتی هم کسی گوش نمی کرد اما دلمان خنک می شد و مفتخر بودیم که دوران حیات بزرگ مردی به نام ناصر حجازی را تجربه می کنیم. حجازی هیچگاه مقابل مسئولان و مدیران کرنش و تعظیم نکرد تا به اسطوره ای تبدیل شود و هرگز از یاد مردم نرود. یادمان نرود قانون 29 ساله ها... تبعید به محمدان.. جفاهایی که در استقلال در حقش شد.. بیماری و پر کشیدن به اسمان... و چه زیبا نوشت آن روزنامه: عقاب از شهر کلاغ ها پرید... گوشه ای از انچه از ناصر خان بیاد داریم.... قانون 29 ساله ها این قانون در پی آن ابلاغ شد که در شروع یکی از بازیهای استقلال تهران در اوایل انقلاب مسئولان برای مراسم ابتدایی بازی به بازیکنان هر دو تیم عکسهایی از روح‌الله خمینی داده بودن که هنگام قرائت قرآن در دست بگیرند ولی ناصر حجازی از گرفتن عکس خمینی ممانعت می‌کند در پی همین مسئله مسئولان وقت نه تنها از ورود حجازی به زمین جلوگیری می‌کنند بلکه چند روز بعد از آن ماجرا مسئولان تربیت بدنی از جمله نصرالله سجادی قانون عدم حضور بازیکنان بالای ۲۹ سال در تیم ملی را به تصویب می رسانند.(من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی‌گردم) محمدان او هر وقت از روزهای حضور در هند و بنگلادش حرف می‌زد بغض می‌کرد و همیشه می‌گفت: هیچ کسی نمی‌تواند یک ساعت آن زندگی را تحمل کند. او در مصاحبه‌ای گفته بود:«روزهای اولی که در هند و سپس بنگلادش بودم فقط می‌توانستم روزی یک وعده شکمم را سیر کنم آن‌هم نه با غذای خوب و مقوی بلکه با نان یا موز که ارزان بود. این سختی‌ها را به جان خریدم تا از اصولم برنگردم، تا جلوی کسی تعظیم نکنم، تا دست کسی را نبوسم، تا مردانگی‌ام را به حراج نگذارم، تا خداوند را ناراحت نکنم که آدم با شرافت و با عزتی باشم. بیماری ناصر حجازی در طول ۱۸ ماه بیماری هیچ گونه کمک دولتی را قبول نکرد. او دربارهٔ بیماریش و حضور مسئولان دولتی در کنار خود در بیمارستان گفته بود: «خیلی از مسئولان آمدند. من احتیاجی به کمک آن‌ها نداشتم. آن‌ها عددی نیستند که بخواهند به من کمک کنند، در اندازهٔ این حرف‌ها نیستند که بخواهند به ناصر حجازی کمک کنند. سیاست در ۳۱ فروردین سال ۱۳۹۰، ناصر حجازی در مصاحبه‌ای که با پرتال شخصی خود انجام داد ضمن اعتراض به وضعیت اقتصادی موجود در ایران، نسبت به سیاست‌های اقتصادی دولت از جمله هدفمندی یارانه‌ها، شدیداً اعتراض خود را اعلام کرد و شرایط بیماری اش را ناشی از آن دانست همچنین وی در بخشی از این مصاحبه در مورد پرداخت ماهیانه یارانه‌ها به مردم توسط دولت گفت: دولت می‌گوید چهل هزار تومان در ماه به مردم کمک می‌کنیم، مگر مردم گدا هستند؟ مردم ایران روی گنج خوابیده‌اند، نفت، گاز و... دولت حق ندارد به مردم کمک کند، دولت باید کار کند، خدمت کند و زحمت و دسترنج مردم را دودستی تقدیم آنها نماید. چهل هزار تومان در ماه به مردم می‌دهند و بعد چند برابر آن را از جیب مردم برداشت می‌کنند و سپس ادعای خدمت به مردم دارند. از دید مسئولین خدمت دولت به مردم یعنی کار کردن مردم برای دولت و اینکه مردم کار کنند و پولشان را تقدیم دولت نمایند! برای من گاز می‌آمد چهل هزار تومان و حالا می‌آید یک میلیون تومان. گاز به کشور همسایه با مبلغی به‌مراتب کمتر از آنچه از جیب مردم برداشت می‌کنند، صادر می‌شود. با دیدن این شرایط نباید عصبانی شوم؟ نباید حرص بخورم و شرایط جسمانی‌ام مثل امروز شود حجازی در پایان صحبت‌هایش بدون نام بردن از مقام مسئول خاصی در حکومت جمهوری اسلامی ایران گفته بود: یا رب روا مدار که گدا معتبر شود، گر معتبر شود ز خدا بی خبر شود. .. جملات ناصر حجازی در مورد فوتبال پاک: • o  سال هاست می گویم فوتبال ایران ناپاک است. اگر مأمور راهنمایی و رانندگی به جای برگه جریمه پول نگیرد، مربی هم از دستیارش و بازیکن پول نمی‌گیرد. در یک جامعه همه مسائل به هم ربط دارند و علت و معلول هم هستند.« مدام می گوییم فوتبال ناپاک من فقط می خواهم بپرسم که دیگر جاهای ما پاک است که توقع پاکی فوتبال را داشته باشیم؟ باید همه چیزمان به هم بیاید.» متأسفانه کسانی این فوتبال را اداره می کنند که اصول را نمی‌دانند. روحش شاد و یادش گرامی