با هر نگاه بر آسمان اين خاک هزار بوسه مي‌زنم نفسم را از رود سپيد و آسمان خزر و خليج هميشگي فارس مي‌گيرم من نگاهم از تنب کوچک و بزرگ و ابوموسي نور مي‌گيرد من عشقم را در کوه گواتر در سرخس و خرمشهر به زبان مادري فريا...د خواهم زد فريا...د خواهم زد تفنگم در دست و سرودم بر لب همه‌ي ايران را مي‌بوسم من خورشيد هزار پاره‌ي عشق را بر خاک وطن مي‌آويزم من خورشيد هزار پاره‌ي عشق را بر خاک وطن مي‌آويزم اي وارثان پاکي من آخرين نگاهم بر آسمان آبي اين خاک و خليج هميشگي فا...رس فا...رس فا...رس خواهد بود.