مهم ترین نکته در مورد کمیک  لوک خوش شانس یا همان مردی که سریع‌تر از سایه‌اش هفت‌تیر می‌کشد، اینه که در واقع اصلا آمریکایی نیست. نخستین بار در سال ۱۹۴۶ در مجله بلژیکی-فرانسوی اسپیرو  به چاپ رسید. موریس دو بور   خالق بلژیکی مجموعه لوک خوش شانس که طراح گرافیک بود، در اوایل دهه ۴۰ میلادی به غرب وحشی می‌رود و شش سال در آنجا ماندگار می‌شود، پس از آن تصمیم می‌گیرد شخصیت گاوچرانی را خلق کند و با فیلم‌های وسترن آن دوران شوخی کند. او قصد داشت در پاسخ به وسترن‌های پر زد و برخورد هالیوود، یک وسترن اروپایی با زبانی منتقدانه و سرگرم‌کننده به چاپ برساند.

در ده کتاب اول، خود موریس علاوه بر طراحی صحنه‌های داستان، نویسندگی آنها را هم برعهده داشت. اما پس از انتشار ۱۸ جلد از این مجموعه، رنه گوسینی، نویسنده فرانسوی، از جلد نوزدهم مجموعه به گروه خالقان این اثر پیوست و اوج کار آغاز شد.  موریس و گوسینی در 2001 و 2002 مردند و کار با هم‌کاری نویسندگان و طراحان متعدد در خلق اثر باعث شد این مجموعه مصور یگانگی داستانی خود را از دست بدهد و رفته رفته در سال‌های بعد از محبوبیت آن کاسته شد. 

انتقادی که وجود دارد، این است که داستان‌های لوک در دوران جنگ داخلی آمریکا رخ می‌دهد اما در هیچ‌یک از کتاب‌ها هیچ اشاره‌ای به سیاه‌پوستان آمریکا و برده‌داری در آمریکا نشده است. این در حالیه که بسیاری از دشمنان لوک از جمله برادران دالتون، شخصیت هایی واقعی تو تاریخ آمریکا بودن. 

می 2016، آخرین کتاب با عنوان مردی که لوک خوش شانس را کشت، منتشر شد. 

سال ۱۹۸۳  با همکاری موریس، اولین مجموعه انیمیشن لوک خوش‌شانس در ۲۶ قسمت تهیه شد. پس از آن در سال ۱۹۹۱۱ بیست و شش قسمت دیگر ساخته بود. آخرین سری انیمیشن‌های تولید شده لوک خوش‌شانس در سال ۲۰۰۱ در مجموعه ۵۲ قسمتی از ماجراهای او به تصویر درآمد.

اما یه سری نکته در مورد دوبله ایرانی کار، که با مدیریت خسرو خسروشاهی و بعدها عباس نباتی، منوچهر والی‌زاده و محمد عبادی انجام شد. 

اونی که لوک می نوشید، لیموناد نبود. حتی یه جایی یه خلافکاری بار رو مجبور کرده بود که جای نوشیدنی فقط شیرینی که دوست داشت بفروشه که لوک اومد و تحویل قانون دادش و اینا. نوشیدنی های محبوبش، همون ها بود که تو بارها می فروشن. تو ابتدای کار، سیگار گوشه لبش بود اما بعدها انتقاد شد که تنباکو رو تبلیغ می کنه و از این حرف ها، که یه تیکه علف میذاشت گوشه لبش.

اسم سگش، در واقع رانتانپلان بود اما تو فارسی بهش می گفتن بوشوگ؛ که تلاش نسبتا موفقی بود برای احمق تر به نظر اومدنش.

در انتهای هر قسمت از داستان‌های لوک خوش شانس، نمای ثابتی وجود دارد که در آن لوک، سوار بر جالی و در حالی که بوشوگ هم آنها را دنبال می‌کند رو به غروب، آرام و خسته حرکت می‌کند و به تدریج صدای موسیقی اوج می‌گیرد و خواننده‌ای با صدایی خسته شروع به خواندن: «من گاوچران تنهایی هستم که از خانه‌ام دور افتاده‌ام…» می‌کند. عمده آن سانسور شده که اینجا می توانید ببینید. 

شفاف سازی؛ جومونگ و گوگوریو، حقیقت یا افسانه؟ 

شفاف سازی؛ اسم واقعی پدرِ پسر شجاع، اسم واقعی پسر شجاع

شفاف سازی؛ تو فوتبالیست ها، نامبرده  خواهر میزوگی بود یا نه؟ 

شفاف سازی؛ اوشین گیشا بود یا زنی سختی کشیده و پاک؟

پت و مت فقط دوست بودن یا ... ؟

دلیل قدرت ملوان زبل؛ اسفناج یا .... ؟

شفاف سازی رابطه عمو جان و مادر سوباسا تو کارتون فوتبالیست ها

شفاف سازی؛ دوقلوهای افسانه ای واقعا دو قلو بودن یا رابطه داشتن؟