میدونی آخرش دو حالت داره
یا اونا صحنه سازی میکردن
یا این واقعا توهم زده بود
اما هر کدو از دو تا صورت رو بخوای برداشت کنی
تو فیلم اتفاقاتی هست که اون رو نقض میکنه
به نظرم دیکاپریو را دیونه کردن 1-دیکاپریو اول فیلم دریازده میشه ادمی که به قول خودشون به دفعات زیاد این ازمایش رو روش انجام میدن خوب پس نباید پس از مدتی دیگه دریازده بشه
2-از سکانسی که داره از تصاویر و عکسای اون مرکز را میبینه کاملا مشخصه که این مرکز و مسولاش ادمای خوب و نرمالی نیستند
3-اخرین سکانس که لانگ شات از اون فانوس دریاییه با اون موسیقی خاص بی جهت نیست
رفقا چرا اینقد ناشیانه فیلم میبینین !!!
حواستون نبود اخرش دو نفر با پیراهن سفید یکیشون یه سیخ دستش بود برا کشتن دیکاپریو
خودمم یه لحظه گیج شدم ولی بعد فهمیدم
آسونه، یه شخص که مشکلات روانپریشانه داشته باشه، به مرور افکار مورد علاقه خودشو جایگزین "واقعیت" میکنه، شخصیت های مجازی میسازه، خودشو وفق میده، خودشو آدم خوبه ی داستان میکنه، جوری که واقعیت رو کامل یادش میره..
دی کاپریو هم نقشش همین بود، کسی که انقد افسرده و ناراحت بوده که کارایی که خودش کرده رو از چشم یه کارآگاه میبینه، که یعنی، میره دنبال کسی که اونکارا رو کرده، همه رو مقصر میبینه، به جز خودش
آخر فیلم، واقعیت براش روشن میشه، جز یه سکانس که میخواد گول بزنه، سکانس هاس آخر کاملا نشون از بازگشت حافظه واقعی داره
به نظرم پاسخ همش تو دیالوگ آخر فیلم بود
کدوم یکی بدتره؟ زندگی کردن مثل یک هیولا ... ، .یا مردن مثل یک مرد خوب؟
برداشت من این بود که درمان شد آخرش ولی دیگه نمیخواست مثل یه هیولا زندگی کنه
دیدگاهها