اختصاصی طرفداری- بعد از نزدیک دو دهه انحصار تهیه کننده برنامه نود باز هم در جواب انتقادات علی‌ کریمی‌ پشت مردم پنهان شد. تهیه کننده، انتقادات مستقیم از خودش را آنچنان با ارزش ندانست اما انتقاد از برنامه را شایسته جواب دانست. انگاری می‌‌شود انتقاد از طاووس را نادیده گرفت اما از تخت طاووس نه. این نوشته تلاشی است برای انداختن نور بر این طاووس و تختش. و سوال مهمتر اینکه "مردم" دقیقا چه کسانی‌ هستند؟ چرا در سرزمین ما همه تشنه خدمتند و نه قدرت؟

تصویری که تهیه کننده ۹۰ از مردم به ما می‌‌دهد تفاوتی ندارد با تصویری که قدرت در ایران از مردم دارد. شاید اشاره به شباهت تهیه کننده برنامه نود با قدرت‌های بالا دستی‌ بیش از اندازه اغراق آمیز به نظر برسد اما قبلا نوشتیم که رفتار مجری‌های "سازمان صدا و سیما" جدا از سیاست‌ها نیست و اتفاقا آینه‌ای است از همان تناقضات موجود. هر دو این گروه از انحصار حیات یافته اند و مجری‌های "صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران"، دقیقا "مجری" سیاست‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایرانند. 

این اولین و آخرین باری نیست که مردم مهم شدند. مردم سایه‌ای است از رضایت عمومی از شرایط که مانند پتک بر سر خود آنها می‌‌کوبند. مردم خمیری است که قدرت هر گاه خواست آن را در قالب خود ریخت. خمیری که برای تهیه کنندگان و مجری‌های سیاست‌ها "نا‌ن" شد. در همان آخرین برنامه ۹۰، مجری سیاست‌ها که حالا به شکل عجیبی‌ ناگهان پس از گرفتن لوح تقدیر، تیزی انتقاداتش کم شده است از نبود امکانات مناسب برای رفتن زنان به ورزشگاه گفت و تنها ابراز "امیدواری" کرد که بستر‌های فیزیکی‌ این داستان مهیا شود. خود تاج دروغش را باور نمی‌‌کند اما مجری سیاست‌ها هنوز به آن امیدوار است. در همان آخرین برنامه، این مجبتی جباری بود که به بایکوت مسعود شجاعی پایان داد و از نرفتن زنان به ورزشگاه انتقاد کرد. 

علی‌ کریمی‌ بی‌ نقض نیست و در خود طرفداری از او انتقاد صریح و مشخص کرده ایم اما وقتی‌ او می‌‌بیند که داوری بازی‌های وی بایکوت شده است، حق دارد اگر لوگو برنامه نود را بایکوت کند. این بایکوت انتقاد از مردم نیست که اتفاقاً انتقاد از همین سیاست‌هایی‌ است که تهیه کننده برنامه آن را اجرا می‌‌کند. این مردم همان کسانی‌ هستند که در تمام شبکه‌های اجتماعی از مسعود شجاعی نوشتند. همان مردمی که از ساعت‌ها دادن تریبون به حسین هدایتی‌ انتقاد کردند. همان مردمی که همه جا فریاد زدند و ما هم نوشتیم که زنان باید به ورزشگاه بروند. ساعت‌ها دادن تریبون به طاهری نه خواسته مردم بود و نه به نفع آنها. کدام مردم خواستار سکوت در قبل کوتاهی‌های وزیر ورزش شدند؟ در همین وبسایت طرفداری به تندی از سیاست‌های امنیتی نه یک وزیر که کل هیئت دولت انتقاد شد اما نمی‌‌توان از انحصار نا‌ن خورد و از مردم مایه گذاشت. همین جا از عاملان اصلی محرومیت تیم های ایرانی از میزبانی در بازی های آسیایی نوشتیم اما برنامه "مردمی" هیچ اشاره‌ای به این قشر نکرد. مسعود شجاعی به خوبی‌ گفت رسانه‌ نباید به او پاسخ بدهد و باید به مخاطبش پاسخگو باشد. بگذریم که این رسانه‌ از بودجه همین مردم ارتزاق می‌‌کند و میکروفن را به حسین هدایتی‌ می‌‌دهد که متّهم به برداشت پول از حساب خود مردم است. 

اگر قرار بر شفاف سازی و آگاه کردن مردم و هواداران تیم‌های مختلف است چرا یک کلام از حق پخش این تیم‌ها صحبت نمی‌‌شود. در تمام دنیا بالاترین منبع درآمد باشگاه‌های مردمی از حق پخش تلویزیونی است. حالا مجری سیاست‌ها باید پاسخ دهد آیا حذف مهمترین منبع درآمد مردم جای پوشش کامل ندارد و بایکوت آن توهین به مردم نیست؟ زیاده خواهی سازمانی که میلیون‌ها دلار در سال از بودجه مردم ارتزاق می‌‌کند و سال‌ها است حق مردم را به ثمن بخس می‌‌فروشد توهین به این خمیر‌های نا‌ن شده برای شما نیست؟

بیست سال در جواب انتقادات از اجبار به سکوت صحبت شده است و اینکه کاری بیشتر از پس آنها بر نمی‌‌آید. اگر این حرف را با تمام تناقضاتش قبول کنیم باید بگوییم که پنهان شدن پشت این افسانه مردم دیگر جای دفاع ندارد و نمی‌‌شود حرف مردم را به زبان راند. پس از تکاپوی مصنوعی عادل بر حاشیه‌ تکرار، نزدیک به ۵ هزار نفر از مخاطبان کانال طرفداری در نظرسنجی این وبسایت شرکت کردند و نزدیک به ۹۰% از آنها پرت شدن میکروفن برنامه ۹۰ را توهین به خود تلقی‌ نکردند پس مجری صدای سیمای جمهوری اسلامی تنها و تنها مجری سیاست‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی است!