طرفداری - در دیدار دوم مرحله گروهی جام جهانی 2018، تیم ملی آرژانتین با هدایت خورخه سمپائولی و با انجام یک بازی پراشتباه، یکی از ضعیف ترین نتایج تاریخ این کشور در جام های جهانی را رقم زد.
نمایشی که به هیچ عنوان مورد رضایت هواداران آلبی سلسته نبوده و همگان مقصر اصلی این شکست را سرمربی تیمشان می دانند. در این یادداشت که تحلیلی کامل به نقل از سایت Squawka بوده، نگاهی دقیق به سیستم و چینش تیم ملی آرژانتین و همین طور بازی لیونل مسی در این تیم خواهیم داشت.
21 ژوئن (31 خرداد ماه) شبی کابوس وار برای هواداران آرژانتین بود به طوری که تیم آن ها در یک بازی بسیار پراشتباه و بی برنامه مقابل تیم خوب کرواسی تن به شکست 0-3 داد. این نتیجه، سنگین ترین شکست آرژانتین در مرحله گروهی پس از 60 سال بوده است. آخرین بار آرژانتینی ها در جام جهانی 1958 سوئد، برابر چکسلواکی در مرحله گروهی 1-6 باخته بودند. خورخه سمپائولی در تقابل با اندیشه های زلاتکو دالیچ یک بازنده تمام عیار بود و نمایش شاگردانش جز اشک و اندوه ثمره دیگری برای هواداران این تیم در پی نداشت. اما چگونه سیستم 1-2-4-3 سمپائولی، باعث این باخت تحقیرآمیز شد؟
سیستم
سمپائولی در بازی اول آرژانتین در این جام مقابل ایسلند، تیم خود را با چهار مدافع و آرایش 1-3-2-4 روانه میدان کرد. جایی که آگوئرو تنها مهاجم این تیم بود و لیونل مسی در بین مِتزا و دی ماریا به عنوان هافبک هجومی در این سیستم گمارده شده بود. بازی با این سیستم در نهایت منجر به کسب یک تساوی ناامید کننده برای آلبی سلسته شده بود. از این رو خورخه سمپائولی رو به دفاع سه نفره آورد، تا قدرت تهاجمی تیمش را بالا برده و با دست پُر و کسب سه امتیاز از این بازی مهم خارج شود.
آرایش دفاع سه نفره و سیستمی به مانند 3-1-3-3 یکی از سیستم هایی است که سرمربی بزرگی همانند «مارچلو بیلسا» آن را قبلا در تیم ملی شیلی پیاده کرده بود. تیم شیلی با این سیستم، بازی های زیبایی را در جام جهانی 2010 به نمایش گذاشت و حتی توانست از دور گروهی در آن رقابت ها هم بالا بیاید. سمپائولی با کمی تغییر در این چینش، تیم خود را با سیستم 1-2-4-3 مهیای بازی با تیم کرواسی کرد. آرایش دفاع سه نفره زمانی خودش را نشان می دهد که تیم مقابل شما به مانند کرواسی، دارای خط هافبک قدرتمندی بوده و هسته اصلی بازی در میانه میدان دنبال شود. در این سیستم قدرت حمل توپ شما افزایش خواهد یافت و می توانید نبض میانه میدان را به صورت کامل در اختیار بگیرید. سمپائولی زمانی که هدایت تیم ملی شیلی را بر عهده داشت، در برخی از بازی ها رو به همین سیستم آورده بود که نتیجه آن، قهرمانی شیلی در رقابت های کوپا آمریکا در سال 2015 بود.
شرایط لازم برای این سیستم
این سیستم بسیار پویا بوده و به همان اندازه هم نیاز به بازیکنان پویا، فعال و انرژیک دارد. در این سیستم لازم نیست که بازیکنان تیم شما، حتما ستاره باشند و یا توانایی های فوق العاده ای از خود نشان دهند. شما تنها به بازیکنانی نیاز دارید که کیفیت فنی لازم را داشته باشند و در اصطلاح با این سیستم مَچ شده باشند. اگر با دقت به تیمی به مانند شیلی بنگریم، متوجه می شویم که در این تیم تنها چهار یا پنج بازیکن وجود دارند که در سطح کلاس جهانی بازی می کنند. الکسیس سانچز، آرتورو ویدال و خورخه والدیویا را می توان ستارگان این تیم بنامیم که در کنار آن ها بازیکنی با سبک بازی خشن به مانند گری مِدِل که بازی حریف را به خوبی تخریب می کند و اِدواردو وارگاس که در این سیستم بسیار عالی و با برنامه شرح وظایف خود را انجام می داد، وجود دارد. حتی بازیکنان متوسط نیز اگر در این سبک بازی جا بیفتند، می توانند توانایی های بالایی از خود نشان دهند. من برای شما بازیکنی به مانند «ژان بوسژور» را مثال می زنم. ژان در ترکیب تیم ملی شیلی در حد یک ستاره ظاهر شد و با این تیم قهرمان کوپا آمریکا نیز شده است؛ در حالی که این بازیکن در باشگاه های متوسطی هم چون بیرمنگام و ویگان بازی کرده است.
مشکل
خوب پس مشکل در کجاست؟ این سیستم حداقل بر روی کاغذ برای آرژانتینی ها عالی است. آرایش 1-2-4-3 که نوع خاصی از سیستم 3-1-3-3 است و همان طور که توضیح داده شد، حتی با بازیکنانی متوسط هم در این سیستم می توانید کارهای بزرگی انجام دهید. شما در این چینش و در تیم آرژانتین بازیکن فوق ستاره ای به نام لیونل مسی را می بینید که می تواند در هر لحظه دفاع های حریف را ویران سازد. اما چرا در تیم آرژانتین این اتفاق نمی افتد و این سیستم نه تنها در این بازی جواب نداد، بلکه یکی از بازی های بسیار ضعیف آرژانتین را رقم زد؟ تیم ملی آرژانتین تعدادی از بهترین بازیکنان جهان به مانند مسی، دی ماریا، سرخیو آگوئرو و دیبالا را در اختیار دارد. حال بگذریم از بازیکنی به مانند ایکاردی که به هر دلیلی به این جام جهانی نیز دعوت نشد! پس سوال بزرگ این است که با این بازیکنان و کاپیتان ارزشمندی به مانند مسی چرا این تیم نتیجه نمی گیرد؟
بخش مهمی از جواب این سوال به خود بازیکنان برمی گردد. شما در این گونه سیستم ها به بازیکنان فعال و انرژیکی نیاز دارید که از توان بدنی بالایی برخوردار باشند. نکته مهم دیگر نیز این است که پیاده کردن این چنین سیستم هایی نیازمند صرف زمان و هماهنگی بالا بین بازیکنان در یک تیم است. چیزی که به عینه در تیم ملی آرژانتین به چشم نمی خورد. تیمی به مانند شیلی چه در زمان بیلسا و چه در زمان سمپائولی سال ها این فرصت را داشتند تا با این ترکیب آداپته شوند و نتیجه آن هم قهرمانی این تیم و بازی های زیبا برای هوادارانشان بوده است. ضمن این که این سیستم احتیاج به بازیکنان جسوری دارد که از هیچ نبرد تن به تنی با بازیکنان تیم های دیگر نترسند و تا آخرین رمق خود و تا وقتی در میدان حضور دارند، از جان مایه بگذارند. این شرایط به هر دلیلی در این تیم فعلی آرژانتین دیده نمی شود و نکته مهم تر این که خود سمپائولی تنها یک سال است که سرمربی این تیم شده است. پس به آن شکل زمان و شرایط کافی برای پیاده سازی این سیستم در اختیار او نبوده و واقعا جای تعجب دارد که در بازی به این مهمی رو به این چینش بیاورد. سرمربی آرژانتینی ها برای این بازی و هافبک های وسط تیمش، خاویر ماسکرانوی پا به سن گذاشته که به تازگی در لیگ چین بازی می کند، به همراه اِنزو پرز را در نظر گرفته بود. در کناره ها هم نفراتی هم چون اِدواردو سالویو و مارکوس آکونیا را قرار داده بود تا بدین ترتیب 4 بازیکن جلوی خط دفاعی خود را شکل دهد. چهار بازیکنی که سرمربی آرژانتین به عنوان هافبک در وسط زمین به کار گرفته بود، با هدف تخریب هافبک های فوق العاده کرواسی به زمین فرستاده شده بودند. نقشه ای که نه تنها عملی نشد، بلکه هافبک های خلاق کرواسی به مانند مودریچ و راکیتیچ هر بلایی که خواستند، بر سر این آرژانتین آوردند. آکونیا که به جای دی ماریا در ترکیب قرار گرفته بود، عملا هیچ بار فنی برای تیم به همراه نداشت و در بسیاری از موارد با توپ لو دادن های خود، موقعیت را به تیم ملی کرواسی می داد.
سِسک فابرگاس که تماشاگر ویژه این بازی بود، در تحلیلی کوتاه پس از پایان بازی در مورد سبک آرژانتین این گونه می گوید:
آرژانتین 5 بازیکن در دفاع و 5 بازیکن در خط حمله داشت و فاقد هافبک بود. این ضعف کاملا آشکار بود. این مورد دقیقا خواسته همه تیمها است. اما نمی دانم چرا تیم آرژانتین متوجه این ضعف نشد. بازیکنان آرژانتین علیه هم در زمین نبودند. اما مقابل حریف هم اتحادی نداشتند. با این ضعف بزرگ و آشکار، کرواسی توانست شمار گل های زدهاش را افزایش دهد.
بالا بازی کردن تیم کرواسی با هافبک های بی نظیری که در اختیار دارد، باعث شد خط هافبک آرژانتین عملا از کار بیفتد. فشار بی امان بازیکنانی نظیر لوکا مودریچ، ایوان راکیتیچ، آنته ربیچ و ایوان پریشیچ باعث شد هافبک های آرژانتین در طول بازی سردرگم بازی کنند. آن ها نه تنها نتوانستند هافبک های کرواسی را از کار بیندازند، بلکه از دادن یک پاس ساده به ستاره تیمشان هم ناتوان بودند و باز هم بزرگترین قربانی این سبک بازی آرژانتینی ها، لیونل مسی بود. ضعف بزرگ دیگر تیم آرژانتین را می توان در درون دروازه این تیم جستجو کرد؛ جایی که ویلی کابایرو اصلا آماده این بازی ها نبوده و با اشتباه مرگبار خودش در گل اول کرواسی به نوعی تیر خلاص را به پیکر نیمه جان آرژانتین شلیک کرد.
The G.O.A.T
مسی در این بازی و همان طور که توضیح داده شد، به هیچ وجه نتوانست توانایی های خود را به خوبی نشان دهد. فوتبال بازی گروهی است و یک بازیکن هر اندازه هم فوق العاده باشد، تا در این بازی گروهی به کار گرفته نشود، نمی تواند توانایی های خود را به خوبی نشان دهد. در بارسلونای پپ گواردیولا او از طرف هافبک هایی هم چون ژاوی و اینیستا تغذیه می شد، حال این که در آرژانتین این نفرات جای خود را به بازیکنانی نظیر انزو پرز، اِدواردو سالویو و مارکوس آکونیا داده اند. همین تفاوت در کیفیت بازیکنان باشگاهی و تیم ملی سختی کار کاپیتان تیم ملی آرژانتین را به خوبی نشان می دهد. در بارسلونا و مخصوصا در زمان حضور ژاوی و اینیستا مسی ابدا نیازی به طراحی حملات به آن شکل نداشت و کافی بود که توپ به او رسیده و مسی هم کاری که در آن مهارت دارد، یعنی گلزنی را به نحو احسن انجام دهد. حتی در بارسلونای فصل قبل نیز بازیکنانی نظیر راکیتیچ، آندرس اینیستایی که دیگر در بارسلونا حضور ندارد و سرخیو بوسکتس تا حد زیادی فشار را از روی مسی در بارسا برداشته بودند و او آزادی عمل نسبتا خوبی در این تیم دارد. او همچنین در کنار خود فیلیپ کوتینیو و در خط جلو هم مهاجم زهرداری همچون لوییس سوارز را می بیند. مقایسه هم بازی های او در این دو تیم به خوبی نشان می دهد که چرا بازی های مسی تا بدین حد در تیم ملی با افت چشمگیری همراه است.
مسی با توجه به ضعف مفرط خط هافبک آرژانتین مجبور است، حتی نسبت به پست تعریف شده خود در این تیم به مراتب عقب تر بازی کند تا شاید بتواند توپ گیری کند و برای خودش موقعیت سازی کند. این روش مسی شاید در مقابل تیم هایی به مانند ایسلند که دارای خط هافبک قدرتمندی نیست، جواب بدهد ولی در مقابل تیم های بزرگ به مانند همین کرواسی اصلا ثمره ای برای او و آرژانتین نداشته و فقط مقایسه آمار مسی در دو بازی ایسلند و کرواسی، تصدیقی به گفته های ما خواهد بود. لیونل مسی در بازی با ایسلند به تنهایی 11 شوت به سمت دروازه این تیم سخت کوش شلیک کرد، در حالی که این آمار در بازی با کرواسی تنها به یک شوت کاهش پیدا کرد. اگر از این آمار شگفت زده شده اید، کمی تامل کنید. آمار پاس های مسی نیز در دیدار با کرواسی افت چشمگیری داشت و او تنها توانست 24 پاس سالم را به هم تیمی های خود بدهد؛ این آمار در بازی با ایسلند به 60 پاس رسیده بود. مسی به واقع موتور محرک تیم آرژانتین است و وقتی او از کار بیفتد، یعنی آرژانتین از کار افتاده است و نتیجه از کار افتادن مسی هم باخت سنگین 0-3 برابر تیم کرواسی می شود. عقب بازی کردن مسی باعث می شود که او با توجه به همین آمار تا حد زیادی از توانایی هایش کاسته شود.
با این سبک بازی از تیم آرژانتین، آن ها در گلزنی به تیم کرواسی عاجز بودند و نمی توان دلیل اصلی شکست آن ها را فقط اشتباه کابایرو دانست. هیچ شکستی برای این سبک بازی آرژانتینی ها بدتر از آن نیست که آن ها نمی توانستند توپ را به درستی به بهترین بازیکن خودشان برسانند. آرژانتین به شدت وابسته به مسی است و بد نیست بدانید که تا قبل از گل آگوئرو به ایسلند، آن ها از اواخر سال 2016 تا کنون (چیزی در حدود 600 دقیقه) در هر گلی که زده اند ردپایی از لیونل مسی به چشم می خورد. نکته مهم دیگری که در مورد مسی باید به آن توجه کرد، تعداد بازی ها و دقایق بالای بازی او قبل از جام جهانی است. در فصل 18-2017 مسی در 54 مسابقه بازی کرد؛ بالاترین آمار خود او از فصل 15-2014 و یکی از بالاترین تعداد بازیهایی که او برای بارسلونا انجام داده است. بر اساس آمار سایت ترانسفرمارکت، او 4468 دقیقه بازی کرده و به طور متوسط 82.7 دقیقه در هر بازی در زمین بوده است. او در پایان فصل برای بارسلونا 45 گل و 18پاس گل ثبت کرد. بنابراین خستگی از این همه بازی نیز می تواند، دلیل دیگری باشد که مسی در این جام جهانی دچار افت شده است. آرژانتین در اولین بازی خود به مانند سایر مدعیان دیگر جام، در دور اول گروهی بازی خوبی به معرض نمایش نگذاشت، اما حقیقت تاسف آور آن جاست که بازی دوم آن ها از بازی اولشان در برابر ایسلند به مراتب فاجعه بارتر بوده است. بازیکنان و سرمربی آرژانتین به مانند کودکانی هستند که کار اشتباه و خطایی انجام داده اند و حال منتظر هستند تا حامی آن ها (لیونل مسی) راهی برای نجاتشان پیدا کند. آن ها با این سیستم در تئوری و روی کاغذ چینش فوق العاده ای دارند، اما الزامات و شرایطی که باید این سیستم را به اجرا بگذارند، را تا این جای کار نداشته اند. وقتی یک تیم ناآماده باشد، دیگر کاری از لیونل مسی هم برای آن ها برنمی آید. شاید همین شناخت مسی از هم تیمی هایش بود که در هنگام پخش سرود ملی این کشور، مسی چشمان خود را بسته و دست بر پیشانی خود می کشید. درست به مانند کسانی که از سردردی وحشتناک رنج می برند.