من خودم اول میگم:بچه که بودم، کاپیتان تیم فوتبالمون بودم.یه بار تیم حریف تا تونستن بهمون گل زدن.آقا ما هم فهمیدیم که خونه خالیه برادرا پدرا بیرونن فقط اون تو خونست ما هم برداشتیم رفتیم تو خونه بستیمش به صندلی یه گونی هم کردیم تو دهنش:/شانس آوردیم خانوادش زود اومدن وگرنه میمرد:/اینقدر هم سریع کارمونو انجام دادیم و مخفی بودیم نفهمید کسی????