(قسمت اول):
نوجوون که بودم گفتم ایشالله چشم پزشک شم! ?
دبیرستان که رفتم گفتم ایشالله مهندسی
بعدش گفتم ایشالله مهندس نفت یا هستهای مثلا بشم دانشمند هستهای!! ??
موقع کنکور که شد گفتم ایشالله دانشگاه دولتی، مهندسیش هرچه بود باداباد خوبه! ?
(قسمت دوم):
کنکور هم که رفتیم دانشگاه آزاد گفتیم خب ایشالله
مهندسی خوبی میریمدیگه (مثلا برق یا مکانیک یا معماری یا عمران)
برق که رفتیم بعدش گفتیم ایشالله تا دکتری بریم:)))
بعدش با بدبختی که لیسانس گرفتیم دیدیم دیگه انگیزهای نداریم واسه ارشد چه برسه دکتری!! :|
(قسمت آخر)
و در آخر این شد که سر از شغل آزاد درآوردیم! :///
و اینطور شد که از چشم پزشکی رسیدم به شغل آزاد
.
پ.ن: واقعا زندگی بدونِ هدف، زندگی دردآوریه...?
اونی که توی نوجوونی هدف گذاری میکنه و دقیقا هم بهش میرسه واقعا شایسته هرچیزی توی زندگیش هست ولی امثال من واقعا لایق خیلی چیزها نیستیم...



