​​​​​​هوا نمه نمه واقعا سرد شده،

دیگه باید یکی باشه که دستامونو بذاریم لای پاهاش تا گرم شیم ،،،

کوچیکتر که بودیم صبحها دیر میرسیدیم سر کلاس، معاون با شیلنگ میزد کف دستمون،، ناجور سر میشد و درد میکرد،نه فوت جواب میداد نه فشار دادن لای زانوهامون،،،هر بار که دستتو میکشیدی عقب ،یه دونه بیشتر میخوردیم، گاها با یه چوب منعطف میزدش ،اونوقتا میگفتن چوب اناره، ولی من شیلنگو ترجیح میدادم،،!!آخ آخ آخ