یه بچه کوچولو پیدا میکنم باهاش بازی میکنم
تو خیابون یه پیرمرد سوار میکنم تا کص بگیم
میرم کتابخونه به پچ پچ مردم گوش میکنم
بازیای قدیمی رو بازی میکنم
تو اسپنک بنگ سرچ میکنم: ممد رسول آبادی
از لینکین پارک بگوش
https://www.aparat.com/v/XuayV/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%DA%86%D8%B3%D8%AA%D8%B1_%D8%A8%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%AA%D9%88%D9%86_%D9%82%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D8%B2_%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D9%8F%D8%B4%DB%8C_...
ببین این بالایی رو با معنیش
اگه خواستی برو یوتیوب هم بگرد
از آپارات فرستادم راحت ببینی
میرم یه بسته سیگار اضافی میگیرم.
دوران دانشجویی یه آقایی بود چهارراه مارالان تبریز، شبها هم سیگار میفروخت. من مشتری دایم شبهاش بودم. همیشه بهش میگفتم"سیگار فروش چهارراه مارالان غم میفروشد". یاد دوران دانشجویی افتادم خصوصا سال اول که خیلی سخت گذشت
بخواب. هیچی به اندازه خواب راحتت نمی کنه. بقیه همه رو امتحان کردم همه راها ولی هیچی خواب نمیشه چون هورمونات جا به جا میشه می خوابی هورمونات نورمال میشن
دیدگاهها