۲۳ بازی، ۱۸ برد، ۴ تساوی و ۱ باخت! ۶۶ گل زده، ۱۸ گل خورده. غالبا در مدح تیم‌ها این طور بیان می‌شود که به اعداد نگاه نکنید و به عملکرد کیفی تیم توجه کنید؛ ولی در خصوص لیورپول اوضاع فرق می‌کند، توجه به آمار ثبت شده توسط شاگردان کلوپ نه تنها نامردی و کوچک شمردن عملکردشان نیست بلکه برعکس، بیانگر قدرت شگفت انگیز سرخ‌های بندر آنفیلد است. لیورپولی که در خط دروازه آلیسون بکر را دارد. آلیسونی که مدتی مصدوم بود ولی این فصل مجدد در اختیار تیمش قرار گرفته‌است. ویرجیل فن‌دایک، سیمیکاس، آرنولد، گومز، متیپ، رابرتسون، فیلیپس مهره‌های اصلی خط دفاع لیورپول هستند. در خط هافبک اوضاع لیورپول کاملا متفاوت است. هندرسون، فابینیو و تیاگو سه هافبک اصلی لیورپول هستند و کلوپ در میانه زمین، شانس زیادی برای تغییر ندارد. چمبرلین با انتقال از آرسنال به لیورپول، در ابتدا ستاره ظاهر شد تا لیورپول را امیدوار کند ولی بعد آرام آرام افت کرد و الان با وجود گذر از دوران تیره و تارش، در حد سه مهره اصلی نیست (پلی میکر خوبی‌ست ولی حد سه نفر قبل نیست). مصدومیت کورتیس جونز هم تاثیر چشمگیری در میانه زمین داشت. ستاره جوان تیم کلوپ که در وسط زمین آقایی می‌کرد تا اواخر سال در دسترس نیست و کلوپ به جز سه نفر اصلی، نبی کیتا، چمبرلین و میلنر را دارد. برخلاف ‌ترافیک خط دفاعی که هم شیرین است و هم تلخ؛ نداشتن مهره‌های لازم و کافی برای لیورپول در خط هافبک زجرآور است. منتها درخشش هندرسون و تیاگو به حدی بوده که این ضعف چندان در چشم نمی‌زند ولی به هر حال موجود است‌. و اما طلایی‌‌ترین قسمت لیورپول امسال، خط حمله‌اش است. صلاح، مانه، ژوتا، اوریگی و فیرمینو سهم زیادی در موفقیت لیورپول داشتند. اگر قرار باشد ۵ بازیکن برتر لیورپول را تا این لحظه از لیگ نام ببرم، قطعا آلیسون، تیاگو، صلاح، مانه و آرنولد آن پنج نفر هستند. جدای از این‌ها لیورپول همچنان برای آلیسون جایگزین خوبی پیدا نکرده. آدریان در زمانی که آلیسون مصدوم بود‌، سنگربان لیورپول بود؛ اوایل درخشان بود ولی بعد از مدتی، نشان داد که از کاریوس هم کاریوس‌تر است. کهر هم به عنوان دروازه‌بان سوم، گزینه بسیار خوبی‌است. تلنتی که می‌تواند آینده سرخ‌ها را تضمین کند. در پایان باید گفت لیورپول با ۲-۳ خرید منطقی در پایان فصل و حفظ شاکله اصلی تیم، می‌تواند فصل آینده از الان هم خطرناک‌تر ظاهر شود.