طرفداری | چند روز پیش و چند ساعت بعد از آنکه منچسترسیتی با نتیجه 4 به یک لیورپول را شکست داده و اختلاف را در صدر جدول کمتر کرد، آرسنال هم با همین نتیجه لیدزیونایتد را شکست داد.

میکل آرتتا به بازیکنانش اجازه داده بود بازی منچسترسیتی را دنبال کنند و از همین رو، نیک گودوین در بی بی سی فایو از بن وایت پرسید بازی سیتی برابر لیورپول را دیده است یا نه.

بن وایت یکی از گلزنان آن روز آرسنال و یکی از بازیکنان کلیدی تیم در راه قهرمانی فصل جاری است و در کمال تعجب این طور پاسخ داد که: 

من فوتبال نمی‌بینم و برای همین فقط روی بازی‌ امروزمان تمرکز کردم.

وایت افشاگری بزرگی نکرده بود و قبلا هم بارها چنین صحبت‌هایی از او منتشر شده بود. خارج از بازی و تمرین، او چندان علاقه‌ای به فوتبال ندارد و در مصاحبه سال گذشته‌اش با اسکای هم آن را نمایان کرده بود:

وقتی جوان‌تر بودم، هیچ گاه فوتبال نمی‌دیدم. الان هم نمی‌بینم. فقط عاشق این ورزش بودم و همیشه بازی می‌کردم و هیچ وقت برای تماشا وقت نمی‌گذاشتم. از همین رو، در مورد نسل گذشته دانش خاصی ندارم. می‌دانم پاتریک ویرا بازیکن بسیار خوبی بوده، ولی از جزئیات فوتبالش اطلاعی ندارم. 

وایت در مصاحبه مشترکی که در کنار لیاندرو تروسار انجام داد، در پاسخ به این سوال که قسمت مورد علاقه‌اش در هر روز کدام است، از "تمرینات" نام برد. 

بن وایت فوتبال تماشا نمی‌کند

نظریه نادرست عموم هواداران فوتبال

عقیده مشترکی بین هواداران فوتبال وجود دارد براین اساس که فوتبالیست‌ها هم به اندازه آن‌ها عاشق این ورزش هستند، ولی وایت در رویکردش به فوتبال به هیچ عنوان تنها نیست. 

از دیگر نمونه‌ها می‌توان به مدافع چپ سابق تاتنهام، بنوا آسو اکوتو، اشاره کرد که در مصاحبه‌ای با گاردین اعلام کرد فوتبال را تنها به عنوان یک شغل می‌بیند و پول یکی از انگیزه‌های اصلی‌اش در ادامه حضور در آن است. او همچنین گفت وقتی رافائل فن درفارت به تاتنهام آمده و در رختکن مشغول خوش و بش با بقیه بوده، از هم‌تیمی‌هایش می‌پرسیده "او کیست؟".

مورد دیگر، گرت بیل است که زمانی رقیب اکوتو در سمت چپ تاتنهام بود. الان دیگر همه در مورد علاقه بیل به گلف می‌دانند، ولی وقتی ESPN در سال 2018 از او در مورد پیگیری بازی‌های پاری‌سن ژرمن (رقیب احتمالی آن روزهایشان) در یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان پرسید، پاسخ داد:

من چندان فوتبال نمی‌بینم. راستش را بخواهید، تماشای گلف را ترجیح می‌دهم. 

کارلوس توز هم در این خصوص با بیل با هم عقیده است که در سال 2018 گفته بود:

اگر در یکی از شبکه‌ها بارسلونا و رئال مادرید بازی داشته باشند و در شبکه دیگر، تورنمنت گلف در حال پخش باشد، گلف را انتخاب می‌کنم. هیچ‌گاه اشتیاق بالایی به تماشای بازی‌ها نداشته‌ام. دوست دارم بازی کنم و توپ زیر پایم باشد. 

مارک آندره تراشتگن از بارسلونا طی دهه گذشته در زمره برترین دروازه‌بانان دنیا بوده، ولی در مصاحبه‌ای گفته به ندرت نام رقبایش را می‌داند. حتی گابریل باتیستوتای بزرگ هم به نظر بازی چوگان را به تماشای فوتبال ترجیح می‌داد و از فوتبال به عنوان شغلش یاد می‌کرده است. 

دیوید باتی با اینکه نزدیک باشگاه سابقش زندگی می‌کند، هیچ گاه در بازی‌های لیدزیونایتد حاضر نمی‌شود و تنها بازیکنی است که چند سال پیش در جریان یادواره قهرمانی بلکبرن راورز، در مراسم شرکت نکرد. او در واکنش به سوالی در خصوص از دست دادن پنالتی در جام جهانی 1998، این طور گفته است:

به محض اینکه به رختکن رسیدیم، در اشتیاق رسیدن به خانه و دیدن فرزندانم بودم؛ پس فوتبال اهمیتی نداشت. 

در مخالفت با روح فوتبال؟

آیا چنین رویکردی در تناقض با روح فوتبالیست بودن است یا از آن می‌توان به عنوان شیوه‌ای سالم در راستای رده‌بندی اولویت‌ها نام برد؟

اتلتیک در این خصوص پای صحبت‌های بازیکنان و مربیان فعلی نشست و از آن‌ها پرسید هیچ گاه با فردی که به تماشای فوتبال یا حرف زدن در مورد آن اشتیاق ندارد، کار کرده‌اند یا نه. از گائل ژیوه، مدافع اسبق بلکبرن و تیم ملی فرانسه، به عنوان کسی که هیچ گاه در مورد فوتبال صحبت نمی‌کرد و نمی‌دانست رقیب بعدی‌شان کیست، اسم برده شد. کورتیس وودهاوس نام دیگر مطرح شده بود که البته چندان غافلگیرکننده نبود، چون او نیمه دوم دوران بازی‌اش، بین بوکس و فوتبال در رفت و آمد بود. 

شاید از جالب‌ترین چهره‌های مطرح شده، پل اسکولز و اسکات پارکر باشند که در دوران فوتبالشان، از تماشا یا صحبت در مورد فوتبال، اجتناب می‌کردند و الان یکی تحلیل‌گر ورزشی و دیگری سرمربی شده است!

 

 

بهترین گل‌های اسکات پارکر در لیگ برتر

اهمیت یا عدم اهمیت عشق به فوتبال

از سوی دیگر، خیلی از فوتبالیست‌ها و مربیان نتوانستند مثالی از چهره‌های اطرافشان که علاقه به فوتبال ندارند، پیدا کنند و حتی شک داشتند کسی بدون عشق عمیق به این ورزش بتواند تا سطح بالا برسد. خیلی‌ها عقیده دارند برای رسیدن به قله فوتبال، باید انگیزه و تعهد بسیار بالایی وجود داشته باشد و باید عاشق آنچه انجام می‌دهید، باشید. 

با این حال، سوال اینجا است که آیا اهمیتی هم دارد؟ آیا مهم است یک فوتبالیست، دانش‌ آموخته این ورزش باشد؟ بسیاری از نام‌های ذکر شده در بالا از جمله باتیستوتا، اسکولز، بیل و توز در بالاترین سطح دنیای فوتبال حضور داشته و بسیاری بازی و گل ملی هم به نامشان ثبت شده و در تورنمنت‌های بزرگی حضور داشته و قهرمانی‌های متعدد داشته‌اند. می‌دانیم خیلی از سلبریتی‌های دنیای فوتبال، ذوب در این ورزش هستند، ولی از سوی دیگر اطلاع داریم که این، شغل آن‌ها است و برخی به آن تنها به عنوان یک حرفه می‌نگرند. 

منطقی هم به نظر می‌رسد که هر کس بخواهد فاصله‌ای بین خودش و شغلش ایجاد کند. فوتبالیست‌ها هم باید بین کار و زندگی‌شان تعادل ایجاد کنند. اگر ساعات کاری‌تان را با فوتبال سپری کنید و بعد هر جا بروید میکروفون جلویتان بگیرند و اطرافیان‌تان فقط حرف از فوتبال بزنند، طبیعی است که برخی‌ها اشتیاق چندانی به تماشای آن نداشته باشند. این بدون شک همان رویکردی است که بن وایت به فوتبال دارد:

فوتبال پر از تنش و هیجان است. هر روز وارد زمین می‌شوید و 100 درصد انرژی‌تان را به کار می‌گیرید. تنها چیزی که می‌خواهم این است که به خانه بروم و دیگر در مورد آن فکر نکنم تا فردا صبح برگردم و دوباره 100 درصد خودم را به کار گیرم. بازی خودم را با هدف تحلیل تماشا می‌کنم. شاید بازی انگلیس را هم ببینم، ولی همیشه مشغول کاری هستم و نمی‌نشینم تا فوتبال ببینم. 

از وایت به عنوان یکی از پرتلاش‌ترین چهره‌های آرسنال در مرور عملکرد شخصی یاد می‌شود. از همین رو، می‌توان گفت در این فصل حتی زمانی که در پست غیرتخصصی هم حضور دارد، همیشه کارش را به خوبی در زمین انجام می‌دهد.

آیا می‌توان ادعا کرد اگر مستقیما بازیکن را درگیر نکند، تماشا نکردن فوتبال می‌تواند مفید فایده هم باشد؟ وایت همچنان عاشق بازی کردن است و در زمین همیشه احساساتش را می‌توان به وضوح مشاهده کرد. براین اساس، نظر به اینکه رویکرد سردتری به آماده‌سازی‌اش نشان می‌دهد، می‌توان گفت ممکن است باعث شود تصمیمات منطقی‌تری از خود بروز دهد.

حین دیدن فوتبال، به وفور پیش می‌آید که فراموش کنیم داریم چهره‌های مختلف را موقع انجام شغل‌شان تماشا می‌کنیم. برخی بازیکنان ممکن است به اندازه ما عاشق فوتبال باشند، ولی وقتی کسی چنین نیست، نباید تعجب کنیم. 


برگردان یادداشتی به قلم نیک مولر برای اتلتیک