ی سکانس خیلی جالب؛ این خفاش شب که ساعد ازش حرف میزنه و میترسه پروندشو رئیس بهشون بسپاره واقعیه! ی آدمی بود در اون زمان که به طور مرموزی دختر های دانشجو رو میدزدید و میکشتشون
آره این موضوع خیلی جدی بود ،حتی براش کتاب هم نوشته شده...قربانیاش هم دخترای خاصی بودن میگن چون یجور خاص زنش رو به قتل میرسونن مشکلات روانی گرفته و رو اینا عقده هاش و خالی میکنه، اول بهشون تجاوز میکرد بعد بدنشون رو آتیش میزد
دیدگاهها